eitaa logo
شهید احمد مَشلَب 🇵🇸
7.1هزار دنبال‌کننده
17.7هزار عکس
2.6هزار ویدیو
148 فایل
🌐کانال‌رسمے شهیداحمدمَشلَب🌐 🌸زیر نظر خانواده شهید🌸 هم زیبا بود😎 هم پولدار💸 نفر7دانشگاه👨🏻‍🎓 اما☝🏻 بہ‌ تموم‌ مادیات پشت پا زد❌ و فقط بہ یک نفر بلہ گفت✅ بہ #سیدھ_زینب❤ حالا کہ دعوتت کرده بمون @shahiidsho_pv ادمین شرایط: @AHMADMASHLAB1374
مشاهده در ایتا
دانلود
شهید احمد مَشلَب 🇵🇸
‍ 📚خاطرات شهید مدافع حرم #شهید_احمد_مشلب راوی:سیده سلام بدرالدین(مادرشهید) #حزب_الله قسمت اول جوانا
📚خاطرات شهید مدافع حرم راوی:سیده سلام بدرالدین(مادرشهید) قسمت دوم: علاقه ی او (احمد) به عضویت در حزب الله را که می دیدم،بسیار خوشحال می شدم که پسرم می خواهد قدم در راه دفاع از اسلام،کشور و ناموس بگذارد. از اینکه در عمل پیرو راه امام حسین (علیه السلام) و مکتب عاشورا بود، برایم لذت بخش بود. من افتخار می کردم که مادر پسری از جان گذشته و فداکار هستم زیرا اسلام نیاز به جوانانی دارد که خود را فدا کنند و اگر جوانان ما نباشند چه کسی فدایی اسلام خواهد شد؟ در 17سالگی مفتخر به عضویت در حزب الله شد، زمانی که به خیل مجاهدین فی سبیل الله در حزب الله پیوست، دوره های آموزشی متعددی از جمله فنون نظامی،دوره های اعتقادی و... را گذراند حضور در برنامه های منسجم حزب الله از یک نظامی واقعی و جنگاور حرفه ای تربیت کرده بود . اما حضور او در حزب الله او ا از فعالیت های کشافه غافل نکرد و زمانی که به عنوان مجاهد در حزب الله عضو بود،به عنوان مسئول و مدرس به سازمان پیشاهنگی می رفت و آنجا با بالاترین رتبه سایر نیروها را آموزش می داد . ✍ماه علقمه @AhmadMashlab1995
شهید احمد مَشلَب 🇵🇸
📚خاطرات شهید مدافع حرم #شهید_احمد_مشلب راوی:سیده سلام بدرالدین(مادرشهید) #حزب_الله قسمت دوم: علاقه
📚خاطرات شهید مدافع حرم راوی:علی الهادی مشلب(برادر شهید) قصد رفتن به سوریه غافل گیرکننده نبود چون شاگرد مکتب او بودم بارها از او شنیده بودم که جهاد وظیفه‌ی ماست و دفاع از اسلام و پرچم امام و انقلاب و حفظ ملت اسلامی از شر دشمنان، بخشی از مجاهدت در راه خداست من از یاد گرفتم که جنگ در سوریه جنگ تمام اسلام با تمام کفر است و ما نیز باید در این جنگ مجاهدت کنیم به من آموخت که جهاد یک امر مقدس است و هرجایی که اسلام نیاز به حضورِ ما داشته باشد و هرجایی که ولایت فقیه ما را بخواهد ما عاشقانه پای ولایت آماده هستیم همیشه این جمله را برای من تکرار می کرد:«ما هرچه داریم از عاشورا و انقلاب امام خمینی (ره) است» اعتقاد داشت که انقلاب اسلامی امام خمینی زمینه ساز انقلاب جهانی حضرت مهدی عج و عامل پاینده ماندن اسلام است عشق به انقلاب و پیروی از راه ولایت را در من زنده کردوقتی شنیدم عازم سوریه است خوشحال شدم،کسی که الگوی من است و یک عمر به من درس جهاد داده است،خودش مرد میدان عمل و مجاهدت است و به ندای جهاد لبیک می گوید . لذا من هم به خدای خود قول دادم پیرو راه باشم و از حرکت در این مسیر هرگز مردد نباشم . ✍ماه علقمه @AhmadMashlab1995
