10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگه به جای داوود ، رسول بود ، چه برخوردی باهاش میشد؟😔😂
#محمد
#داوود
#اد_استاد
https://eitaa.com/Admin_Gando
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
محمد: یه سنگ هم یه سنگ...
پ ن: همین یه سنگ داشت میخورد تو سرت آقا محمد!!!
#اد_استاد
https://eitaa.com/Admin_Gando
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حالا شمام میزدی قدش چیزی از ارزشات کم نمیشدا😂😂
البته همین که نگفتی "ایول ینی چی آقا رسول" خودش کلیه😬😂💔
#محمد
#رسول
#اد_استاد
https://eitaa.com/Admin_Gando
بسم الله الرحمن الرحیم
♡ܝܦߊܧࡅ߳ߺߺܙ ࡅ߳ߊ ܢܚ݅ܣߊܥࡅ߳♡
#پارت_133
علی: وارد اتاق داوود شدم...
چشاش بسته بود..کنارش نشستم و فک کردم فقط چشاش روی هم گزاشته..
آروم صداش زدم..ولی دریغ از هیچ جوابی..
شانس منه دیگه..تا من اومدم آقا خوابیده..😐
بلند شدم و خواستم برم که مچ دستم گرفته شد..
نگاهی بهش کردم و لبخندی زدم..
که خودت رو میزنی به خوااب!!
آره؟!!
داوود: علی جاان...😂💔
برادر گرامی من ارام بااش..
بخدا تازه بهوش اومدم..
این دفعه بیهوش بشم دیگه بهوش نمیامااا..
از من گفتن بوود..حالا هر بلایی دلت می خواد سرم بیاار😁
علی: میتونی دو دقیقه حرف نزنی..
نفس بگیرر داوود جاان..
بعدشم من جرئت دارم دست ب تو بزنم؟!
دستم بهت بخوره رسول من رو تیکه میکنه..
داوود: 😂😁
راستی علی؟!
علی: جاانم؟!
داوود: پرونده چیشد؟!
سوژه ی اصلی رو دستگیر کردین؟!
علی: پرونده که هنوز تموم نشده..
راجب سوژه...
سوژه ی اصلی رو هنوز دستگیر نکردیم..
ولی با اعتراف هایی که این پسره امید کرده مشخص شده دوباره بر میگرده همون جایی که بوده..
یعنی همون مکان که تو بودی..
آقا محمد هم چند تا از بچها رو فرستاده تا مراقب اوضاع باشن..
داوود: اهاان..
فقط..
من چرا پاهام رو حس نمی کنم؟!؟
دردشون یه طرف اینکه حسشون هم نمیکنم یه طرف دیگه..
علی: چی می تونستم بگم؟!
داداشم..این همه مدت بیهوش بودی..
تقریبا ۳۷ یا ۳۸ ساعت..
بد توقع داری سریع حس پاهات رو بدس بیاری..
تحمل کن..
داوود: چیی؟!
۳۸ ساااعتتت😯
علی: بلههه😂😂
حالا ام بگیر یه خورده استراحت کن...
دکترت اومد خوب باشی که انتقالت بدن به بخششش..
داوود: باش..
علی: کاری با من نداری؟!
داوود: نه داداش برو..
••••••••••••••••••••••••••••
پ ن:پاهاش رو حس نداره..