🔆 #پندانه
🔻تنها بازمانده یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی از سکنه افتاد...
🔸او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد.
روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر می گذارند، اما کسی نمی آمد.
🔹سرانجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها کلبه ای بسازد تا خود را از عوامل زیان بار محافظت کند و داراییهای اندکش را در آن نگه دارد.
🔸اما روزی که برای جستجوی غذا بیرون رفته بود، به هنگام برگشتن دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود. متاسفانه بدترین اتفاق ممکن افتاده و همه چیزش از دست رفته بود.
🔹از شدت خشم و اندوه فریاد زد: '' خدایا چطور راضی شدی با من چنین کاری کنی؟''
🔸صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید. کشتی آمده بود تا نجاتش دهد.
🔹مرد خسته، از نجات دهندگانش پرسید: شما از کجا فهمیدید که من اینجا هستم؟
🔸آنها جواب دادند: ما متوجه علائمی که با دود می دادی شدیم.
🔺پس به یاد داشته باش، در زندگی اگر کلبه ات سوخت و خاکستر شد، ممکن است دودهای برخاسته از آن علائمی باشد که عظمت و بزرگی خداوند را به کمک می خواند...!
☘@AbCDEhh
°-{💛}-°
-
#استادپناهیان:
برو گریہ ڪن ..
التماسِ خـدا کن ...
بگو نمیتونـم
از موقعیـتِ گناه فرار کنـم
اونقد خدا ڪریـمه
ڪه
موقعیـتِ گناهو
فراری میده
تو فقط میونِ گریـههات بگـو...
دیگه نا ندارم پاشم
بگو میـخوام گناه نکنمااا،
زورم نمیرسـه
معجزه میڪـنه برات
-
ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-
#چله_ترک_گناه
#پندانه
@AbCDEhh
#پندانه
🔴هر روزت را خوب زندگی کن
✍️شخصی از عالمی پرسید:
برای خوب بودن کدام روز بهتر است؟
عالم فرمود:
یک روز قبل از مرگ.
شخص حیران شد و گفت:
ولی مرگ را هیچکس نمیداند!
عالم فرمود:
پس هر روز زندگی را روزِ آخر فکر کن و خوب باش
شاید فردایی نباشد.
☆| #امام_زمانی_ها
ᒍOIᑎ ↯↯↯
الّلهُمَّعَجِّلْلِوَلِیِّکَالْفَرَج
✔ @AbCDEhh
◌◌◌◌◌◌◌◌◌◌◌◌◌◌◌◌◌◌◌◌◌◌◌
❞ گفتـــم خدایا؛
ازبیناون ھمهگناهــےڪهڪــردم...؛
ڪدومـــومیبخشـــے...؟!
لبخنــدزدوگفت:
{• #اناللهیغفرالذنوبجمیعا♥️ •}
همشــو...
توفقطبیـــا...!
منهمشومیبخشــمفدایســرت...🙃 ❝
◌◌◌◌◌◌◌◌◌◌◌◌◌◌◌◌◌◌◌◌◌◌◌
•|✨|•← #آیہ_گࢪافے
•|🤔|•← #پندانہ
↳•| 𝕛𝕠𝕚𝕟|•↯
❰🌱 @AbCDEhh 🌱❱
🔖 #پندانه
✅ از رحمانیت خدا سوءاستفاده نکنیم...
✍مرد رباخوار و عیاشی بود که هرگاه گناه میکرد، به او میگفتند: گناه نکن! در جواب میگفت: خداوند أَرْحَمُ الرَّاحِمِين است، نترسید! او هرگز بندۀ خود را هر چقدر هم که بد باشد، نمیسوزاند. من باورم نمیشود، او از مادر مهربانتر است، چگونه مرا بسوزاند در حالی که این همه در خلقت من زحمت کشیده است!
ـ روزگار گذشت و سزای عمل این مرد رباخوار، پسر جوانی شد که در معصیت خدا، پدر را در جیب گذاشت و به ستوه آورد، تا آنجا که پدر آرزوی مرگ پسر خویش میکرد. گفتند: واقعا آرزوی مرگش را داری؟ گفت: والله کسی او را بکشد نه شکایت میکنم، نه بر مردنش گریه خواهم کرد.
ـ گفتند: امکان ندارد پدری با این همه حب فرزند که زحمت بر او کشیده است، حاضر به مرگ فرزندش باشد. گفت: والله من حاضرم، چون مرا به ستوه آورده و به هیچ صراط مستقیمی سربهراه نمیشود.