شهید احمد مَشلَب 🇵🇸
📚خاطرات شهید مدافع حرم #شهیداحمدمشلب راوی:علی مرعی (دوست شهید) #معراجی_به_آسمان قسمت اول: حاج قاسم
📚خاطرات شهید مدافع حرم راوی:علی مرعی (دوست شهید) قسمت دوم: همه ی ذکر و فکر جهاد و شهادت بود و همیشه تکرار می کرد:"دنیا.زندان.مؤمن.است" با آن رفاه و ثروت،به دنیا به گونه ای دیگر نگاه می کرد.دنیا برای در حد مردار سگ بی ارزش بود. در یکی از مأموریت ها یکی از دوستانمان شهید شد من نتوانستم ناراحتی خود را نگه دارم و جلوی گریه کردم. جلو آمد و دست روی شانه ام گذاشت و گفت "یادت هست زمانی که سید حسن نصرالله به استقبال پیکر پسرش،سید هادی آمد؟ حتی یک قطره اشک از چشمانش جاری نشد و از خودش ضعف نشان نداد . اما شنیدم بعداً او در خلوت برای از دست دادن فرزندش گریه کرده بود.تو هم باید همین کاررا بکنی که نشان دهی به راهی که انتخاب کرده ای وکاری که انجام می دهی اعتماد داری " ✍ماه علقمه @AhmadMashlab1995
شهید احمد مَشلَب 🇵🇸
📚خاطرات شهید مدافع حرم #شهیداحمدمشلب 🗣راوی:نورهان(خواهرشهید) #الگوی_برتر قسمت دوم: معرفت، کلید قرب #
📚خاطرات شهید مدافع حرم راوی:سیده سلام بدرالدین (مادرشهید) قسمت اول: در زندگی به معنویت اهمیت زیادی می داد و برای انجام اعمال عبادی خود نظم مشخصی داشت . اهل نماز شب بود زیارت عاشورا،دعای عهد و تسبیحات حضرت فاطمه زهرا(س) را ترک نمی کرد.برای رفتن به عزاداری ائمه معصومین علیه السلام برنامه ریزی می کرد و به این کار بسیار علاقه داشت،ذکرهای روز را می خواند و برای خودش اذکار مشخصی داشت و به مداومت در انجام برنامه های عبادی خود مُصربود . تنها قرآن نمی خواند ،بلکه در آیه های قرآن تدبر و تفکر می کرد و ساعت ها وقت صرف بررسی آیات نورانی قرآن می کرد . تمام تلاش این بود که بعد از فهم دقیق آیات و تفاسیر آن بتواند به قرآن عمل کند و آنچه را از آیات کلام الله یاد می گرفت در زندگی به کار می بست . ✍ماه علقمه @AhmadMashlab1995
احمد، تسبیحات حضرت فاطمه زهرا(س) را ترک نمی کرد و برای رفتن به عزاداری ائمه معصومین علیه السلام برنامه ریزی می کرد و به این کار بسیار علاقه داشت. 🌱 🗣راوی: سیده سلام بدرالدین(مادرشهید) ✍🏻ماه علقمه 🏴 ☑️ @AhmadMashlab1995
