eitaa logo
میراث امامان
271 دنبال‌کننده
130 عکس
3 ویدیو
29 فایل
مطالعاتی در خصوص روایات برجای‌مانده از امامان اهل بیت علیهم السلام در تراث اسلامی کانال در تلگرام: https://t.me/Al_Meerath ارتباط با ادمین: @KhorvashAmirhasan
مشاهده در ایتا
دانلود
تحذیر از نسبت‌دادن چیزی به خدا و اولیای دین بدون علم (3) عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانٍ الْأَحْمَرِ عَنْ زِيَادِ بْنِ أَبِي رَجَاءٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: مَا عَلِمْتُمْ فَقُولُوا وَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَقُولُوا اللَّهُ أَعْلَم إِنّ الرّجُلَ لَيَنْتَزِعُ آيَةَ مِنَ الْقُرْآنِ يَخِرّ فِيهَا أَبْعَدَ مَا بَيْنَ السّمَاءِ وَ الْأَرْضِ.‏ (المحاسن، ج‏1، ص206؛ الكافي، ج‏1، ص42) از امام باقر علیه السلام: آنچه می‌دانید بگوئید و آنچه نمی‌دانید بگوئید خدا داناتر است. همانا شخص آیه‌ای از قرآن بیرون می‌کشد [تا به‌دلخواه خویش تفسیر کند]، از این رو به‌فاصله‌ای دورتر از میان آسمان و زمین می‌افتد. @Al_Meerath
اخبار من بلغ / ادله تسامح در سنن 1 أَحْمَدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيُّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَنْ بَلَغَهُ عَنِ النَّبِيِّ ص شَيْ‏ءٌ فِيهِ الثَّوَابُ فَفَعَلَ ذَلِكَ طَلَبَ قَوْلِ النَّبِيِّ ص كَانَ لَهُ ذَلِكَ الثَّوَابُ وَ إِنْ كَانَ النَّبِيُّ ص لَمْ يَقُلْهُ. 2 وَ عَنْهُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَنْ بَلَغَهُ عَنِ النَّبِيِّ ص شَيْ‏ءٌ مِنَ الثَّوَابِ فَعَمِلَهُ كَانَ أَجْرُ ذَلِكَ لَهُ وَ إِنْ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَمْ يَقُلْهُ. (محاسن، ص25. نیز: الكافي، ج‏2، ص87 به طرق دیگر از همین دو صحابی) از امام صادق عليه السّلام: كسى كه ثوابى را بر عملى بشنود و آن را بجا آورد، آن ثواب را ببرد. اگر چه آن [ثواب] چنان‌كه به او رسيده نباشد. روایت هشام در ثواب الأعمال چنین نقل شده است: أَبِي ره قَالَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ مُوسَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ [بن عیسی] عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ هَاشِمِ بْنِ صَفْوَانَ [اقبال، وسائل، و بحار: عن هِشَامٍ عَنْ صَفْوَانَ] عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَنْ بَلَغَهُ شَيْ‏ءٌ مِنَ الثَّوَابِ عَلَى شَيْ‏ءٍ مِنْ خَيْرٍ فَعَمِلَهُ كَانَ لَهُ أَجْرُ ذَلِكَ وَ إِنْ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَمْ يَقُلْهُ. (ثواب الاعمال، ص132) ارسال خفی در نقل‌های ظاهراً متصل هشام از امام صادق ع شایع است (نگر: سرباز، واکاوی نقل های هشام بن سالم از امام صادق (ع)) و بعید نیست که در نقل خبر الکافی و المحاسن واسطه افتاده باشد. احتمال دارد منظور از صفوان، صفوان بن مهران باشد، هرچند فقط یک سند دیگر از هشام از صفوان یافت شد (المزار الكبير لابن المشهدي، ص240) چنانکه تنها یک سند هم از هشام بن سالم از محمد بن مروان یافت شد (بحار الأنوار، ج‏90، ص335) تحریرهای عامی خبر حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَرَفَةَ حَدَّثَنَا أَبُو يَزِيدَ خَالِدُ بْنُ حَيَّانَ الرَّقِّيُّ، عَنْ فُرَاتِ بْنِ سَلْمَانَ، وَعِيسَى بْنِ كَثِيرٍ، كِلَيْهِمَا عَنْ أَبِي رَجَاءٍ، عَنْ يَحْيَى بْنِ أَبِي كَثِيرٍ، عَنْ أَبِي سَلَمَةَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ، عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: ‌‌«‌مَنْ ‌بَلَغَهُ عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ ‌شَيْءٌ فِيهِ فَضْلٌ فَأَخَذَهُ إِيمَانًا بِهِ، وَرَجَاءَ ثَوَابِهِ، أَعْطَاهُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ ذَلِكَ، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ كَذَلِكَ» (جزء ابن عرفة، ص78؛ شرح مذاهب أهل السنة لابن شاهين، ص56-57 به طریق دیگر از خالد بن حیان؛ عدة الداعي، ص13 مرسلاً) ابن شاهین 6 طریق از 4 صحابی در این زمینه آورده است؛ که نقل‌ها از 3 صحابی دیگر چنین است: حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ سُلَيْمَانَ بْنِ الْأَشْعَثَ، ثنا عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ الْمُكْتِبُ، ثنا إِسْمَاعِيلُ بْنُ يَحْيَى بْنِ عُبَيْدِ اللَّهِ، ثنا مِسْعَرُ بْنُ كِدَامٍ، عَنْ عَطِيَّةَ الْعَوْفِيِّ، عَنِ ابْنِ عُمَرَ، قَالَ: سَمِعْتُ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ: «‌مَنْ ‌بَلَغَهُ عَنِ اللَّهِ فَضْلُ شَيْءٍ مِنَ الْأَعْمَالِ يُعْطِيهِ عَلَيْهَا ثَوَابَ عَمَلِ ذَلِكَ الْعَمَلِ رَجَاءً ذَلِكَ ‌الثَّوَابَ، أَعْطَاهُ اللَّهُ ذَلِكَ ‌الثَّوَابَ، وَإِنْ لَمْ يَكُ مَا بَلَغَهُ حَقًّا» (ابن شاهین، همان، ص57 و به طریق دیگر از ابن عمر با تفاوت در الفاظ) حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ حَبِيبِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ الْقُرَشِيُّ، بِدِمَشْقَ، ثنا أَبُو أُمَيَّةَ، ثنا عَمْرُو بْنُ عُثْمَانَ، ثنا السَّرِيُّ بْنُ مَخْلَدٍ، عَنْ جُوَيْبِرٍ، عَنِ الضَّحَّاكِ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «‌مَنْ ‌بَلَغَهُ ‌شَيْءٌ مِنَ الرَّغْبَةِ، فَعَمِلَ رَجَاءً ثَوَابَ تِلْكَ الرَّغْبَةِ، أُجْرِيَ لَهُ ثَوَابُ تِلْكَ الرَّغْبَةِ، وَإِنْ لَمْ يَكُنِ الرَّغْبَةُ عَلَى مَا بَلَغَهُ» (ابن شاهین، همان، ص58 و به طریق دیگر از جوبیر با افزوده: «قُلْتُهُ أَوْ لَمْ أَقُلْهُ فَأَنَا قُلْتُهُ») حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ الْبَغَوِيُّ، ثنا كَامِلُ بْنُ طَلْحَةَ، ثنا عَبَّادُ بْنُ عَبْدِ الصَّمَدِ، عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ، يَرْفَعُ الْحَدِيثَ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قَالَ: «‌مَنْ ‌بَلَغَهُ ‌فَضْلٌ ‌عَنِ اللَّهِ، فَعَمِلَ بِهِ، أَعْطَاهُ اللَّهُ ذَلِكَ الْفَضْلَ، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ كَذَلِكَ» (ابن شاهين، ص58) @Al_Meerath
