موضوع: #اثبات_روایی_ولایت_فقیه1
سلام علیکم -بسم الله الرحمن الرحیم-باگرامیداشت دهه فجر
امام زمان(عج) می فرمایند: َامّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةِ فَارْجِعُوا فِيهَا اِلَى رُوَاةِ حَدِيثِنَا فَاِنَّهُمْ حُجَّتِى عَلَيکمْ وَاَنَا حُجَّةُ الله عَلَيهِمْ« اما رخدادهايي که پيش ميآيد، پس به راويان حديث ما مراجعه کنيد؛ زيرا آنان حجت من بر شمايند و من حجت خدا بر آنان هستم»( بحار،ج53، ص181)
کلمة (حوادث واقعه)، بههيچوجه ازنظر لغت و دلالت وضعي بهمعناي احکام شرعي نيست، بلکه معناي بسيار وسيعتري دارد که شامل مسائل و مشکلات و رخدادهاي اجتماعي نيز ميشود
مراد از( راويان حديث)، آن کسي نيست که فقط احاديث و رواياتي را از کتب روايي انتخاب کند و بر مردم بخواند؛ بلکه کسي بخواهد حديثي از معصومي نقل کند، حتماً بايد بتواند براساس يک حجت و دليل شرعي معتبر آن را به ايشان نسبت دهد. واضح است که چنین نقل حديثی، نياز به تخصص دارد و تخصص آنهم مربوط به علم پزشکي يا مهندسي و دیگر علوم نيست، بلکه مربوط به علم فقه است، و فقيه کسي است که چنين تخصصي دارد. بنابراين مقصود از راويان حديث، همان فقها و علماي دين هستند.
در 2 روایت دیگر:علما را حاکم بر مردم میداند(العُلَماءُ حُكّامٌ عَلَى النّاسِ) (مستدرک ، باب 11 از ابواب صفات قاضی، ح 33) و در روایت دیگری از امام حسین(ع) نقل شده که فرمود:): مَجاری الامور والاحکام علی اَیدی العلماء باللّه): مجاری امور یعنی امور سیاسی، امور اجتماعی، امور عمومی و احکام و در جاهایی که نیاز به حکم است و فرمان و دستور میخواهد، حل مشکلات، همگی؛ به دست علماء است (تحف العقول، ص237 ) و امام حسین(ع) در مقام تحریک علماء است که قیام علیه ظلم و ظلمه نمایند.
خداوند توفیق ولایتپذیری را به ما عنایت بفرماید به برکت صلوات بر محمد و آل محمد
موضوع: #اثبات_روایی_ولایت_فقیه1
سلام علیکم- بسم الله الرحمن الرحیم
امام زمان(عج) می فرمایند: َامّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةِ فارْجِعُوا فیهَا اِلَى رُوَاةِ حَدِیثِنَا فاِنَّهُمْ حُجَّتِى عَلَیکمْ وَاَنَا حُجَّةُ الله عَلَیهِمْ« اما رخدادهایی که پیش میآید، پس به راویان حدیث ما مراجعه کنید؛ زیرا آنان حجت من بر شمایند و من حجت خدا بر آنان هستم»( بحار،ج53، ص181)
کلمة (حوادث واقعه)، بههیچوجه ازنظر لغت و دلالت وضعی بهمعنای احکام شرعی نیست، بلکه معنای بسیار وسیعتری دارد که شامل مسائل و مشکلات و رخدادهای اجتماعی نیز میشود
مراد از( راویان حدیث)، آن کسی نیست که فقط احادیث و روایاتی را از کتب روایی انتخاب کند و بر مردم بخواند؛ بلکه کسی بخواهد حدیثی از معصومی نقل کند، حتماً باید بتواند براساس یک حجت و دلیل شرعی معتبر آن را به ایشان نسبت دهد. واضح است که چنین نقل حدیثی، نیاز به تخصص دارد و تخصص آنهم مربوط به علم پزشکی یا مهندسی و دیگر علوم نیست، بلکه مربوط به علم فقه است، و فقیه کسی است که چنین تخصصی دارد. بنابراین مقصود از راویان حدیث، همان فقها و علمای دین هستند.
