-اکبـَرپرست.
-
روضه علیاکبر را شنیدیم و زنده ایم .
مارا به سخت جانی ِ خود این گمان نبود ؛
-اکبـَرپرست.
-
اوست نشسته در نظر ، من به کــجا نظر کنم ؟
اوست گرفته شهر ِدل ، من به کـجا سفر کنم ؟
-اکبـَرپرست.
-
هرکسکهبجزعلیامامشباشد
باطلهمهصـوموصـلاتشباشد
هرکسنمکخوردونمکدانبشکست
نـانونمـکعلیحرامشباشد
-اکبـَرپرست.
-
چونچشمتودلمیبردازگوشهنشینان
شدگوشهششگوشهبرایتومهیا. .