eitaa logo
‌ ִֶָ‌ آقای‌من'!🇵🇸
29.7هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
2.3هزار ویدیو
29 فایل
[بسم‌الله] - گفت‌ازحال‌دلت‌گو . . چه‌بَرَش‌میگذرد ؟ گفتیم‌اومتروکه‌ای‌بود ، حسین‌آبادش‌کرد ؛ 'کپی؟ ازپستاحلاله‌بایه‌ذکر‌استغفرالله‌که‌بگیدبرامون . " پرایوتمون ؟ تفضّل : @praivot . " تبلیغات‌مون● @rezayatatoone .
مشاهده در ایتا
دانلود
📃🌿 روز بعد از عقدمون امتحان داشتیم؛ من نرفتم امتحان بدم، محمدحسین هم ظهرش امتحان داشت و درس نخونده بود ولی با اعتماد به نفس رفت سرجلسه. قبل از امتحان زنگ زد و گفت:"دارم میام ببینمت!" گفتم:'برو امتحان بده که خراب نشه!' پشت گوشی خندید و گفت: "اتفاقا دارم میام ببینمت که امتحانم خراب نشه:)" آمد و گوشه حیاط چنددقیقه ای با هم صحبت کردیم. چند بار این جمله را بهم گفته بود و دوباره برایم تکرارش کرد: "تو همونی هستی که دلم میخواست، کاش منم همونی بشم که تو دلت میخواد♥️!" به‌روایت‌همسرشهید 🌱
‌ ִֶָ‌ آقای‌من'!🇵🇸
#یک_عاشقانه_کوتاه📃🌿 روز بعد از عقدمون امتحان داشتیم؛ من نرفتم امتحان بدم، محمدحسین هم ظهرش امتحان
📃🌿 وقتی می‌اومد خونه . . دیگه نمیذاشت من کار کنم ؛ زهرا رو میذاشت رو پاهاش و با دست به پسرمون غذا میداد . میگفتم : یکی از بچه هارو بده به‌من با مهربونی مےگفت : نه شما از صبح تا حالا به اندازه کافی زحمت کشیدی ! مهمون هم که میومد . . پذیرایی با خودش بود دوستاش به شوخی میگفتن : مهندس که نباید تو خونه کار کنه! میگفت : من که از حضرت‌علی «ع» بالاتر نیستم ! مگه به حضرت‌زهرا «س» کمك نمی کردند؟!♥️ 🌱