در 2 روایت دیگر:علما را حاکم بر مردم میداند(العُلَماءُ حُکّامٌ عَلَى النّاسِ) (مستدرک ، باب 11 از ابواب صفات قاضی، ح 33) و در روایت دیگری از امام حسین(ع) نقل شده که فرمود:): مَجاری الامور والاحکام علی اَیدی العلماء باللّه): مجاری امور یعنی امور سیاسی، امور اجتماعی، امور عمومی و احکام و در جاهایی که نیاز به حکم است وفرمان و دستور میخواهد، حل مشکلات، همگی؛ به دست علماء است (تحف العقول، ص237 ) و امام حسین(ع) در مقام تحریک علماء است که قیام علیه ظلم و ظلمه نمایند.
خداوند توفیق ولایتپذیری را به ما عنایت بفرماید به برکت صلوات بر محمد و آل محمد
موضوع: #اثبات_روایی_ولایت_فقیه1
سلام علیکم-بسم الله الرحمن الرحیم
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می فرمایند: َامّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةِ فَارْجِعُوا فِیهَا اِلَى رُوَاةِ حَدِیثِنَا فَاِنَّهُمْ حُجَّتِى عَلَیکمْ وَاَنَا حُجَّةُ الله عَلَیهِمْ« اما رخدادهایی که پیش میآید، پس به راویان حدیث ما مراجعه کنید؛ زیرا آنان حجت من بر شمایند و من حجت خدا بر آنان هستم»( بحار،ج53، ص181)
کلمة (حوادث واقعه)، بههیچ وجه از نظر لغت و دلالت وضعی بهمعنای احکام شرعی نیست، بلکه معنای بسیار وسیعتری دارد که شامل مسائل و مشکلات و رخدادهای اجتماعی نیز میشود.
مراد از( راویان حدیث)، آن کسی نیست که فقط احادیث و روایاتی را از کتب روایی انتخاب کند و بر مردم بخواند؛ بلکه کسی بخواهد حدیثی از معصومی نقل کند، حتماً باید بتواند براساس یک حجت و دلیل شرعی معتبر آن را به ایشان نسبت دهد. واضح است که چنین نقل حدیثی، نیاز به تخصص دارد و تخصص آنهم مربوط به علم پزشکی یا مهندسی و دیگر علوم نیست، بلکه مربوط به علم فقه است، و فقیه کسی است که چنین تخصصی دارد. بنابراین مقصود از راویان حدیث، همان فقها و علمای دین هستند.
در 2 روایت دیگر:علما را حاکم بر مردم میداند(العُلَماءُ حُکّامٌ عَلَى النّاسِ) (مستدرک ، باب 11 از ابواب صفات قاضی، ح 33) و در روایت دیگری از امام حسین علیه السلام نقل شده که فرمود:): مَجاری الامور والاحکام علی اَیدی العلماء باللّه): مجاری امور یعنی امور سیاسی، امور اجتماعی، امور عمومی و احکام و در جاهایی که نیاز به حکم است و فرمان و دستور میخواهد، حل مشکلات، همگی؛ به دست علماء است (تحف العقول، ص237 ) و امام حسین علیه السلام در مقام تحریک علماء است که قیام علیه ظلم و ظلمه نمایند.
