چای دم کن؛ خستهام از تلخیِ نسکافه ها
چای با عطرِ هلُ گل های قوری بهتر است(:
_حامد عسکری
حق ما را خوردن و ما دل به خاموشی زدیم
از خودی ها بیش از این بیگانه ها آزردهایم
حسرت فردای روشن دلخوشیها را گرفت
پشت این حسرت جوانی رفت و ما پژمردهایم.
می تَوان در سِنِ کَم مانند یک انسان پیر؛
قامَتی خَم، دستِ لَرزان، دَردِ بسیاری کشید.
از هرچه میرود سخن دوست خوشتر است
پیغام آشنا، نفَسِ روحپرور است
هرگز وجودِ حاضرِ غایب شِنیدهای؟
من در میان جمع و دلم جاۍ دیگر است...
- سعدی
- اگر روزی یکی از سیمهای سازت پاره شد چنان محکم بنواز که کسی نفهمد بر تو چه گذشت...