🥀🍂🥀🍂🥀🍂🥀🍂🥀
#خمار_نگاهت
#پارت_17
- ممنون. بیمارستانم،حالش تغییری نکرده..
- انشاءالله که خوب میشه،زنگ زدم بهت بگم که رسیدم خونه..
- فدات مرسی که زنگ زدی.
- خواهش میکنم.شب خوش.بابای
- شب خوش.بای
گوشی روقطع کردم ورفتم تو فکر اتفاقی که امشب برام افتاده بود فکرم روبدجوردرگیرکرده بود..
بیشترازهمه اون پسرناشناس که کمکم کرد انگاریه جوری بود.ای بمیری فاطمه چه فکرایی میکنی تو دختربگیربخواب
بابا دیوونه.
چشامو روی هم گذاشتم وسعی کردم بخوابم اما مگه میشد؟؟؟بازم رفتم تو فکر اونقدرتوی افکارم غرق
شدم که نفهمیدم کی خوابم برد.
باصدای مامان که اسمم روصدامیزدازخواب بیدارشدم کش وقوسی به بدنم دادم وروی تخت نشستم مامان
اومد داخل اتاق لبخندی زدوگفت:
- دخترلنگه ظهره خسته نشدی ازخواب؟پاشو دیگه بسه
- باشه مامان جونم.
مامان ازاتاق بیرون رفت به ساعت نگاه کردم 11 بود چقدرخوابیده بودم ولی درعوض خستگی ازتنم بیرون رفته.
🥀🍂🥀🍂🥀🍂🥀🍂🥀
#خمار_نگاهت
#پارت_18
آبی به دست وصورتم زدم ورفتم پیش مامان:
- سلام برمامان گلم.صبح بخیر
مامان اخم ظریفی کرد که باعث شدچهره ی دوست داشتنی ودل نشینش زیباترجلوه کنه،گفت:
- سلام تنبل خانوم بهتره بگی ظهربخیر. روی مبل نشستم وگفتم:
- وای مامان خیلی خوب بود.تمام خستگیم ازتنم بیرون رفت،جاتون خالی.
- خوبه. پاشوبرویه چیزی بخورضعف نکنی
- نه مامان نمیخوتد دیگه ناهارمیخورم
- هرجورراحتی ولی اگه گرسنت شدبیا یه چیزی بخور..
مامان رفت توی آشبزخونه ومنم رفتم سمت تلفن اماهنوزگوشی روبرنداشته بودم که تلفن زنگ خورد تلفن
روبرداشتم:
- بله بفرمایید؟ صدای رهامثل همیشه شادتوی گوشم پیچید:
- سلام خوشگله،کنارتلفن چادرزدی؟
خندیدم وگفتم:
هدایت شده از طبسنتیراز
🔴آجیل درمانی
✅گردو :دشمن التهاب
✅فندق :کنترل دیابت
✅پسته :بهبود خلق و خو
✅تخمه کدو :کاهنده کلسترول بد
✅کشمش :کاهنده علائم افسردگی
✅بادام زمینی :بهبود دهنده حافظه
𓂃⭒۟@Tabsonatiraz