.
در مسجد و در بین مناجات ؛ دلم رفت ؛
وقتی که به من کرد مباهات ؛ دلم رفت .
سجاده گشودم که عبادت کنم اما ؛
بیچاره شدم.. بین عبادات ؛ دلم رفت! . .
دستم که بشدت شده مجروح ؛ ولی تا
پرسید که از وضع ِجراحات.. دلم رفت :)
بر پاکی و معصومیت ام خوب غضب کرد ؛
اینگونه مرا کرد مجازات ؛ دلم رفت :))
از نسل علی بودم و ممتد به ائمه ؛
عاشق شده ام مادر سادات!.. دلم رفت .
شیرین شد و فرهاد شدم بس که حیا داشت ؛
سربسته و بی حرف اضافات.. " دلم رفت " .
_ شاعر: اَلعَبْد ؛
_ به وقت ِ: ¹⁴⁰⁵/⁰²/³¹
سروده شده در حین دعای کمیل ؛
و تجمعات شبانه ؛ 🌿🤍
[ کپی راضی نیستم ؛ فرهنگ حسنهٔ فوروارد ]
#غزل
_ اَلعَبْد ؛
.
.
کم مانده ، کمی مانده به وصل تو بمیرم ؛
آخر خودمانیم! کم ِبیتو زیاد است . .
_ اَلعَبْد ؛
.
اَلعَبْد ؛
فکت : ذات آدمی ؛ همواره به دنبال یافتن کسی ست که فطرتش با او آفریده شده .
فکت ² : و آدمیزاد ؛ پس از یافتن اویی که آشنایی ازلی با فطرتش دارد ؛
تا روز مرگ ؛ و پس از آن
آرام نخواهد گرفت .
فکت ⁵ : اگر متوجه شدید کسی را به خاطر چهره اش ؛ استعدادهایش ؛ تحصیلاتش یا موقعیتش دوست دارید .
و در دلتان گمان عشق به او دارید .
سخت در اشتباه هستید .
عشق هیچ دلیل و منطقی ندارد .