𝑇ℎ𝑒 𝑜𝑛𝑒 𝑤ℎ𝑜 𝑖𝑠 𝑤𝑖𝑡ℎ 𝐺𝑜𝑑 𝑏𝑒𝑐𝑜𝑚𝑒𝑠 𝑖𝑛𝑣𝑖𝑛𝑐𝑖𝑏𝑙𝑒
کسی که با خدا همراه شد، شکست ناپذیر میشود
.
ᵈᵒⁿᵗ ᵇᵉ ᵃᶠʳᵃⁱᵈ ᵗᵒ ˡᵒˢᵉ ʷʰᵃᵗ ʷᵃˢ ⁿᵉᵛᵉʳ ᵐᵉᵃⁿᵗ ᵗᵒ ᵇᵉ
از از دست دادن اونچه که هرگز قرار نبوده باشه نترس
.
هدایت شده از 🙏گشودن طلسم و دعاها 🙏
698.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌸سلام علی آل یس امام زمانم
💗سلام آقا
🌸شهر را برايت با دل خود
💗آذين بندى كرديم
💗تا قدوم مباركت را بر روى
🌸چشمانمان بگزارى
🌸چشم انتظـار
💗روى ماهت هستيم
🌸آقا تا روشن
💗كنى عالم هستى را ...
🌸پیشاپیش
نیمه شعبان مبارک🎊💐
↶【به ما بپیوندید 】↷
┄┄┅┅┅❅🌼❅┅┅┅┄┄
🥀🍂🥀🍂🥀🍂🥀🍂🥀
خمار نگاهت
#پارت_4
_OK
گوشی روقطع کردم وآلارمش روسرساعت چهارونیم گذاشتم.
روی تخت درازکشیدم بافکر رهالبخندی روی لبم نقش بست.
رهادوست خوبم وبهتره بگم بهترین دوستم ازدوران راهنمایی همدیگه رومیشناختیم.هروقت باهاشم تمام غمهاموازیادمیبرم ازبس این دخترشوخ وپرانرژیه!همیشه باحرفها وخنده هاش ولودگی هاش منوشادمیکنه.مثله
خواهرشریک شادیهاوغمهامه.توی فکربودم که نفهمیدم چجوری خوابم برد.
بابلندشدن صدای گوشی بالش رو روی سرم گذاشتم نمیخواستم بیداربشم صدای آهنگ گوشی هرلحظه
بیشترمیشد ومن هم عصبی تر.دستم روبه طرف گوشی درازکردم وبرش داشتم صداشوقطع کردم ونفس ر احتی
کشیدم حالا دیگه میتونم بخوابم چشام داشت گرم میشدکه مامان اومدتوی اتاق :
مامان- فاطمه ..فاطمه بیدارشودخترم رهازنگ زدگفت بهت بگم نیم ساعت دیگه میاددنبالت.
به سختی چشاموبازکردم وباصدایی آروم وعصبی گفتم:
- باشه مامان!
مامان ازاتاق رفت بیرون.بابی حالی ازروی تخت بلندشدم ونگاه پرحسرتی به بالشم کردم بالبای آویزون به
دستشویی رفتم حالا بماندکه چقدربه رهای بدبخت بدوبیراه گفتم وازخجالتش دراومدم آبی به صورتم زدم وازدستشویی اومدم بیرون.حالا سرحال تربودم! درکمد روبازکردم ومشغول انتخاب لباس شدم به ساعت نگاه کردم
بیست دقیقه ی دیگه وقت داشتم