خداوند توفیق ولایتپذیری را به ما عنایت بفرماید به برکت صلوات بر محمد و آل محمد
@ahkameharamerazavi
جمعه مغرب اعتقادی ۱۴۰۰/۱۱/۱۵
موضوع: #اثبات_روایی_ولایت_فقیه1
سلام علیکم -بسم الله الرحمن الرحیم-باگرامیداشت دهه فجر
امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) می فرمایند: َامّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةِ فَارْجِعُوا فِيهَا اِلَى رُوَاةِ حَدِيثِنَا فَاِنَّهُمْ حُجَّتِى عَلَيکمْ وَاَنَا حُجَّةُ الله عَلَيهِمْ« اما رخدادهايي که پيش ميآيد، پس به راويان حديث ما مراجعه کنيد؛ زيرا آنان حجت من بر شمايند و من حجت خدا بر آنان هستم»( بحار،ج53، ص181)
کلمة (حوادث واقعه)، بههيچوجه ازنظر لغت و دلالت وضعي بهمعناي احکام شرعي نيست، بلکه معناي بسيار وسيعتري دارد که شامل مسائل و مشکلات و رخدادهاي اجتماعي نيز ميشود
مراد از( راويان حديث)، آن کسي نيست که فقط احاديث و رواياتي را از کتب روايي انتخاب کند و بر مردم بخواند؛ بلکه کسي بخواهد حديثي از معصومي نقل کند، حتماً بايد بتواند براساس يک حجت و دليل شرعي معتبر آن را به ايشان نسبت دهد. واضح است که چنین نقل حديثی، نياز به تخصص دارد و تخصص آنهم مربوط به علم پزشکي يا مهندسي و دیگر علوم نيست، بلکه مربوط به علم فقه است، و فقيه کسي است که چنين تخصصي دارد. بنابراين مقصود از راويان حديث، همان فقها و علماي دين هستند.
در 2 روایت دیگر:علما را حاکم بر مردم میداند(العُلَماءُ حُكّامٌ عَلَى النّاسِ) (مستدرک ، باب 11 از ابواب صفات قاضی، ح 33) و در روایت دیگری از امام حسین(علیه السلام) نقل شده که فرمود:): مَجاری الامور والاحکام علی اَیدی العلماء باللّه): مجاری امور یعنی امور سیاسی، امور اجتماعی، امور عمومی و احکام و در جاهایی که نیاز به حکم است و فرمان و دستور میخواهد، حل مشکلات، همگی؛ به دست علماء است (تحف العقول، ص237 ) و امام حسین(علیه السلام) در مقام تحریک علماء است که قیام علیه ظلم و ظلمه نمایند.
خداوند توفیق ولایتپذیری را به ما عنایت بفرماید به برکت صلوات بر محمد و آل محمد
@AhkameHarameRazavi
دوشنبه مغرب اعتقادی ۱۴۰۱/۱۱/۱۷
موضوع: #اثبات_روایی_ولایت_فقیه1
سلام علیکم -بسم الله الرحمن الرحیم-باگرامیداشت دهه فجر
امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) می فرمایند: َامّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةِ فَارْجِعُوا فِيهَا اِلَى رُوَاةِ حَدِيثِنَا فَاِنَّهُمْ حُجَّتِى عَلَيکمْ وَاَنَا حُجَّةُ الله عَلَيهِمْ« اما رخدادهايي که پيش ميآيد، پس به راويان حديث ما مراجعه کنيد؛ زيرا آنان حجت من بر شمايند و من حجت خدا بر آنان هستم»( بحار،ج53، ص181)
کلمة (حوادث واقعه)، بههيچوجه ازنظر لغت و دلالت وضعي بهمعناي احکام شرعي نيست، بلکه معناي بسيار وسيعتري دارد که شامل مسائل و مشکلات و رخدادهاي اجتماعي نيز ميشود
مراد از( راويان حديث)، آن کسي نيست که فقط احاديث و رواياتي را از کتب روايي انتخاب کند و بر مردم بخواند؛ بلکه کسي بخواهد حديثي از معصومي نقل کند، حتماً بايد بتواند براساس يک حجت و دليل شرعي معتبر آن را به ايشان نسبت دهد. واضح است که چنین نقل حديثی، نياز به تخصص دارد و تخصص آنهم مربوط به علم پزشکي يا مهندسي و دیگر علوم نيست، بلکه مربوط به علم فقه است، و فقيه کسي است که چنين تخصصي دارد. بنابراين مقصود از راويان حديث، همان فقها و علماي دين هستند.
