آن کسی را که تو می جویی
کی خیال تو به سر دارد
بس کن این ناله و زاری را
بس کن او یار دگر دارد
فروغ فرخزاد
گریزانم از این مردم که با من
به ظاهر همدم و یکرنگ هستند
ولی در باطن از فرط حقارت
به دامانم دو صد پیرایه بستند
فروغ فرخزاد
در شب کوچک من دلهره ی ویرانی است
گوش کن
وزش ِ ظلمت را می شنوی ؟
من غریبانه به این خوشبختی می نگرم
من به نومیدی خود معتادم
گوش کن ،
وزش ِ ظلمت را می شنوی ؟!
فروغ فرخزاد
آنچه بدان میاندیشیم، برای ما رخ خواهد داد؛ پس اگر خواهان تغییر هستیم باید ذهنمان را باز نگاه داریم.
وین دایر
پـــایــیـــز اســـت
انـــار نیــســتــم کــه بــرســم بــه دســـت هــای تـــو
بــرگـــم
پــر از اضـــطـــرابــ افـــتـــادنــــم