هدایت شده از مسجد شباب
45.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻آبادان و جنگ رمضان؛ روایت خدمات پشت جبهه ها / قسمت دوم
[روایت هایی از حضور حماسی مردم آبادان در جنگ رمضان]
@masjed_shabab | مسجد شباب
هدایت شده از استاد شیخ علی رضایی تهرانی
🏠 آوار نشدن خانه بر سر اهلش!
🪧 امام رضا علیه السلام:
هیچ گاه نشده است که کسی در هنگام خوابیدن آیه «إِنَّ اَللّٰهَ يُمْسِكُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضَ أَنْ تَزُولاٰ وَ لَئِنْ زٰالَتٰا إِنْ أَمْسَكَهُمٰا مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ كٰانَ حَلِيماً غَفُوراً» را بخواند و خانه بر سرش آوار شود.
عَنْ أَبِي اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا عَنْ أَبِيهِ عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ قَالَ:
«لَمْ يَقُلْ أَحَدٌ قَطُّ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَنَامَ: «إِنَّ اَللّٰهَ يُمْسِكُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضَ أَنْ تَزُولاٰ وَ لَئِنْ زٰالَتٰا إِنْ أَمْسَكَهُمٰا مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ كٰانَ حَلِيماً غَفُوراً» فَسَقَطَ عَلَيْهِ اَلْبَيْتُ »
📚 من لا يحضره الفقيه ج ۱، ص ۴۷۱
┄┅═✧❁❁•••❁❁✧═┅┄
پایگاههای رسمی دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله حاج شیخ علی رضایی تهرانی
ایتا | تارنما | پیامرسان
چهل روز گذشت و داغ، تازهتر شد؛
اشک، کم نشد و آه، بیشتر شد… 🖤🥀
رفت آن قامتِ استوار، ماند این دلِ بیقرار؛
خاموش شد آن چراغِ هدایت، افزون شد این شبِ حیرت… 🕯️🌑
نه ماتمِ یک مرد است، که ماتمِ یک زمان است؛
نه سوگِ یک صداست، که سوگِ یک پناه است… 💔
ای خدا…
زمین بیسایه شد، آسمان بیستاره؛
مسجد بینفس شد، محراب بیاشاره… 🕌🖤
چهل روز است که دعا میخوانیم و دل میسوزد؛
نام میبریم و جان میلرزد… 🤲🏻😔
کاش این غم، خواب بود…
کاش این فراق، سراب بود…
اما نیست؛
این حقیقت است و حقیقت، تیغ است… 🩸
خدایا…
او را به اولیایت ملحق کن،
و ما را در این داغ، غرق نکن… 🌙
طاقت بده…
که دل بیاو، شکسته است
و ایمان بیاو، خسته است… 🖤
💢 نگاهی به پیام رهبری
✍عادل فریحی
این پیام را میتوان نه صرفاً یک متن مناسبتی، بلکه یک ترسیم روشن از وضعیت جدید کشور پس از یک بحران سنگین دانست؛ وضعیتی که در آن، هم جامعه داغدار است و هم در حال بازسازی نقش و هویت خود.
نقطه اصلی پیام این است که فقدان رهبر، به فروپاشی یا توقف منجر نشده، بلکه نوعی انسجام و بازآرایی اجتماعی شکل گرفته است. در این نگاه، مردم فقط سوگوار نیستند؛ بلکه کنشگرانی هستند که با حضور و مشارکت خود، فضای پس از بحران را مدیریت میکنند و اجازه نمیدهند خلأ قدرت به آشفتگی تبدیل شود.
در سطح دوم، تصویری که از رهبر شهید ارائه میشود، یک تصویر صرفاً تاریخی یا عاطفی نیست. او بهعنوان یک الگوی جامع معرفی میشود؛ الگویی که در آن، عقلانیت سیاسی، نهادسازی، تربیت اجتماعی، توجه به نسل جوان و نگاه راهبردی در کنار هم قرار گرفتهاند. هدف از این تصویرسازی، تثبیت یک مسیر فکری و عملی برای آینده است، نه صرفاً یادآوری گذشته.
اما مهمترین بخش پیام، نگاه به مسئله جنگ، آتشبس و مذاکره است. در اینجا یک تفکیک دقیق وجود دارد: توقف جنگ، به معنای پایان تقابل نیست. حتی اگر درگیری نظامی وارد مرحله سکون یا کاهش شود، اصل مواجهه و تضاد راهبردی همچنان باقی است.
