هدایت شده از ثوثک و پشه
سال های تحصیلی باید اینطوری میبود:
سوم دبستان اول دبستان بود(چون ما یه بار وقت داریم بچه باشیم و قرار نیست اون یه دفه رو بشینیم پشت نیمکتای مضخرف چوبی و به حرفای یه آدم ۴۰ ساله گوش کنیم بجای اینکه بریم بازی کنیم) و تمام مطالب چرت و پرت رندوم دبستان توی سه سال جمع میشد و مفیداشو نگه میداشتن
بعد سه سال راهنمایی که صرف یاد دادن یه سری چیز میز کلی و واقعا راهنمایی کردن انسان راجب بقیه زندگیش مثل انتخاب رشته اش میشد نه صرفا مثل بدبختا دنبال ۲۰ و ۱۹ دوییدن و گیر دادن به نیم میلیمتر ناخن بلندتر
بعد از راهنمایی تا ۲۰ سالگی هیچ پایه تحصیلی رسمی ای نمیبود ولی کلاس های انتخابی آموزشی بود که هر مهارتی که حس میکنی بهش علاقه مندی رو امتحان کنی و یه تجربه ای از هرچیزی به دست بیاری بدون اینکه بقیه زندگیتو بر اون اساس بخوای بچینی، خوش بگذرونی و چیز میز یاد بگیری و کارایی که دوس داریو بکنی چون فقط یه بار قراره ۱۵ ۱۶ ۱۷ ۱۸ ۱۹ سالت باشه و این سنا به قول همه بهترین سالای زندگیته و نباید پاره پاره کتابای بیخود و بی معنی بشه
بعد در سن ۲۰ سالگی بعد از تجربه کسب کردن و داشتن زمان کافی برای فهمیدن اینکه کی هستی و هدف زندگیت چیه و خواسته هات چیه و مغزت اونقدر رشد کرده که نری تتوی یونیکورن در حال اکلیل ریدن رو کمرت بزنی تصمیم بگیری که چه حرفه ای رو میخوای برای زندگیت انتخاب کنی و سال های آینده زندگیت رو صرف حرفه ای شدن و تحصیلات آکادمیک در اون حرفه بکنی
هدایت شده از ثوثک و پشه
شاید اینطوری یکم کمتر این دنیای کوفتی عذاب آور بود ولی خب کی اهمیت میده بچه ها وظیفشونه مثل بدبختا تمام روزای خوش آب و هوای سالو ساعات اداری کامل مدرسه باشن و به جای دریافت حقوق هزاران مشکل روانی جدید به دست بیارن و درنهایت بدون اینکه وقت کنن هیچی بفهمن و با زور خانواده چیزایی که نمیخوان و نمیتونن رو انتخاب کنن تا بعدا بشن یه سری بیکار افسرده که جامعه دوباره بتونه بخاطرش سرکوبشون کنه در حالی که اونا هیچوقت وقت نکردن خودشونو بشناسن چون داشتن اطلاعات کاملا مفید و کاربردی راجب غذای مورد علاقه شاعر قرن ششم رو حفظ میکردن
کاملا منطقی
☫ 𝗔𝗱𝗮𝗿𝗮 𝗰𝗼𝗿𝗲:
𑩒𑩒𑩒𑩒 𑩒𑩒𑩒𑩒 𑩒𑩒𑩒𑩒 چالش 𝟧𝟢 روز #نوشتن : ݂݂ ᩘ✉️ رؤز 𝟣 : شخصیت خود را توصیف کنید .
#پنجاهروز
روز 25 :
حضور ذهنم نمیاد سر صبحی ولی؛
۱ـ حمایتگر باش
۲ـ بدونه کی باید باشه و کی نباشه (اصلا کسی که اینو بدونه صد از صده!)
۳ـ اصولاً آدم خیلی outgoingی نیستم ولی طرف اگه پایه باشه جاهایی که هر چند وقت یه بار دلم میخواد رو بریم، عالیه!
۴ـ بدونن چی دوست دارم!
۵ـ فیلم باز!(یکمی مزاح میفرمایم جدی نگیرید، البته فیلم باز هم نباشن، فیلم بازشون میکنم!><)
۶ـ واسه مورد بالا غذا هم در نظر بگیری-
دیگه همینا دیگه.. اگه چیزی یادم اومد، بعداً اضافه میکنم.
☫ 𝗔𝗱𝗮𝗿𝗮 𝗰𝗼𝗿𝗲:
𑩒𑩒𑩒𑩒 𑩒𑩒𑩒𑩒 𑩒𑩒𑩒𑩒 چالش 𝟧𝟢 روز #نوشتن : ݂݂ ᩘ✉️ رؤز 𝟣 : شخصیت خود را توصیف کنید .
#پنجاهروز
روز 26 :
فکر کنم قبلاً گفتم.. ولی من معمولاً زیاد دلم برای کسی تنگ نمیشه، چون میدونم همیشه میتونم ببینمشون، مگه اینکه کسی باشه که خیلی برام اهمیت داشته باشه، و همچنین واسه مدت خییییلی زیادی ندیده باشمش..
بنابرین، در حال حاضر همه افرادی که برام اهمیت دارن رو دیدهم و دلم واسه کسی تنگ نشده..
ولی اگه بخوام بگم دلم برای کسی تنگ میشه، اگر دیگه نتونم ببینمش، یه نفر نیستن خب.. مادر و پدرم قطعاً.. و بعدش داداشام و خانوادهم درکل.. از همه چیز مهم ترن..