امروز نه تنها تنِ ترامپ،
که تنِ بابای ترامپم تو گور لرزید
با حرفای حضرت آقا (:
بسمالله.
دیروز (۲۸بهمن) تا رسیدم خانه ساعت ۱۴ بود و اخبار بخشهای از سخنرانی حضرت آقا با مردم تبریز را پخش میکرد. چادرم را روی دسته مبل اندختم و نشستم پای منبرشان.
آیه بالای حسینیه اولین چیزی بود که نظرم را جلب کرد؛ حرف داشت خیلی حرف داشت، ذهنم مشغول تحلیل آیه ۱۹۴ بقره بود که لبخند کنج لب آقا شد سوژه بعدی، ای جانمی از اعماق دلم نثار اولاد حضرت زهرا سلام الله علیها کردم، تحلیل زبان بدن آقا گزینه بعدی ذهنم شد؛ حال آقا دیروز حال مقتدریست که از رفراندوم ۲۲ دی و ۲۲ بهمن با قاطعیت رای اکثریت را آورده، حال رهبر و امامیست که بلوغ امت خود را در وفای به عهد دیده و با اقتدار ایمان امت، مثل شیر با لبخند گوشه لب برای دشمن رجز میخواند.
حال آقا، زبان بدن آقا، سخنرانی آقا، مرا برد به داستان موسی کلیم الله در مصحف شریف، بعد از شکافتن نیل، عبور از نیل، همین قدر نشدنیها را با ایمان و توکل و توحید شدنی کردن، معجزه.
ناگهان دلم لرزید و ترسید.....
و دعا کردم که امت تا ورود به ارض مقدس با موسی بمانند و نشوند بنیاسرائیل.
دلم گواهی میدهد، میمانند.
و تاریخ بالاخره کودک یتیم را بالغ خواهد دید
و مستضعفان جهان وارث زمین خواهند شد و اهتزاز پرچم الله بر سراسر کره خاک را به زودی به اسم این امام و این امت ثبت خواهد کرد.
مثل همیشه آنقدر مشغول تحلیل شرایط و زبان بدن و آیه بالای سر شدم.....
دیشب متن سخنرانی را باز خوانی کردم، و تاییدی گرفتم برای تحلیلهای ذهن تحلیلگرم.
ادامهدارد....
همین.
🖊فاطمه مرادی.
۱۳۵
@AhdedarAzal135
بسمالله.
سر به زیر و شرمنده؛ از خودم بیلان میگیرم.
آمادگی ورود به مهمانی ندارم.....
شرمنده میگم، فرصت بده و همزمان مفاتیح را ورق میزنم....
چی بخونم؟!
مناجات شعبانیه؟!
خمسعشر؟!
دعای شب آخر ماه شعبان؟!
وقت تنگ است و من.....
زمان میگذرد و مهمانی شروع میشود.
با سری که به سینه چسبیده؛ خیلی آرام و با مِن و مِن میگم سلام.....
ممنونم که منو هم راه دادید....
قول میدم....
و سکوت و سکوت و سکوت.
همین.
🖊فاطمه مرادی ۱۳۵
@AhdedarAzal135
نغمهی جانسوز وجودم؛
خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن....
زغمهای دگر، غیر از غم عشقت رها کن....
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری....
شکسته قلب من جانا به عهدِ خود وفا کن...
الهی....😭
بسمالله.
سحر بیقراری
شده بیقرار و دلتنگ یکی بشی که هیچوقت ندیدیش....
انگار همیشه بوده، همیشه هست، همهجا....
و سهم تو از این همیشه و همهجا؛ شده گاهی بیقراری....
و یا لحظهای یاد و خاطره، حتی خیلی کمتر از لحظه......
شده نیمهشب بری زیر سقف آسمان با همه وجودت صداش بزنی و بگی کجایی؟!
تا حالا حس مهمونی رو داشتی که یک ماه تو مهمونی بوده ولی صاحب خونه رو ندیده....
همین.
🖊فاطمه مرادی.
۱۳۵
#اینصاحبنا
#سحر_دوم_۱۴۴۷
هدایت شده از کلماتِکالِمن
وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ.... _پنجاهوپنجِ نور_به این آیهات که میرسیم میتوانیم بایستیم و عمیقتر از همیشه نفس بکشیم. اینکه زمین را تحويلِ بندههای درستوحسابیات میدهی و اسلام به همه کوچه پسکوچهها میرسد و به جای زور و قلدری، امنیت میآید، بهترین خبر عالَم است. #سحر_دوم #جمعهناک @siminpourmahmoud |کلماتِکالِمن|
بسم الله.
#برایمادرِمادرم
از راه دوری آمده بود.
غبار هزاران سال هجرت بر تن داشت.
تاجر بود و فرهیخته.
دوشیزه و مکرمه.
بخت بلندی بر جبین داشت.
ازل، او را زوجه ی پیامبر مهربانیها نوشته بودند.
و مایهی تا ابد همراه پیامبر بودن را خودش کسب کرده بود.
مهر محمد(ص) دلش را بهشت آباد کرده بود.
زلال نگاهش در چشمان رسول الله که افتاد؛ دل داد، مال داد، آبرو داد، اعتبار داد، حتی جان داد.
شماتت ها را به جان می خرید،
میدانست چه گوهری را نصیب شده است.
تا خبر را شنید، خبر بعثت را، ایمان آورد.
نه، ایمان داشت.
خندید و گفت :می دانستم کیست.
