از وقتی که او را گم کردهام ، از زمانی که یک دیوار سنگین ؛ یک سد نمناک بدون روزنه به سنگینی سرب جلو من و او کشیده شده ، حس کردم که زندگیام برای همیشه بیهوده و گم شده است.
- صادق هدایت
وقتی خدا میخواست تو را بسازد چه حال خوشی داشت! چه حوصلهای!
این موها، این چشمها.. خودت میفهمی؟ من همهی اینها را دوست دارم.
در سوگی که تجربه میکنیم مسئله فقط سوگ افراد نیست، فروپاشی عدالت، کرامت انسانیت و معنای زندگی است. ذهن انسان نمیتواند به راحتی بپذیرد که زندگی برای بعضی ادامه دارد و برای بعضی دیگر به این شکل خشونت بار قطع شود.