در 2 روایت دیگر:علما را حاکم بر مردم میداند(العُلَماءُ حُكّامٌ عَلَى النّاسِ) (مستدرک ، باب 11 از ابواب صفات قاضی، ح 33) و در روایت دیگری از امام حسین(علیه السلام) نقل شده که فرمود:): مَجاری الامور والاحکام علی اَیدی العلماء باللّه): مجاری امور یعنی امور سیاسی، امور اجتماعی، امور عمومی و احکام و در جاهایی که نیاز به حکم است و فرمان و دستور میخواهد، حل مشکلات، همگی؛ به دست علماء است (تحف العقول، ص237 ) و امام حسین(علیه السلام) در مقام تحریک علماء است که قیام علیه ظلم و ظلمه نمایند.
خداوند توفیق ولایتپذیری را به ما عنایت بفرماید به برکت صلوات بر محمد و آل محمد
@AhkameHarameRazavi
سه شنبه ظهر اعتقادی ۱۴۰۱/۱۱/۱۸
موضوع: #اثبات_روایی_ولایت_فقیه1
سلام علیکم -بسم الله الرحمن الرحیم-باگرامیداشت دهه فجر
امام صادق(علیه السلام) می فرماید: مَنْ کانَ مِنْکمْ مِمَّن قَد رَوَى حَديثَنَا وَنَظَرَ فِى حَلاَلِنَا وَحَرَامِنَا وَعَرَفَ اَحْکامَنَا فَلْيَرْضوْا بِهِ حَکماً فَاِنِّى قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَيکمْ حَاکماً فَاِذَا حَکمَ بِحُکمِنَا فَلَم يقبل مِنْهُ فَاِنَّمَا اسْتَخَفَّ بِحُکمِ الله وَعَلَيْنَا رَدَّ وَالرَّادُّ عَلَيْنَا الرَّادّ عَلَى الله وَهُوَ عَلَى حَدِّ الشِّرْک بِاللَّهِ؛: هرکس از شما که راوي حديث ما باشد و در حلال و حرام ما بنگرد و صاحبنظر باشد و احکام ما را بشناسد، او را به داوری بپذيريد. همانا من وی را حاکم بر شما قرار دادم. پس هرگاه حکمي کرد و از او قبول نکردند، حکم خدا را سبک شمردهاند و ما را رد کردهاند و آنکس که ما را رد کند، خدا را رد کرده است و ردکردن خدا در حد شرک به اوست. (وسائل ، ج18، ص98)
عبارت (قَد رَوَى حَدِيثَنَا وَنَظَرَ فِى حَلاَلِنَا وَحَرَامِنَا)را جز بر شخصي که فقيه و مجتهد در احکام و مسائل دين باشد، نمیتوان تطبيق داد و قطعاً منظور امام علیه السلام ، فقها و علماي دين هستند که آن حضرت، ايشان را حاکم بر مردم معرفي کرده، و حکم فقيه را مانند حکم خويش دانسته است. پس اطاعت از حکم فقيه نيز واجب و الزامي است و ردکردن و نپذيرفتن حاکميت و حکم فقيه، بهمنزلة نپذيرفتن حاکميت امام معصوم علیه السلام و کوچکشمردن حکم ايشان است که گناهي بزرگ و نابخشودني بهشمار ميآيد.
در اينجا امام از واژة «قاضيا»استفاده نکردند و (جعلته عليکم حاکماً ) عموميت و اطلاق واژة حاکم، همة موارد حکومت و حاکميت را شامل ميشود نه فقط قضاوت را.
خداوند توفیق ولایتپذیری را به ما عنایت بفرماید به برکت صلوات بر محمد و آل محمد
@AhkameHarameRazavi