دروغ هرچقدرم کوچیک باشه
بازم قدرت تخریب هرچیزی که باهم ساختین رو داره، ازش استفاده نکنین .
من اگه یه بار دیگه به دنیا بیام سعی میکنم نفهم باشم، زندگی به کسایی که میفهمن خیلی سخت میگذره .
کی گفته درد آدمو قوی میکنه؟
درد آدمو بیحس میکنه،
روح آدم رو میکُشه،
ذوق آدمو کور میکنه،
قلب آدم رو سنگ میکنه، آدمو پیر میکنه .
🥀🍂🥀🍂🥀🍂🥀🍂🥀
#خمار_نگاهت
#پارت_33
ازبس عقب مونده ای دیگه!ازتوبیشترازاین انتظارنمیره همه براش میمیرن اونوقت تونمیشناسیش.
سرش روبه نشونه تاسف تکون داد ...یک دفعه مثل برق گرفته هادستاشوبهم کوبیدوباذوق گفت:
- وای فاطمه نمیدونی چه جیگریه،صداش محشره.
- ایش،نکن این کارارو رها مگه ندیده ای؟زشته..
- بروبابا دیوونه بذاربیاداونوقت میفهمی من چی میگم
- مشتاق دیدار
رهابه صندلی تکیه دادودیگه چیزی نگفت بعداز پانزده دقیقه که همه ی صندلیهاپرشد برنامه روشروع
کردن...
مجری ده دقیقه ای صحبت کرد که دیگه داشت خستم میکرد ...
یهوازخواننده خواست تاروی سن بیادهمه
شروع کردن به دست زدن وسوت زدن وبعضی ازدخترهاهم باخوشحالی اسم*امیر*روصدامیکردن ...باکنجکاوی به
صحنه خیره شدم پسری قدبلندبا اندامی ورزیده وچهارشونه که کت وشلواراسپرت سفیدی پوشیده بود اومد روی
سن،روبه همه به نشونه ی احترام کمی خم شد..
گیرایی چشماش ازدورهم مشخص بود..
چشماش میدرخشیدوبرق
خاصی داشت یک دفعه همه ی سالن تاریک شد وفقط نوررقص نورها بودکه به چشم میخوردوصحنه ی زیبایی به
وجودآورده بود...بعدازچندلحظه خواننده شروع کردبه خوندن..
باشنیدن صداش انگارچیزی ته دلم فروریخت،صدای
جذاب وگیرایی داشت ...
درست همونطورکه رهاگفته بود.به هیچ چیزجزصدای اون توجه نداشتم.
کنسرت خیلی خوبی بودوراضی بودم ازاینکه اومدم.
ازسالن بیرون اومدیم داشتیم به طرف ماشین میرفتیم
که دیدم همه ی دختراوبعضی ازپسرادوریه نفرجمع شدن وقتی دقیق نگاه کردم فهمیدم همون امیره..
معروف شدنم دردسرداره ها.رها باذوق روبه من کردوهمونطورکه به جمعیتی که دورخواننده جمع شده بودن اشاره
میکردگفت:
- دیدی چه جیگری بود؟