『 عَطرِ آغوشِ تو 』
آن شبی که نفسَت بند نفس هایم شد
تا ابد مُهر جنون خورد به پیشانی من ؛
ای کاش که معشوق زِ عاشق طلب ِجان میکرد ،
تا که هر بيسر و پایی نشود یار کسی ..!
«دل به دلدار سپردن کار هر دلدار نیست
من به تو جان میسپارم دل که قابلدار نیست»
خاطرات تلخ را از یاد بُردن ساده نیست
میخِکج را از دلِدیوار کَندن مشکل است..
#ناشناس
سلام ، ماکه اینجاییم ..
شمام میاید اینجا؟https://eitaa.com/joinchat/3134195394Cb3449f5aa7
----
سلام چراکه نه حتماا