eitaa logo
شور زندگے بر باد رفته
825 دنبال‌کننده
200 عکس
17 ویدیو
0 فایل
Say you'll see me again, even if it's only in your. wildest dreams.
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🩰Challenge | Limit این پیام رو فور بزنید چنلتون اسمتون و لینکتون رو بزارید تا براتون از اینا درست کنم. حتما عضو باشید
از همان روزی که دست حضرت قابیل گشت آلوده به خون حضرت هابیل از همان روزی که فرزندان آدم زهر تلخ دشمنی در خون شان جوشید “آدمیت مرد گرچه آدم زنده بود” از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند آدمیت مرده بود بعد دنیا هی پر از آدم شد و این آسیاب گشت و گشت قرنها از مرگ آدم هم گذشت ای دریغ آدمیت برنگشت قرن ما روزگار مرگ انسانیت است سینه دنیا ز خوبی ها تهی است صحبت از آزادگی پاکی مروت ابلهی است صحبت از موسی و عیسی و محمد نابجاست قرن موسی چمبه هاست روزگار مرگ انسانیت است من که از پژمردن یک شاخه گل از نگاه ساکت یک کودک بیمار از فغان یک قناری در قفس از غم یک مرد در زنجیر حتی قاتلی بر دار اشک در چشمان و بغضم در گلوست وندرین ایام زهرم در پیاله زهر مارم در سبوست مرگ او را از کجا باور کنم صحبت از پژمردن یک برگ نیست وای جنگل را بیابان میکنند دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان میکنند هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا آنچه این نامردان با جان انسان میکنند صحبت از پژمردن یک برگ نیست فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست در کویری سوت و کور در میان مردمی با این مصیبت ها صبور صحبت از مرگ محبت مرگ عشق “گفتگو از مرگ انسانیت است” فریدون مشیری
هدایت شده از تسخیرشده.
- 🗳 ‌‌‌این پیام رو فوروارد کنید و تگتون رو اینجا قرار بدید ، تا بنده بگم وایب کدوم فیلم coming-of-age و شمارو به یکی از شخصیت های مطرح اون فیلم شبیه کنم و یه موزیک هم بهتون بدم . منتظرتونم ៹
( ‌چنل هم حتما جوین باشید  )
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از 𝗎𝖿𝗈.
فوروارد کنید و جوین باشید تا من: ⋆ به یکی از کارت های تاروتم تشبیه‌تون کنم ⋆ براتون ازش بگم ⋆ و در آخر یه جمله از زبان کارتتون براتون بنویسم Limit | tag
هدایت شده از  𝙝𝙞𝙠𝙖𝙧𝙞 ଳ
گاهی‌اوقات به خودم میام و میبینم دلیل زندگیم، دلیل ادامه دادنمُ گم کردم. خیلی وقتا خانوادم و دوستام باورشون نمیشه میتونم تا این حد غمگین و ناراحت باشم، دنیام تاریک میشه و دلم میخواد گوشه ی امن خودم تا آخر عمر مخفی بشم، فقط یه احساس پوچی میاد سراغم و معنای زندگیم، تمام خاطراتم، تمام آدمای ارزشمند زندگیم رنگشون از دست میدن و خاکستری میشن، اینطور که بود و نبودشون برام اهمیتی نداره یا زنده و مرده بودن خودم. اینا لحظه های خاکستری زندگی من هستن، ساعت‌ها فقط فکر میکنم تا یه دلیلِ حتی کوچیک برای بلند شدن از روی تخت پیدا کنم.
هدایت شده از  𝙝𝙞𝙠𝙖𝙧𝙞 ଳ
سلامم π-π