در این چارچوب، مذاکره نه جایگزین میدان، بلکه بخشی از یک منظومه بزرگتر تلقی میشود؛ منظومهای که در آن، نقش مردم، حضور اجتماعی، و فشار عمومی همچنان تعیینکننده است. به بیان دیگر، اثر هر گفتوگو یا مذاکره، جدا از وضعیت جامعه در میدان و خیابان دیده نمیشود.
در عین حال، یک نکته روشن و صریح نیز وجود دارد: هیچگونه توقف یا توافق موقت، به معنای چشمپوشی از حقوق، خسارتها و مطالبات گذشته تلقی نمیشود. نگاه حاکم، نگاه حفظ حق و ادامه پیگیری آن در هر شرایطی است.
جمعبندی این پیام روشن است: کشور وارد مرحلهای شده که میتوان آن را «نه جنگ کامل و نه صلح کامل» توصیف کرد؛ مرحلهای که در آن، هم مدیریت بحران ادامه دارد، هم مذاکره، و هم آمادگی. در این وضعیت، جامعه باید همزمان سه نقش را حفظ کند: حفظ انسجام، حفظ آمادگی، و حفظ مطالبهگری.
و در نهایت، پیام اصلی این است که مسیر آینده، بر پایه ترکیبی از مقاومت، حضور اجتماعی و پیگیری سیاسی حقوق تعریف میشود؛ مسیری که توقف ندارد، فقط شکل آن تغییر میکند.
https://eitaa.com/Adelfarihi
سحرِ جمعه است و دل، در هوای فراقِ رهبری بیقرار است؛
نه خواب، آرامِ جان میشود و نه اشک، مرهمِ این انتظار است.
نامش هنوز تکیهگاهِ دلهای خسته و یادش چراغِ شبهای تار است؛
مردی که صلابتش امید میآفرید و کلامش مایهی صبر و وقار است.
در این سحرِ نورانی، دستِ دعا به سوی آسمان بلند است و چشمِ دلدادگان پُر از اشک و دعاست.
خدایا، عزتِ اسلام و پرچمِ ولایت را پاینده بدار؛
که فراقِ مردانِ الهی، داغیست که بر دلِ مردم ماندگار است
در روزهای ابتدایی پس از آن حادثه بزرگ، حضور مردم در خیابانها کاملاً رنگ و بوی خونخواهی، انتقام و مطالبه پاسخ قاطع داشت. انگیزهها زنده و واقعی بود؛ مردم میآمدند تا پیام بدهند که امنیت و عزت ایران خط قرمز است و هیچ تجاوزی بدون هزینه نخواهد ماند. تجمعها در همان روزها حول همین مطالبه مدیریت میشد و همین «روحیه مطالبهگری» موتور اصلی حضور گسترده و پرشور مردم بود.
اما با گذشت حدود چهل تا پنجاه روز، بهتدریج شکل برنامهها تغییر کرد. بسیاری از تجمعها از حالت میدانی و مطالبهمحور خارج شد و کمکم به سمت میتینگها و مراسمهای جایگاهی رفت؛ جایی که چند نفر روی سن میآمدند، سخنرانی میکردند یا مداحی و اجراهای تکراری برگزار میشد. همین تغییر ماهیت، باعث شد بخشی از مردم احساس کنند حضورشان از یک حرکت اجتماعی و اثرگذار، به سطح «تماشاگر بودن در یک برنامه از پیش تعیینشده» تقلیل پیدا کرده است. طبیعی است که وقتی یک حرکت مردمی تبدیل به مراسم تکراری شود، بخشی از انگیزهها فرسوده و حضورها کمرنگتر میشود؛ بهویژه وقتی تصمیمات مدیران فرهنگی هم نتواند این برنامهها را از کلیشه و تکرار نجات دهد.
در این میان اما یک نکته مهم درباره آبادان وجود دارد. آبادان از ابتدا مدل متفاوتی داشت. این شهر به جای تجمعهای ثابت، مسیر را از اول به سمت راهپیمایی و حرکت میدانی برد و همین باعث شد تا امروز هنوز بخشی از شور و حرارت اولیه در آن حفظ شود. این سبک، زندهتر است، مردم در آن نقش فعالتری دارند و احساس مشارکت واقعی در صحنه را منتقل میکند.
به همین دلیل، باید مراقب بود که مدل آبادان تغییر نکند. تبدیل کردن این حرکت میدانی به برنامههای سنمحور و مراسمی، دقیقاً همان آفتی را ایجاد میکند که در برخی شهرها موجب افت حضور شد. آبادان اگر همین مسیر را حفظ کند، میتواند همچنان یکی از نمونههای موفق و الهامبخش حضور مردمی باقی بماند.