خیالِ من ، قاتل من است .
و الا ممکن نبود من به این زودیها اینطور از پای درآمده و از دست بروم. مرا خیال کشت.
بر او ببخشایید.
بر او که گاهگاه پیوند دردناک وجودش را با آبهای راکد و حفرههای خالی از یاد میبرد و ابلهانه میپندارد که حق زیستن دارد.
- فروغ فرخزاد
باز با گریه به آغوش تو بر میگردم ، چون غریبی که خودش را برساند به وطن .
- فاضل نظری
از وقتی که او را گم کردهام ، از زمانی که یک دیوار سنگین ؛ یک سد نمناک بدون روزنه به سنگینی سرب جلو من و او کشیده شده ، حس کردم که زندگیام برای همیشه بیهوده و گم شده است.
- صادق هدایت