هدایت شده از اسپویلام
با چشمای درشتش را زده بود به دستام
طاقت نیاورد
لب زد
+رئیس؟
دلم برا لحن منشی کوچولوم رفت
گفتم
حامی:جانم؟؟؟
دیدم تعجب کرده ولی پرسید
+رگـای دستتون واقعیه؟
خندیدم و سر تکون دادم که لباش آویزون شد
+خیلی قشنگه!!
نیشخند زدم و گفتم
حامی:اگه بخوای مال تو میشه
چشماش گرد شد و تا بخواد حرف بزنه..😱👻💥
https://eitaa.com/joinchat/128583279Ceb290f1f14
هدایت شده از اسپویلام
حامی: بیا جلو زخممو پانسمان کن سریع!
لرزون گفتم:
- می..میتر..سم! س..سگتون!
با اخم اشاره زد:
حامی:بیا اینجا پرستار کوچولو جسی کاریت نداره...
با ترس سمتش رفتم که پچ زد:
حامی: زودباش شوهرتو درمان کـ..
با دویدن یهویی سگ سمتمون محکم بغلم کرد و یهو سگه اروم نشست جلو پامون اما...😱📛🔥
https://eitaa.com/joinchat/128583279Ceb290f1f14
هدایت شده از اسپویلام
+ دو متر و نیم قدته ..
من زنت نمیشممم ..
حامی با ناراحتی گفت
– چراا زنم نمیشیییی؟
+ چون اگه بخوام نگاهت کنم ، گردنم درد میگیره نردبون جونم 😐🤣❗️
نیهاد چشماش برق زد و گفت
– خب غصه نخور ...بغلت میکنم ، هم قدم میشی ، اونوقت نگاهم میکنی😂❤️🔥
https://eitaa.com/joinchat/128583279Ceb290f1f14
– من زنِ نردبون نمیشممممم...اگر بشممم کشته میشمممم
وای ، وای 😐🤣❗️
خلههه دختره 😂☝️🏻
هدایت شده از اسپویلام
- اصلا حالا که اینجوره میرم به دشمن خودمو معرفی میکنم اسیرم کنه موهاش پر کلاغیش از تو بور قشنگ تره.
آستین لباسمو کشید.
علی: اسیر شدن دوست داری؟
- اگه یه پسر جذاب باشه چه جورم!
عصبی داد زد.
علی: سروان مورگان نلا تو چادر من بازداشته تا شب بعد از ماموریتی خودم برگردم و تاوانتو تعیین کنم...😐❤️🔥
https://eitaa.com/joinchat/128583279Ceb290f1f14
°•𝘼𝙡𝙗𝙖•°
سجتریس، فردا برو بیرون. آفتاب به صورتت آسیبی نمیزنه.
چرا حرف مامان بابا رو میزنی😔💅🏻
هدایت شده از 𝖠𝗌𝗍𝗋𝗈𝗍𝗐𝖾𝖾𝗍𝗒
سجتریس، تو فرار رو رمانتیک جلوه میدی انگار که قول و قراره.
هدایت شده از 𝙁𝙀𝘼𝙍𝜗ৎ
کاملش 600😶🌫️
TG:https://eitaa.com/joinchat/315098677Cf45ddde521