دلخوشی زندگی من تویی ، بخندی، گریه کنی، لبخند بزنی، دستم و بگیری قدم بزنیم، من با تو خوشحالم. با همین کارای کوچیک.
تو مثل همون گلایِ رزِ خشک شده که لا به لای صفحه های کتابم گذاشتم،یاد آوره خاطراتِ قشنگمی.
میشه دستتو بگیرم بلند آهنگ بخونیم و اونقدر تند بدوییم که روحمون با تموم سنگینیاش پرت شه بیرون؟ میخوام که با تو رها شدنم رو تجربه کنم.
ولی ماهِ من ، بذار گونه ی زیبات و ببوسم. بذار دستم و بکشم توی موهات. بذار انقدر نگاهت کنم تا چشمام خسته نشه.