بسمالله.
دیدن تصویر ایشون در راهپیمایی ۲۲ بهمن ۱۴۰۴؛ کنار نماینده مقام معظم رهبری و امام جمعه شیراز، شیرین و لذت بخش بود.
الحمدلله کما هو اهله.
عاقبت بخیریشون مبارک.
🌱💚
@AhdedarAzal135
حضور مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن؛ یه شعار بود:
ای مهدی صاحب الزمان؛ آمادهایم، آمادهایم.
بهر نبردی بی امان؛ آمادهایم، آمادهایم.
همین.
۱۳۵.
@AhdedarAzal135
بسمالله.
عبارتهای عاشقانه؛
ویژه عشق و عاشقی بلداااا
الهی فلک الحمد ابداً ابدا....
دائما سرمدا....
یزید و لا یبیدکما تحب و ترضی.
همین.
۱۳۵
#مناجات_شعبانیه
@AhdedarAzal135
امروز نه تنها تنِ ترامپ،
که تنِ بابای ترامپم تو گور لرزید
با حرفای حضرت آقا (:
بسمالله.
دیروز (۲۸بهمن) تا رسیدم خانه ساعت ۱۴ بود و اخبار بخشهای از سخنرانی حضرت آقا با مردم تبریز را پخش میکرد. چادرم را روی دسته مبل اندختم و نشستم پای منبرشان.
آیه بالای حسینیه اولین چیزی بود که نظرم را جلب کرد؛ حرف داشت خیلی حرف داشت، ذهنم مشغول تحلیل آیه ۱۹۴ بقره بود که لبخند کنج لب آقا شد سوژه بعدی، ای جانمی از اعماق دلم نثار اولاد حضرت زهرا سلام الله علیها کردم، تحلیل زبان بدن آقا گزینه بعدی ذهنم شد؛ حال آقا دیروز حال مقتدریست که از رفراندوم ۲۲ دی و ۲۲ بهمن با قاطعیت رای اکثریت را آورده، حال رهبر و امامیست که بلوغ امت خود را در وفای به عهد دیده و با اقتدار ایمان امت، مثل شیر با لبخند گوشه لب برای دشمن رجز میخواند.
حال آقا، زبان بدن آقا، سخنرانی آقا، مرا برد به داستان موسی کلیم الله در مصحف شریف، بعد از شکافتن نیل، عبور از نیل، همین قدر نشدنیها را با ایمان و توکل و توحید شدنی کردن، معجزه.
ناگهان دلم لرزید و ترسید.....
و دعا کردم که امت تا ورود به ارض مقدس با موسی بمانند و نشوند بنیاسرائیل.
دلم گواهی میدهد، میمانند.
و تاریخ بالاخره کودک یتیم را بالغ خواهد دید
و مستضعفان جهان وارث زمین خواهند شد و اهتزاز پرچم الله بر سراسر کره خاک را به زودی به اسم این امام و این امت ثبت خواهد کرد.
مثل همیشه آنقدر مشغول تحلیل شرایط و زبان بدن و آیه بالای سر شدم.....
دیشب متن سخنرانی را باز خوانی کردم، و تاییدی گرفتم برای تحلیلهای ذهن تحلیلگرم.
ادامهدارد....
همین.
🖊فاطمه مرادی.
۱۳۵
@AhdedarAzal135
بسمالله.
سر به زیر و شرمنده؛ از خودم بیلان میگیرم.
آمادگی ورود به مهمانی ندارم.....
شرمنده میگم، فرصت بده و همزمان مفاتیح را ورق میزنم....
چی بخونم؟!
مناجات شعبانیه؟!
خمسعشر؟!
دعای شب آخر ماه شعبان؟!
وقت تنگ است و من.....
زمان میگذرد و مهمانی شروع میشود.
با سری که به سینه چسبیده؛ خیلی آرام و با مِن و مِن میگم سلام.....
ممنونم که منو هم راه دادید....
قول میدم....
و سکوت و سکوت و سکوت.
همین.
🖊فاطمه مرادی ۱۳۵
@AhdedarAzal135
نغمهی جانسوز وجودم؛
خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن....
زغمهای دگر، غیر از غم عشقت رها کن....
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری....
شکسته قلب من جانا به عهدِ خود وفا کن...
الهی....😭
بسمالله.