نکته‌ای دربارۀ معنای اخبار من بلغ ... با توجه به تفاوت عبارات تحریرهای روایت، جای پرسش است که در عبارت «لم یقله» مرجع ضمیر «ه» کدام یک از «شیء» یا «الثواب» است؟ در پاسخ باید گفت گرچه اصالت برخی نسخ ترجیح ندارد، ولی از چند جهت ارجاع ضمیر به «الثواب» ترجیح دارد: 1- فرض همسویی تحریرها. روایت صدوق تصریح کرده که اصل کار خیر بوده، و دو روایت ابن شاهین هم تصریح دارند که ضمیر به ثواب بر می‌گردد. 2- قدر متیقن از عبارت. «شَيْ‏ءٌ فِيهِ الثَّوَابِ» اعم از «الثواب» است، و به هر حال عبارت آخر ناظر به ثواب هم خواهد بود، ولی تردید است که آیا عبارت ناظر به اصل عمل هم هست؟ یعنی اگر اصل خیربودن عملی درست نباشد، و ثواب‌های خاصی هم در روایات نامعلوم برایش ذکر شود، آیا عامل به آن روایات، همان ثواب را می‌برد؟ در دلالت روایت تردید است. 3- عدم حکومت بر آیات و اخبار علم. آیات و اخباری از عمل به غیر علم و یا اخبار کذابان و برخی فرق نهی می‌کنند. حال در موارد تزاحم این اصل با اخبار من بلغ، جای پرسش است که این اصل علم، حاکم بر اخبار من بلغ است؟* یا اخبار من بلغ مخصّص عمل به علم در موضوع اعمال دارای ثواب است؟ از آن‌جا که دلالت اخبار من بلغ بر تسامح و توسعه اعتبار اخبار شاهد روشنی ندارد، دلیلی هم نداریم که بگوییم اخبار من بلغ در این مصادیق روایات نهی دسته اول را تخصیص می‌زند. نمونه آثار مرتبط: - کلانتری، علی اکبر، «تسامح در ادله سنن، قاعده ای ناکار آمد»، پژوهش های اعتقادی کلامی، ش17، 1389ش. - اسلامی، محمدتقی، اخلاق اسلامی و کاربست قاعده تسامح در ادله سنن، 1390ش. فاضل، محمدجواد، قاعده تسامح در ادله سنن، 1393ش. - همدانی، مصطفی، «نقد انگاره تسری «تسامح در ادله سنن» به ارزیابی سندی روایات اخلاقی»، پژوهشنامه اخلاق35، 1396ش. - سیدمجتبی نورمفیدی، مهدی اعلائی، قاعده تسامح در ادله سنن، مرکز فقهی ائمه اطهار (ع)، 1398ش. - جعفری، اکرم و دیگران، «واکاوی عوامل رویکرد به تسامح در ادله سنن»، علوم حدیث، ش90، 1397ش. - همو، «آسیب‌های کاربست قاعدۀ «تسامح در ادله سنن» در احادیث اخلاقی»، اخلاق وحیانی، ش18، 1399. - غوریانی رضوی، علی، «قاعدۀ تسامح در ادلۀ سنن؛ نفی یا اثبات»، پژوه نامه فقه و علوم اسلامی، 18ش، 1401ش. - حسینی فرزانه، سید احمد، «تبیین قاعده تسامح در ادله سنن و مکروهات»، پژوهش های مطالعات اسلامی معاصر، ش6، 1402ش. - دلبری، سیدعلی؛ رضوی، غلامرضا، محقق، البرز، «امکان‌سنجی گستراندن قاعدۀ تسامح در ادلّۀ سنن به روایات فضائل و مصائب اهل بیت(ع)»، مشکات، ش156، 1402ش. _____ * بدین صورت که اخبار من بلغ، بر فرض صحت، در فضای همان روایات دسته اول و نیز در فضای مواجهه عقلایی با عموم احادیث صادر شده باشند. یعنی مثلاً اگر کسی دنبال اطمینان و قرائن علم‌آفرین باشد، باز از خطا مصون نیست، و در موارد خطا عامل به آن اخبار از ثواب محروم نمی‌شود. @Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
وصف امام جواد (ع) در روایتی عامی حَدَّثَنَا الْحَاكِمُ أَبُو عَلِيٍّ الْحُسَيْنُ بْنُ أَحْمَدَ الْبَيْهَقِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الصَّوْلِيُّ* قَالَ حَدَّثَنَا عَوْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو الْحُسَيْنِ
بْنُ
مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عَبَّادٍ وَ كَانَ يَكْتُبُ لِلرِّضَا ع ضَمَّهُ إِلَيْهِ الْفَضْلُ بْنُ سَهْلٍ قَالَ: مَا كَانَ ع يَذْكُرُ مُحَمَّداً ابْنَهُ إِلَّا بِكُنْيَتِهِ يَقُولُ كَتَبَ إِلَيَّ أَبُو جَعْفَرٍ ع وَ كُنْتُ أَكْتُبُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ ع وَ هُوَ صَبِيٌّ بِالْمَدِينَةِ فَيُخَاطِبُهُ بِالتَّعْظِيمِ وَ تَرِدُ كُتُبُ أَبِي جَعْفَرٍ ع فِي نِهَايَةِ الْبَلَاغَةِ وَ الْحُسْنِ فَسَمِعْتُهُ يَقُولُ أَبُو جَعْفَرٍ وَصِيِّي وَ خَلِيفَتِي فِي أَهْلِي مِنْ بَعْدِي. (عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‏2، ص240) از محمّد بن یحیی بن ابي عبّاد كاتب حضرت رضا عليه السّلام كه فضل بن سهل او را بر اين خدمت گماشته بود روايت كرده‌اند كه گفت: آن حضرت هيچ گاه از فرزندش محمّد مگر با كنيه یاد نمى‏‌کرد. چنانکه مي‌فرمود: ابو جعفر به‌من نامه‌‏اى فرستاده، يا من به ابو جعفر چنين نوشتم، در حالى كه او هنوز كودكی در مدينه بود، ولى امام با كمال احترام با او خطاب می‌کرد، و وى نيز با نهايت بلاغت و شيوائى پاسخ مي‌داد، و يك بار شنيدم امام می‌فرمود: وصىّ و جانشينم در ميان خاندانم پس از من ابو جعفر است. _________ * کتاب الأوراق في اخبار آل العباس و أشعارهم صولی (م 335ق) از منابع مهم عیون اخبار الرضا (برای بیش از 50 روایت) است، که صدوق ره همواره از طریق بیهقی (با سماع در 352ق) از آن نقل می‌کند. نسخۀ بخش‌هایی (مانند أخبار الراضي بالله والمتقي لله) از این موسوعه تاریخی و ادبی برجامانده است. @Al_Meerath
⚜️نخستین نمازگزار با پیامبر خدا (ص) حدثنا شعبة ، عن سلمة بن كهيل ، عن حبة العرني، قال: سمعت عليا ، يقول: «أنا ‌أول ‌من ‌صلى مع رسول الله ص» (مسند أبي داود الطیالسي، ج1، ص147؛ مشابه: الطبقات الکبیر، ط الخانجي، ج3، ص20؛ مصنف ابن أبي شیبة، ت الحوت، ج7، ص13؛ مسند أحمد، ط الرسالة، ج2، ص377). نقل شده از حَبَّۀ عُرَنی (د. 76ق) که گفت: شنیدم که علی (ع) می‌فرمود: من نخستین کسی هستم که با پیامبر خدا (ص) نماز خواندم. حدثنا شعبة، قال: أخبرني عمرو بن مرة، قال: سمعت أبا حمزة، عن زيد بن أرقم، قال: «‌أول ‌من ‌صلى مع رسول الله ص علي» (مسند أبي داود الطیالسي، ج2، ص16؛ مشابه: الطبقات الکبیر، ج3، ص19؛ مسند ابن الجعد، ص29؛ مسند أحمد، ج32، ص35، 58). نقل شده از زید بن ارقم (د. 66ق) -از اصحاب پیامبر (ص)- که گفت: نخستین کسی که با پیامبر خدا (ص) نماز خواند، علی (ع) بود. حدثنا أبو عوانة، عن أبي بلج، عن عمرو بن ميمون، عن ابن عباس... وبه عن ابن عباس، قال: «أول من صلى مع رسول الله ص بعد خديجة علي» (مسند أبي داود الطیالسي، ج4، ص469-470؛ مشابه: الطبقات الکبیر، ج3، ص20؛ مسند أحمد، ج5، ص475). نقل شده از عبدالله بن عباس (د. 67ق) که گفت: نخستین کسی که پس از خدیجه با پیامبر خدا (ص) نماز خواند، علی (ع) بود. أخبرنا محمد بن عمر قال: أخبرنا إبراهيم بن نافع وإسحاق بن حازم عن ابن أبي نجيح عن مجاهد قال: ‌أول ‌من ‌صلى علي وهو ابن عشر سنين (الطبقات الکبیر، ج3، ص19). نقل شده از مجاهد بن جبر (د. 100ق یا پس از آن) -از اصحاب ابن عباس- که گفت: نخستین کسی که نماز خواند، علی (ع) بود؛ در حالی که ده سال داشت. @Al_Meerath
