شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد...!
خشت خشتِ ، آجر آجر پیکرم را باد برد...!
من بلوطی پیر بودم پای کوه بلند؛
نیمَم آتش سوخت ، نیمِ دیگرم را باد برد...!
از غزلهایم فقط خاکستری مانده به جا؛
بیت های روشن و شعله ورم را باد برد...!
با همین نیمه ، همین معمولی ساده بساز؛
دیر کردی نیمه ی عاشق ترم را باد برد....!(:
گاه باید از نگاهِ دیگران افتاد و رفت...
رفتن از ماندن میانِ نارفیقان بهتر است!
تا از کسی مطمئن نشدین . .
آهنگهایی رو که دوست دارید ؛ باهاش گوش ندید . .
جاهایی رو که دوست دارید ؛ باهاش نرید . .
فیلمهایی که دوست دارید ؛ باهاش نبینید . .
که یه دفعه میره و همهی چیزهایی که ؛
دوستشون داشتید هم با خودش میبره:))) . . .
..