دوست ندارم آدمایی که باهاشون در ارتباطم با آدمایی که باهاشون در ارتباطم در ارتباط باشن.
+ تو یه استکان چای بهم بده، من بلدم چجوری باهاش خوشحال زندگی کنم.
- با یک لیوان چای فقط؟!
+ نه.
+ گفتم “تو” یه لیوان چای بهم بده.
تو شبیه اون زخمی هستی که روی دستمه، دیگه درد نمیکنهها ولی نگاه کردن بهش منو ناراحت میکنه.
بدترین لحظه اونجاست که آدم مورد علاقهات، هیچ تلاشی برای نگه داشتنت نمیکنه و دلت رو میشکنه.
برای شب بخیر بهش بگو:
این بار برای من
یک سبد بوسه بیاور
پیشانی خوابهایم را ببوس
پیلهی تنهایی من؛
جهانِ اندک من را
همین خیال تو میسازد
هر شب
بیا اگر
مسیر جهانم را از یاد نبردهای💙