بسم الله الرحمن الرحیم
♡ܝܦߊܧࡅ߳ߺߺܙ ࡅ߳ߊ ܢܚ݅ܣߊܥࡅ߳♡
#پارت_135
محمد:داوود پاشو پاشو اینجوری نکن با خودت...
پاشو لباسات رو بپوش حاضر شو..
تا منم برم بیاام..
داوود: جایی قراره بریم؟!
محمد:سه ساعت دارم بهت میگم قراره مرخص بشی بعد تو میگی جایی قراره بریم؟!
نمیدونم چی بگم دیگه واقعااا😐
داوود: عه...
اصلا حواسم نبود...
فقط دکتر نمیخواد ببینم بد مرخص بشم؟!
محمد: فک کنم خیلی دوس داری بمونی بیمارستان..
آقا داوود با دکترت حرف زدم..
گف نیم ساعت پیش دیدمش...
حالش خوبه خوبه میتونید ببریدش..
حالا پاشو حاضر شو..
داوود: اهااان..
خب پس حله..😉
محمد:حله دهقان فداکاار؟!
داوود: نه نه.. 😂
یعنی متوجه شدم اقا..
محمد: خب الان شد..
به سمت کمد رفتم و درش رو باز کردم..
ساکش رو در اوردم و بهش دادم..
حالا لباسات رو بپوش تا من بیاام..
داوود: چشم آقا ممنون..
مشغول پوشیدن لباس هام شدم..
(موقیعت:ماشین)
داوود: اقا ی سوال؟!
محمد: جانم...
داوود: رسول خوبه؟!
کجاست اصن؟!
چرا نیومده حتی یه سر بهم بزنه؟!
محمد:خب..
ببین اونم حالش زیاد خوب نیس..
••••••••••••••••••••••••••••
پ ن:رسول رو نکشه داوود خوبه😂💔
اد تب میشم! آمارتون+2k🤍❕
جـذب ؟ فووول
جهت هماهنگی: @Deli_TEB
اینفوم : https://eitaa.com/joinchat/3557884733C0098a482a6
بسم الله الرحمن الرحیم
♡ܝܦߊܧࡅ߳ߺߺܙ ࡅ߳ߊ ܢܚ݅ܣߊܥࡅ߳♡
#پارت_136
رسول: روی تخت نشسته بودم و سرم توی گوشی بود..
دلم برا داوود یه ذره شد بود..دلم میخواست برم پیشش..
ولی محمد نمیزاشت..
نه میزاشت برم سایت نه پیش داوود😐
اخه من چرا باید استراحت کنم؟!
دراز کشیدم و چشام رو بستم...
محمد:می خوای بری پیشش؟!
داوود: اون نیومده بد من بخوام برم؟!
محمد: گفتم شاید دلت بخواد بری پیشش..
الان که نمی خوای میری خونه خودتون...
داوود: آخه میدونین چیه آقا..
من الان نرم که دیگه نمیتونم ببینمش..🥲
از یه طرف هم می ترسم مزاحم بشم...
اون الان خونه ی خواهرشه!!
زشته من برم...
محمد: یعنی دوست داری بری پیشش؟!؟
داوود: اگه مزاحم باشم چی؟!
بد اصن دوست داره من رو ببینه یا نه؟!
محمد: مزاحم نیستی برادر من مراحمی..
بعدشم معلومه که دوست داره ببینت..
نمیدونی این چند مدت هی خواسته بیاد بیمارستان هی من نزاشتم بیااد..
داوود:چییی؟!
آقا من کلا گیج شدممم؛))
شما چرا ؟! مگه اصن پیش شماس؟!
محمد: فک کنم تو خبر نداری..
داوود: از چیی؟!
محمد: داوود جان صبر کن بهت میگم...
داوود: بفرمایید..
محمد: ببین..
(کل قضیه رو تعریف میکنه)
داوود: واقعااا.
محمد: بله واقعا..
داوود: خوش به حالش هاا..
محمد:چرا؟!
داوود: خ.خب...
••••••••••••••••••••••••••••
پ ن: بنظر شما چرا خوش ب حال رسول؟! 😁✨
آقامهدیرسولیحرفقشنگیزد:
بچـهبـودیـمیـهزمانـۍمـادرمون
دستـمونومیـگـرفتمیبــرد مزارشهدا، سنـشوننگاهمـیکردیم میگفتیماینشـهیدانقدرازمـنبـزرگتره
حالامـیریممـیبینیمشهیداچقدر
ازماکــوچیــكترن...
بـیاینقـبولکنیــمجامـوندیم...!'🙂
#عاشق_حسینــ¹²⁸
{ https://eitaa.com/Admin_Gando }
دلرااگرازحسینبگیرمچہڪنم ؟!
بۍعشقِحسیناگربمیرمچہڪنم . .
فرداڪہڪسۍرابہڪسۍڪارۍنیست ؛
دامانِحسیناگرنگیرمچہڪنم ؟:))❤️🩹
#عاشق_حسینــ¹²⁸
{ https://eitaa.com/Admin_Gando }
-
[✨شازده کوچولو:]
کِی اوضاع بهتر میشه؟
[روباه:]
از وقتی بفهمی
همه چیز
به خودت بستگی داره...
-
#عاشق_حسینــ¹²⁸
{ https://eitaa.com/Admin_Gando }
ــ ـ
همه میپرسن: حسین(ع) کجاست؟
همینجاست دیگه!
تو دلهایی که براش میتپن...
اونجایی که یادش هستی،
امام اونجاست...
‹ حاج حسین یکتا
#عاشق_حسینــ¹²⁸
{ https://eitaa.com/Admin_Gando }