‍ 📚خاطرات مدافع حرم راوی:علی مرعی(دوست شهید) قسمت اول: هرماه برای رنگ و بویی داشت. ماه رمضان برای احمد طعم خاصی داشت. انتظار ماه رمضان را می کشید که اعتکاف کند و شبهای قدر احیا و شب زنده داری نماید. او رمضان را ایستگاهی برای توقف و به راه افتادن با نیروی بیشتر می دانست سفارش می کرد که به ایتام رسیدگی کنیم. از بچه های کشافه می خواست هر کس چیزی با خود از خانه بیاورد و همه را به خانواده های مستضعفی که می شناخت می داد. با این کار هم بخشندگی را به اعضای کشافه آموزش می داد و هم انجام کار گروهی و در واقع می خواست همه را در این امر مستحب شریک کند. بچه ها همچنان راه را ادامه داده واین کار را انجام می دهند. ✍🏻ماه علقمه @AHMADMASHLAB1995
احمد انتظار ماه رمضان را مےکشید کہ اعتکاف کند و شبھاے قدر احیا و شب زنده دارے نماید. شب گذشتہ(شب‌اول‌ازشبھاےقدࢪ) مزاࢪ شھداے گمنـام بہ نیابت از 🌸🌱 ☺️ ‼️ 🚫 ☑️ @AHMADMASHLAB1995
: من مدتے بعد از ازدواج باردار شدم و ۳۱آگوست سال ۱۹۹۵میلادے (۹شهریور ۱۳۷۴) زندگے شیرین ما با تولد اولین فرزندم زیباتر و جذاب تر شد و همسرم بہ عشق پیامبر مکرم اسلام نامش را گذاشت🌹✨ 🌷 🌿 ☺️ 🌸| @AHMADMASHLAB1995
شهید احمد مَشلَب 🇵🇸
#سلام_بدرالدین: من مدتے بعد از ازدواج باردار شدم و ۳۱آگوست سال ۱۹۹۵میلادے (۹شهریور ۱۳۷۴) زندگے شیرین
: چون احمد اولین فرزندمان بود، برایمان بسیار عزیز و دوست داشتنے بود...(: کودکے آرام ،بےآزار، بسیار مؤدب و با اخلاق بود. همہ چیز را بہ دقت تحت نظر داشت و نسبت بہ هیچ چیز در اطراف خود بےتفاوت و بےاهمیت نبود..🌿 🌷 🌿 🌺 🌸| @AHMADMASHLAB1995
شھیداحمـد: قطعـا شھادت گݪ ࢪز زیبایے است...♥️🙃 🌸🦋 🚫 ✔️ ☑️ @AHMADMASHLAB1995
شهید احمد مَشلَب 🇵🇸
↯🌿
ڪلام خطاب بہ دوستانشون: گل هاے یاس را بر روے نعشم بریزید و عہد و پیمان من را حفظ ڪنید. از عمر رفتہ‌ے من ناراحت نشوید! رویاهاے زیادے داشتم! مےخواستم براے ازدواج اقدام ڪنم و با فرزندانم شادے ڪنم. اے دوستان من، مزار من را رها نكنید... من همانطور ڪہ مثل قبل بہ شما محبت مےڪردم، بہ شما محبت مےڪنم. و برایتان تعریف مےڪنم از آنچہ ڪہ در سفرهایم گذشت. از نماز شب و حضرت زینب{سلام‌اللّٰہ‌عليها}، از جہاد و مقاومت و انتظارم، از زخم هایم و چہره‌ے مادرم ڪہ او را در لحظہ‌ے احتضار مےبینم. ‼️ کـانـال‌رسمےشھیـداحمـدمَشلَـب🥀 ♡j๑ïท🌱↷ 『 @AhmadMashlab1995
مادر : همیشہ با من درباره‌ے شہادت صحبت مےکرد کہ من نباید ناراحت بشوم و مےگفت: من یقین دارم کہ قوے و صبور هستے. در خواب دیدم کہ خوشحال آمده بود و من و با خودش برد. پرسیدم: مامانے حالت چطوره قربونت برم؟ هنگام شہادت چہ احساسے داشتے؟ گفت: من خیلے خوشحالم.. و اون لحظہ هیچ احساسے بہ جز خوبے نداشتم! هنگامے کہ نزدیک یہ قبرستان شدیم گفتم: من از لحظہ مرگ خیلے میترسم… گفت: نترس، من با یہ چیز خوب منتظرتم💛✨ 🍃 ! کـانـال‌رسمےشھیـداحمـدمَشلَـب🥀 ♡j๑ïท🌱↷ 『 @AhmadMashlab1995