ـ گفتند: پس بدان، بنده هم اگر در معصیت خدا بسیار گستاخ شود، خداوند أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ از او به ستوه میآید و بر سوزاندن او هم راضی میشود.
💥قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَهُ؛ مرگ بر اين انسان، چقدر كافر و ناسپاس است. "عبس:17"
@AbCDEhh
🔆 #پندانه
✍ بهترین تعبیرها برای زندگی دینی
🔹از خیاط پرسیدند:
زندگی یعنی چه؟
🔸خیاط گفت:
دوختن پارگیهای روح با نخ توکل.
🔹از باغبان پرسیدند:
زندگی یعنی چه؟
🔸باغبان گفت:
کاشتن بذر عشق در زمین دلها، زیر نور ایمان.
🔹از باستانشناس پرسیدند:
زندگی یعنی چه؟
🔸باستانشناس گفت:
کاویدن جانها برای استخراج گوهر درون.
🔹از آینهفروش پرسیدند:
زندگی یعنی چه؟
🔸آینهفروش گفت:
زدودن غبار آینهٔ دل با شیشهپاککن توبه.
🔹از میوهفروش پرسیدند:
زندگی یعنی چه؟
🔸میوهفروش گفت:
دستچین خوبیها در صندوقچهٔ دل.
◦◦•••◦◦•••◦◦•••◦◦•••◦◦•••◦◦•••◦◦•••◦◦•
💛''☁️├⏎ #یاعلے
💚''⏎ألـلَّـھُـمَــ؏َـجِّـلْ لِوَلـیِـڪْ ألْـفَـرَج
•------»"✿"«------•
➜@AbCDEhh
💥 #پندانه
🌱 بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحيم 🌱
📋 حق ندارم به خانم دستور بدهم ‼️
#الگوی_زندگی 🍃
🧕🏻خانم زهرا مصطفوی (دختر امام) :
من ندیدم در طول زندگی ، 🌼امام خمینی(ره) به خانمشان بگویند : در🚪را ببندید
بارها و بارها میدیدم که خانم میآمدند و کنار آقا مینشستند ولی 🌼امام خودشان بلند میشدند و در را میبستند 😊👌🏻
و حتی وقتی پا میشدند ، به من هم نمیگفتند که در را ببندم 😉
یک روز به آقا گفتم : خانم که داخل اتاق میآیند، همان موقع به ایشان بگویید در🚪را ببندند 😃‼️
🌼 گفتند: من حق ندارم به ایشان امر کنم 😉✔
حتی به صورت خواهش هم از ایشان چیزی را نمیخواستند 😇⚠️
《📓 برداشتهایی از سیره امام خمینی
رحمه الله علیه جلد 1 صفحه 87 》
[🌼♦️] #یامهدی_ادرکنی
_@AbCDEhh
#پندانه
✅از چشم خدا افتادهایم یا خیر؟
✍️یکی از علما میگفت اگر میخواهی ببینی از چشم خدا افتادهای یا نه، یک راه بیشتر ندارد...
هروقت دیدی گناه میکنی و بعد غصه میخوری، بدان که از چشم خدا نیفتادهای.
اما اگر گناه میکنی و میگویی: مهم نیست؛ بترس که خط دورت کشیده شده
💥 #پندانه
📋 موضوع: #مــــــادر
👤پسری مادرش را بعد از درگذشت پدرش، به خانه سالمندان برد و مرتب از او عیادت می کرد.
📞 یک روز از خانه سالمندان تماسی دریافت کرد که مادرش درحال جان دادن است. پس سریع خود را پیش مادر رساند تا قبل از این که مادرش از دنیا برود، او را ببیند.😭
👤از مادرش پرسید:
"مادر چه می خواهی برایت انجام دهم؟ "
❤️مادر گفت:
🍃 از تو می خواهم که برای خانه سالمندان کولر بگذاری. چون آنها کولر ندارند و در گرمای تابستان اذیت می شوند.
🍃شیشه های شکسته را با شیشه های سالم عوض کنی تا از سوز زمستان در امان باشند.
🍃در حیاطش درخت بکاری تا در زیر سایه آنها استراحت کنند.
🍃در یخچال غذاهای خوب بگذاری. چه شبها که بدون غذا خوابیدم."
