نمیدونم؛
شاید تلقینه و به خاطر افکار خودمه، ولی
بعضی وقتا با خودم فکر میکنم ممکنه الان بخوابم و دیگه بلند نشم... خیلی رندوم، موقعی که چیزی برای فکر کردن بهش ندارم و از قضا، نصف شبه..!
☫ 𝗔𝗱𝗮𝗿𝗮 𝗰𝗼𝗿𝗲:
𑩒𑩒𑩒𑩒 𑩒𑩒𑩒𑩒 𑩒𑩒𑩒𑩒 چالش 𝟧𝟢 روز #نوشتن : ݂݂ ᩘ✉️ رؤز 𝟣 : شخصیت خود را توصیف کنید .
#پنجاهروز
روز 12 :
چی میشد اگه بتونم بر بخش بدبخت و ناتوان خودن مقابله کنم؟
اگه میتونستم فقط توانایی اینو داشته باشم که به هر چی که میخوام برسم؟ اینکه ارادهی خواستنشون رو داشته باشم؟..
چی میشد اگه میتونستم بگم هیچ گره فکری ای ندارم؟..
☫ 𝗔𝗱𝗮𝗿𝗮 𝗰𝗼𝗿𝗲:
𑩒𑩒𑩒𑩒 𑩒𑩒𑩒𑩒 𑩒𑩒𑩒𑩒 چالش 𝟧𝟢 روز #نوشتن : ݂݂ ᩘ✉️ رؤز 𝟣 : شخصیت خود را توصیف کنید .
#پنجاهروز
روز 13 :
موسیقی..
موسیقی برای هرکس با یه احساس متفاوت معنا میشه، بعضیا با غم، بعضیا با شادی؛
بعضیا با حسرت و بعضیا با جسارت..
این چیزیه که محتوای هر موسیقی رو تفاوت میبخشه و سبک های مختلف رو به وجود میاره.
☫ 𝗔𝗱𝗮𝗿𝗮 𝗰𝗼𝗿𝗲:
𑩒𑩒𑩒𑩒 𑩒𑩒𑩒𑩒 𑩒𑩒𑩒𑩒 چالش 𝟧𝟢 روز #نوشتن : ݂݂ ᩘ✉️ رؤز 𝟣 : شخصیت خود را توصیف کنید .
#پنجاهروز
روز 14 :
خیلی پراکندهست.. بنابرین چهار یا پنج تاشو اینجا میذارم فقط.. و اینکه، آرزو هامو نمینویسم، هدف های کوتاه مدت و میان مدتم رو میخوام بنویسم.
1- تقویت زبان انگلیسیم تا سطح B2.
2- پیدا کردن کلاس طراحی خوب.
3- تموم کردن ناروتو 🤡
4- درست کردن یه تقویم احساسات.
5- درمان خشکی پوستم.
☫ 𝗔𝗱𝗮𝗿𝗮 𝗰𝗼𝗿𝗲:
𑩒𑩒𑩒𑩒 𑩒𑩒𑩒𑩒 𑩒𑩒𑩒𑩒 چالش 𝟧𝟢 روز #نوشتن : ݂݂ ᩘ✉️ رؤز 𝟣 : شخصیت خود را توصیف کنید .
#پنجاهروز
روز 15 :
حقیقتش نمیدونم! اینجور موقعیتا معمولاً یادم نمیمونه، ولی خب یکی هست که اصلا یادم نمیره :/
چند سال پیش موقعی که تازه به سن تکلیف رسیده بودم، با خانوادهم و دوستای خانوادگیمون رفته بودیم خونه باغ یکی از دوستامون، بعد همه نشسته بودن تو ایوون و.. بعد من از در اومدم بیرون، و دست گذاشتم رو شونه کسی که فکر میکردم بابامه، بعد نگاهمو آوردم بالا تر دیدم عه! بابام که روبرومه! این کیههه؟
و بله دیدم دوست بابامه داره با یه لبخند ملیح میخنده بهم :/
هیچوقت یادم نمیره چقد خجالت کشیدم🤌🏼