همان جا که به پروردگارش بلی گفت و عهد وفا بست ایمان آورده بود، در ازل.
روزگار همان قدر شیرین کنار محمد(ص)می گذشت تا پیامبر به رسم دیرین به حراء رفت.
دل در دلش نبود انگار این بار حامل اتفاقی میمون خواهد بود.
پیامبر برگشت و برای بانوی مهر؛ تحفه، "سیبی سرخ "آورد.
سیب سرخی که او را مادر کوثر می کرد.
مادر سیدهی زنان عالم.
مادر اسوهی پیامبران، امامان، صلحا.
و بقای نسل رسالت، زهرا سلام الله علیها در دامان خدیجه متولد شد.
به اذن خداوند نماز خواندند و قربانی کردند.
آیه نازل شد پیامبر ابتر نیست!
خانه رسول الله، دردانه داشت، زهرا.
هر چند کوتاه اما خوب مادری کرد برای فاطمه.
بی تعلقی به مُلک دنیا را چنان به فاطمه آموخت که فاطمه شد ملیکه ی ملکوت.
مهرمادری را چنان به فاطمه آموخت که فاطمه شد مادر هر دو سرا...
مگر غیر از آن است که دختران آینه دار مادرشان هستند.
فاطمه را خدیجه، فاطمه کرد.
اما امان از شعب ابی طالب...
قصه ی پر غصه ای داشت شعب برای فاطمه ی پنج ساله و پیامبر رحمت.
دهم رمضان بود.
بانوی ثروتمندی در فقر برای حبیبش جان میداد!
همسری با عظمت بر بالین خدیجه شکست و اشک ریخت.
سخت بود از دست دادن خدیجه برای پیامبر اکرم، خیلی سخت بود....
از حق نگذریم حمایت های خدیجه اسلام را اسلام کرد....
حضرت مادرِمادر دلم مهرتان را می خواهد، مهر مادریتان را.
مادر جان دست پر کرامتتان را سایهی سر ما بفرمایید.
السلام علیکِ یا ام الزهرا، ام المومنین یا خدیجه الکبری سلام الله علیها.
همین.
🖊فاطمه مرادی
۱۳۵
#دهم_رمضان
#حضرت_خدیجه
۱۰/رمضان المبارک/۱۴۴۷
@AhdedarAzal135
بسمالله.
برای دختران سرزمینم.
مینویسم؛ برای دختران مظلوم مدرسه شجره طیبه.
مینویسم؛ از دختران کوچکی که در لحظه بزرگ شدند و نام شهید گرفتند.
مینویسم؛ برای دختران سرزمینم.
دختران عزیزم؛ هرآنچه از * زن، زندگی و آزادی* میگویند؛ فریب است، دروغ است، منفعت طلبی شیطان است و بس.
دخترانم آنچه از زن در ذهن کثیفشان بود را در جزیره اپستین به دنیا نشان دادند.
دخترم؛ اینان صدای زندگی را در مدرسه شجره طیبه با موشک زیر آوار خفه کردند.
عزیزم؛ آزادی از نگاهشان، میز مذاکره است و بعد موشکباران شهرها....
و تو اکنون حقیقت را با کدام چشم مینگری؟!
خوب بنگر....
کدام زن؟!
کدام آزادی؟!
کدام زندگی؟!
مینویسم برای تو دختر سرزمینم، برای تو که بزرگ شدهای و خوب انگیزههای پس حرفهای بزک شده را میفهمی.....
همین.
🖊فاطمه مرادی
۱۳۵
نهم/اسفند/۱۴۰۴
@AhdedarAzal135
بسمالله.
_جنگ بدر.
نیمه شب یازدهم ماه مبارک رمضان، برترین و با فضیلتترین ماه، صدای جنگندهها و پدافند هوایی پنجرهها را میلرزاند، لحظهای ترس در دلم عبور میکند، سجاده و سجده امنترین مامن آشوب میشود.
بعد تاریخ را ورق میزنم.....
جنگ بدر، در ۱۷ رمضان المبارک، تعداد زیاد دشمن و تعداد به ظاهر قلیل مومنان، مشرکان سه برابر مسلمانان بودند با ساز و برگ و سپاه و....
در آیات ۴۵ تا ۴۷ سوره انفال، پروردگار از شرایط پیروزی در جنگ بدر میگوید،
_ثابت قدم باشید.
_خدا را فراوان یاد کنید.
_از فرمان خدا و پیامبرش اطاعت کنید.
_از نزاع و کشمش بین خودتان بپرهیزید(متحد باشید).
_استقامت بورزید.
_از روی هوا و غرور به میدان نیایید.
سپاه ۳۱۳ نفری مسلمانان به فرماندهی رسول اکرم صلوات الله علیه و آله با قدرت ایمان به غیب و وحدت و استقامت پیروز جنگ شدند....
و امروز، دلقوی دار که تاریخ تکرار میشود به شروط مصحف شریف.
همین.
🖊فاطمه مرادی
۱۳۵
@AhdedarAzal135
بسم الله الرحمن الرحیم
نحن منتقمون.....
به قطره قطره خون آقامون سیدعلی خامنهای قسم، مثل زینب کبری سلام الله علیها عزم جزم میکنیم و تا نابودی کامل اسرائیل لحظهای آرام نخواهیم نشست.
وقت عزا نیست، وقت نبرد است، وقت خونخواهی است.
ما روضه گودال و بیت را بعداز نابودی بر اسرائیل برگزار خواهیم کرد.
یا علی حیدر کرار.