👤فرزند با تعجب گفت:
"داری جان می دهی و از من اینها را درخواست می کنی و قبلا به من گلایه نکردی؟"⁉️😔
❤️مادر پاسخ داد:
✅بله فرزندم. من به گرما و سرما و گرسنگی خو گرفته ام و عادت دارم ولی می ترسم وقتی فرزندانت در پیری تو را به اینجا می آورند، اذیت شوی چون من تو را در ناز و نعمت بزرگ کرده ام.
✳️ نتیجه:«قدر پدرومادراتون روبدونید »
#یامهدی_العجل
@AbCDEhh
💥 #پندانه
📋 موضوع: #عامیانه
👤پسر جوانی مریض شد.
اشتهای او کور شد و از خوردن هر چیزی معدهاش او را معذور داشت.حکیم به او عسل تجویز کرد.🍯
👤جوان میترسید باز از خوردن عسل دچار دلپیچه شود لذا نمیخورد.
👨🏻⚕حکیم گفت: بخور و نترس که من کنار تو هستم.
👤جوان خورد و بدون هیچ دردی معدهاش عسل را پذیرفت.
👨🏻⚕حکیم گفت: میدانی چرا عسل را معده تو قبول کرد و پس نزد و زود هضم شد؟⁉️🤔
👤جوان گفت: نمیدانم.🤷🏻♂
👨🏻⚕ حکیم گفت: عسل تنها خوراکی در جهان طبیعت است که قبل از هضم کردن تو، یکبار در معده زنبور هضم شده است.👌🏻✅
✳️ پس بدان که عسل غذای معده توست و سخن غذای روح توست.
اگر میخواهی حرف تو را بپذیرند و پس نزنند و زود هضم شود، سعی کن قبل سخن گفتن، سخنان خود را مانند زنبور که عسل را در معدهاش هضم میکند، تو نیز در مغزت سخنان خود سبک سنگین و هضم کن سپس بر زبان بیاور.😉👌🏻
✳️ نتیجه:«هیچگاه نسنجیده سخن نگوییم .»
#یامهدی_العجل
_☀️🌤⛅️☁️_
@AbCDEhh
🔅#پندانه
✍️ حکمت ندانستن بعضی از مسائل!
🔹مردی به پیامبر خدا، حضرت سلیمان، مراجعه کرد و گفت:
ای پیامبر! میخواهم به من زبان یکی از حیوانات را یاد دهی.
🔸سلیمان گفت:
تحمل آن را نداری.
🔹اما مرد اصرار کرد. سلیمان پرسید:
کدام زبان؟
🔸جواب داد:
زبان گربهها!
🔹سلیمان در گوش او دمید و عملا زبان گربهها را آموخت. روزی دید دو گربه با هم سخن میگفتند.
🔸یکی گفت:
غذایی نداری که دارم از گرسنگی میمیرم!
🔹دومی گفت:
نه، اما در این خانه خروسی هست که فردا میمیرد، آنگاه آن را میخوریم.
🔸مرد شنید و گفت:
به خدا نمیگذارم خروسم را بخورید.
🔹و آن را فروخت! گربه آمد و از دیگری پرسید:
آیا خروس مرد؟
🔸گفت:
نه، صاحبش فروختش. اما گوسفند نر آنها خواهد مرد و آن را خواهیم خورد.
🔹صاحب منزل باز هم شنید و رفت گوسفند را فروخت.
🔸گربه گرسنه آمد و پرسید:
آیا گوسفند مرد؟
🔹گفت:
نه! صاحبش آن را فروخت. اما صاحبخانه خواهد مُرد و غذایی برای تسلیدهندگان خواهند گذاشت و ما هم از آن میخوریم!
🔸مرد شنید و بهشدت برآشفت. نزد پیامبر رفت و گفت:
گربهها میگویند امروز خواهم مرد! خواهش میکنم کاری بکن!
🔻پیامبر پاسخ داد:
خداوند خواست خروس را فدای تو کند اما آن را فروختی، سپس گوسفند را فدای تو کرد آن را هم فروختی، پس خود را برای وصیت و کفن و دفن آماده کن.
💢خداوند الطاف مخفی دارد، ما انسانها آن را درک نمیکنیم. او بلا را از ما دور میکند، و ما با نادانی خود آن را بازپس میخواهیم!
💢گاهی خدا با یک ضرر مالی میخواهد مالمان را فدای جان خودمان یا فرزندانمان کند، ولی ما نمیدانیم و ناشکری میکنیم.
💢چه خوب است در هر بلایی خدا را شکر کنیم. چهبسا بلای بزرگتری در انتظار ما بوده است و خدا آن را دفع کرده است.
@AbCDEhh