کی به کیه، زندگی خیلی کوتاه تر از این حرفاست همین الان پاشو عکساشو پاک کن فیلمای غمگینو پاک کن
موزیکایی که وقتی گوش میدی حالتو بد میکنه رو پاک کن
یادگاری هاشو آتیش بزن و آهنگ شاد بزار و برقص
آنقدر برقص که از نفس نفس بیوفتی زمین بعدش پاشو آرایش کن
لباسای مختلف امتحان کن فکر کن یه مدل معروفی کتاب بخون اصلا برو آشپزخونه اون رِسپی که خیلی وقته نگهش داشتی زمان درستش درست کنی امتحان کنی رو تست کن
به اونی که توی سرته منتظری اول پیام بده پیام بده بگو خوبی؟
شبا زود بخواب که اورتینک نیاد سراغت آنقدر خودتو مشغول و سرگرم نگه دار که فکر و خیال اذیتت نکنه
دکور اتاق تو عوض کن نقاشی با سبک های مختلفی که میترسی امتحان کنی چون ممکنه بد پیش بره رو امتحان کن
بیخیال زندگی همین لحظه هایی که منتظریم تموم بشه
وقتی میگم این روزا میگذره یعنی همه ی این روزا میگذره
یعنی روزایی که خوشحالی ،رفتی بیرون با دوستات میخوای تموم نشه ،اون سفری که میگفتی دلم میخواد تا آخر عمرم ایجا باشم ،اون رابطه ایی که خودتو به آب و آتیش زدی نگهش داری ،اون دوستی ای که چند ساله بود ،اون آدمی که دوسش داشتی و همچی خوب پیش میره ،روزایی که دوسش داری ، تابستون، اون چیزایی که خیلی خیلی براش به دست آوردنش تلاش کردی
چه بد ؟!
ولی روزایی که غم داری اممیگذره!
۳/۴ماه بعد از کات ، از دست دادن آدم مورد علاقت ،امتحانای خرداد،دعوای سنگینی که با خانوادت داشتی ،اون بگ*ایی، اون شبی که میگفتی صبح نمیشه
،اون دردی که بخاطر خودکشی کردی ،اون حس خلع،حس پوچی،روزایی که نا نداری بلند بشی از جات،مدرسه و معلمای رو اعصاب ،اون دوست و رابطه ی تاکسیک که روانتو بهم ریخته
ایناام میگذره ،زندگی همینه اینکه یاد بگیری به چیزی عادت نکنی ،چون هیچ چیز نمیمونه و همچی میگذره؛)
دوستداشتم بنویسم، ولی خسته کننده بود. کی راجب یه حس تکراری هرروز و هرروز و هرروز مینویسه ؟
یسری ها بوی زندگی میدن
بوی پرتقال تازه وقتی پوستشو میکنی
پرتوی نوری که دم صبح از پنجره میزنه بیرون
اون روز بارونی که بعدش رنگین کمون دیده میشه توی آسمون
اون آهنگ شادی که یهویی توی پلی لیست غمگینت گذاشتی با شنیدنش خندت میگیره
اون روزی که حالت بد بوده ترومیبره که کارای مورد علاقت رو انجام بدید
اون کتابی که قرض میگیری توش برات به نوت نامه گذاشته
اون وسایلی که خیلی وقته گم کردی توی خونه تکونی پیداش میکنی
اون پولی که توی جیپ پالتوت گذاشتی زمستون سال بعد خرجش میکنی
اون لحظه ایی که توی آینه نگاه میکنی میگی من اونقدرام بد نیستم
لحظه ایی که با رفیقات توی شهر مسخره بازی در میارید
لحظه ی دیدن صمیمی ترین رفیقت بعد چندین ماه
مثل آشنا شدن با کسی که خیلی وقته آدم مورد علاقت شده
اون لاک مورد علاقت که فکر میکردی خشک شده باز کردی دیدی اندازه ی چند بار میشه ازش استفاده کرد
اون بوی کیک مورد علاقت که از آشپزخونه تا اتاق راه میوفته
اون آدمی که بهش فکر میکنی همون لحظه بهت پیام میده
حس خوبه نامه گرفتن
اون لحظه ایی که فیلم مورد علاقتو تموم کردی میخوای افسردگی بگیری ولی رفیقت میگه بیا ازشون ریلز بببنیمو چیز میزاشونو درست کنیم
یسری آدما به اندازه ی همه ی اینا لذت بخشن:)🌝✨
تنها چیزی که اگر رهاش کنی پیشمون میشی
آینده، ورزش،تحصیلات و خانوادته
به غیر اون هرچیزی بره بهترش میاد