« جایی میان قلب هست که هرگز پر نمیشود یک فضای خالی و حتی در بهترین لحظهها و عالیترین زمانها میدانیم که هست بیشتر از همیشه میدانیم که هست جایی میان قلب هست که هرگز پر نمیشود و ما در همان فضا انتظار میکشیم و انتظار میکشیم.
برای من غمگین نشوید /چارلز بوکوفسکی .»
@iblueVibe@Bahmanbekesh- (1).mp3
زمان:
حجم:
4.4M
لالایی کن گلم ای نازنینم !
به عشق توست که من ؛
روی ِ زمینم .
لالایی کن که دنیا رنگارنگه . . .
" بخواب آروم که فرداها قشنگه " ،،
𓂃݊ 🌞🎧 !!
هدایت شده از ܭـــܩܨ ܝ̇ࡅ࡙ܢ̣ـــــߊࡅ࡙ــܨ 🌱
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. عشــقمهربونم ✨
ممنونمکهبابـودنتبهمجرات
زندگیمیدیممنونمکهبامهربونیات
بهمامیدمـیدیممنونمکه
تنهادلـیلنـفسهامشدی
ممنونمکههستی...♥️
#طبیعت
#زیباییببینیم
┄═•❁🍃❁•═┄
♧>@kamizibaei
┄═•❁🍃❁•═
Homayoun Shajarian Gerye Kon-joyamusic.mp3
زمان:
حجم:
7.5M
- با من امشب زیر باران گریه کن
سر به زانوي خیابان گریه کن
مو به مو پیچ وخم هر کوچه را…
"با خم موی پریشان گریه کن! " ،،
𓂃݊ 🌞🎧 !!
هدایت شده از باران | انگیزش و انرژی 🚀
21.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مرسی بی بی 😍 مثل همیشه عالی شده
⤹༢➥ @shekaamou 🌱🪵
هدایت شده از باران | انگیزش و انرژی 🚀
16.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ببینید با دنده گوسفندی چی درست کرده 😍
⤹༢➥ @shekaamou 🌱🪵
آشپزی تو دل طبیعت 🌱🪵🐿🪨.
دستور غذا روح ندارد
تو به عنوان آشپز باید روح را
به دستور پخت خود اضافه کنی😇❤️
بوی کباب تو جنگل 🌱🌳🍂
همراه من باش
https://eitaa.com/joinchat/1970537212Ca3fb15cf23
بزن رو لینک بالا بیا
.
🥀🍂🥀🍂🥀🍂🥀🍂🥀
#خمار_نگاهت
#پارت_15
کت اسپرت روی تیشرتش یه کلاهم سرش بود بعدازدقایقی دست ازکتک زدن کشیدو پسره روروی زمین
انداخت وبه طرف من اومد...
هنوزبدنم میلرزید وگریه میکردم. چشاموبستم ونفس عمیقی کشیدم بوی خوش
عطرش شامه ام رونوازش داد چشاموبازکردم تاازش تشکرکنم خواستم لب بازکنم که یهویکی ازپسراکه روی زمین
افتاده بود تکونی به خودش داد نفهمیدم چی شد فقط وقتی به خودم اومدم که دست من روگرفته بود وباهم می
دویدیم بهتره بگم اون منو دنبال خودش می کشوند..
وقتی ازکوچه دورشدیم ازحرکت ایستاد
دوتامون نفس نفس میزدیم سرم روبلندکردم چون کوچه تاریک بود ونقاب کلاهش هم تاتوی صورتش
پایین کشیده بود صورتش مشخص نبود نفس عمیقی کشیدم...
زودبه خودم اومدم ودستم روازدستش بیرون کشیدم
وباصدایی که ازگریه خش دارشده بودگفتم:
- ممنونم آقا،واقعا ممنونم.من زندگیم روبه شمامدیونم نمیدونم بایدچجوری ازتون تشکرکنم...
وقتی لب به سخن گفتن بازکرد یه لحظه دلم ریخت صدای جذاب و گیرایی داشت بالحنی جدی
وسردگفت:
- خواهش میکنم...
سعی کنیددیگه این موقع شب تنهابیرون نباشید براتون خطرناکه.
- ممنونم.حتما
- مراقب باشید.خدانگهدار
- خدانگهدار
اون پسررفت ومن سرجام مونده بودم وبه این فکرمیکردم که چه صدای مردونه ای داشت...
دوباره ترس
دلم روپرکرد باسرعت به طرف خونه رفتم.