هدایت شده از •·کالیگو·•
همانجاست، میبینی؟
همان قایقکاغذی ای که من در کودکی برایت ساختم و تو با دستان بلندت آن را روی برکهِ کوچکمان شناور کردی
و هردو با امید نگاهش کردیم
امید به اینکه روزی،
روی آن از دریای اشکهایمان
همانند اقیانوس آرام عبور کنیم؛
اما، این قایق دیگر بسیار دور شده.
هنوز هم دستانت به بلندیِ رسیدن به آن هست؟