سحر بیقراری
شده بیقرار و دلتنگ یکی بشی که هیچوقت ندیدیش....
انگار همیشه بوده، همیشه هست، همهجا....
و سهم تو از این همیشه و همهجا؛ شده گاهی بیقراری....
و یا لحظهای یاد و خاطره، حتی خیلی کمتر از لحظه......
شده نیمهشب بری زیر سقف آسمان با همه وجودت صداش بزنی و بگی کجایی؟!
تا حالا حس مهمونی رو داشتی که یک ماه تو مهمونی بوده ولی صاحب خونه رو ندیده....
همین.
🖊فاطمه مرادی.
۱۳۵
#اینصاحبنا
#سحر_دوم_۱۴۴۷
هدایت شده از کلماتِکالِمن
وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ.... _پنجاهوپنجِ نور_به این آیهات که میرسیم میتوانیم بایستیم و عمیقتر از همیشه نفس بکشیم. اینکه زمین را تحويلِ بندههای درستوحسابیات میدهی و اسلام به همه کوچه پسکوچهها میرسد و به جای زور و قلدری، امنیت میآید، بهترین خبر عالَم است. #سحر_دوم #جمعهناک @siminpourmahmoud |کلماتِکالِمن|
بسم الله.
#برایمادرِمادرم
از راه دوری آمده بود.
غبار هزاران سال هجرت بر تن داشت.
تاجر بود و فرهیخته.
دوشیزه و مکرمه.
بخت بلندی بر جبین داشت.
ازل، او را زوجه ی پیامبر مهربانیها نوشته بودند.
و مایهی تا ابد همراه پیامبر بودن را خودش کسب کرده بود.
مهر محمد(ص) دلش را بهشت آباد کرده بود.
زلال نگاهش در چشمان رسول الله که افتاد؛ دل داد، مال داد، آبرو داد، اعتبار داد، حتی جان داد.
شماتت ها را به جان می خرید،
میدانست چه گوهری را نصیب شده است.
تا خبر را شنید، خبر بعثت را، ایمان آورد.
نه، ایمان داشت.
خندید و گفت :می دانستم کیست.
همان جا که به پروردگارش بلی گفت و عهد وفا بست ایمان آورده بود، در ازل.
روزگار همان قدر شیرین کنار محمد(ص)می گذشت تا پیامبر به رسم دیرین به حراء رفت.
دل در دلش نبود انگار این بار حامل اتفاقی میمون خواهد بود.
پیامبر برگشت و برای بانوی مهر؛ تحفه، "سیبی سرخ "آورد.
سیب سرخی که او را مادر کوثر می کرد.
مادر سیدهی زنان عالم.
مادر اسوهی پیامبران، امامان، صلحا.
و بقای نسل رسالت، زهرا سلام الله علیها در دامان خدیجه متولد شد.
به اذن خداوند نماز خواندند و قربانی کردند.
آیه نازل شد پیامبر ابتر نیست!
خانه رسول الله، دردانه داشت، زهرا.
هر چند کوتاه اما خوب مادری کرد برای فاطمه.
بی تعلقی به مُلک دنیا را چنان به فاطمه آموخت که فاطمه شد ملیکه ی ملکوت.
مهرمادری را چنان به فاطمه آموخت که فاطمه شد مادر هر دو سرا...
مگر غیر از آن است که دختران آینه دار مادرشان هستند.
فاطمه را خدیجه، فاطمه کرد.
اما امان از شعب ابی طالب...
قصه ی پر غصه ای داشت شعب برای فاطمه ی پنج ساله و پیامبر رحمت.
دهم رمضان بود.
بانوی ثروتمندی در فقر برای حبیبش جان میداد!
همسری با عظمت بر بالین خدیجه شکست و اشک ریخت.
سخت بود از دست دادن خدیجه برای پیامبر اکرم، خیلی سخت بود....
از حق نگذریم حمایت های خدیجه اسلام را اسلام کرد....
حضرت مادرِمادر دلم مهرتان را می خواهد، مهر مادریتان را.
مادر جان دست پر کرامتتان را سایهی سر ما بفرمایید.
السلام علیکِ یا ام الزهرا، ام المومنین یا خدیجه الکبری سلام الله علیها.
همین.
🖊فاطمه مرادی
۱۳۵
#دهم_رمضان
#حضرت_خدیجه
۱۰/رمضان المبارک/۱۴۴۷
@AhdedarAzal135