عین.راد
--
به چه مانند کنم موی پریشان تو را؟
به دل تیرهی شب؟
به یکی هالهی دود؟
یا به یک ابر سیاه؟
که پریشان شده و ریخته بر چهرهی ماه...
عین.راد
--
گر بخواهی خُمسِ لبهایت را به مسکین بدهی ؛
شاهِ مسکینان منم خُمست مرا واجب تر است ..