اعتبارسنجی خبر عرضۀ امام جواد (ع) به قیافه‌شناسان ✍️امیرحسن خوروش دو نقل در کافی کلینی، الهدایه الکبری خصیبی، و دلائل الإمامه آمده که از تردید و طعن برخی در خصوص امام جواد (ع) می‌گوید و در آن دو گفته شده که امام جواد (ع) به قیافه‌شناس‌ها عرضه شدند. این دو خبر از سویی مورد توجه برخی از تاریخ‌پژوهان چون دکتر سید حسین مدرسی طباطبایی قرار گرفته است و از سوی دیگر مورد انتقاد شدید برخی از عالمان حدیث‌شناس چون آیت الله سید احمد مددی قرار گرفته است. در نوشتۀ حاضر به اعتبارسنجی این دو خبر توجه می‌کنیم. متن کامل یادداشت: https://deraayaat.ir/muhammad_al-jawad/ @Al_Meerath
⚜️ هدایت قلب علی بن ابی‌طالب (ع) أخبرنا يعلى بن عبيد، أخبرنا الأعمش عن عمرو بن مرة عن أبي البختري عن علي قال: بعثنى رسول الله، صلى الله عليه وسلم، إلى اليمن فقلت يا رسول الله بعثتنى وأنا شاب أقضى بينهم ولا أدرى ما القضاء! فضرب صدرى بيده ثم قال: ‌اللهم ‌اهد ‌قلبه وثبت لسانه! فوالذى فلق الحبة ما شككت في قضاء بين اثنين (الطبقات الکبیر، ج2، ص291). نقل شده از امیرالمؤمنین (ع) که فرمود: پیامبر خدا (ص) مرا به سوی یمن فرستاد [تا میان اهل یمن داوری کنم]. پس گفتم: ای پیامبر خدا! مرا که جوانی هستم می‌فرستی تا میان ایشان داوری کنم؛ حال آنکه چیزی از قضاوت نمی‌دانم. پس پیامبر (ص) با دستش به سینه‌ام زد، سپس فرمود: «خدایا! قلبِ او را هدایت کن و زبان او را استوار گردان!». قسم به خدایی که خدا دانه را شکافت، [تاکنون] در قضاوت بین دو نفر دچار تردید نشدم! این حدیث، نقلی مشهور و کهن در فضل امیرالمؤمنین (ع) است و در نیمۀ نخست قرن دوم، عده زیادی از راویان اهل حدیث این روایت را از عمرو بن مرّة (د. 118ق)، سماک بن حرب (د. 123ق)، و ابواسحاق سبیعی (د. 126ق) با متون و واسطه‌های مختلف از امیرالمؤمنین (ع) نقل می‌کردند (نگر: شبکه طرق نقل این حدیث در مسانید، مصنفات و سنن معروف اهل سنت بر اساس نرم‌افزار جامع خادم الحرمین). @Al_Meerath
يهدي قلبك۳.png
حجم: 1.2M
شبکه طرق نقل این حدیث در مسانید، مصنفات و سنن معروف اهل سنت بر اساس نرم‌افزار جامع خادم الحرمین
📗 پرچمدار پیامبر خدا (ص) عبد الرزاق، عن ابن جريج عمن حدثه، عن عامر، أن ‌راية ‌النبي صلى الله عليه وسلم كانت تكون مع علي بن أبي طالب وكانت في الأنصار حيثما تولوا (مصنف عبد الرزاق، ط 1437ق، ج5، ص523، ح10474). نقل شده از عامر شعبی (د. 103ق) که پرچم پیامبر (ص) با علی بن ابی‌طالب (ع) بود... عبد الرزاق، عن معمر، عن عثمان الجزري، عن مقسم أن ‌راية ‌النبي صلى الله عليه وسلم كانت تكون مع علي بن أبي طالب، وراية الأنصار مع سعد بن عبادة وكان إذا استحر القتال كان النبي صلى الله عليه وسلم مما يكون تحت راية الأنصار (مصنف عبد الرزاق، ج5، ص523، ح10475). نقل شده از مقسم (د. 101ق) -از اصحاب ابن عباس- که پرچم پیامبر (ص) همراه علی بن ابی‌طالب (ع) بود... أخبرنا روح بن عبادة قال: أخبرنا بسطام بن مسلم عن مالك بن دينار قال: قلت لسعيد بن جبير: من كان صاحب ‌راية ‌رسول الله، صلى الله عليه وسلم؟ قال: إنك لرخو اللبب. فقال لي معبد الجهنى: أنا أخبرك، كان يحملها في المسير ابن ميسرة العبسي فإذا كان القتال أخذها علي بن أبي طالب، رضي الله عنه (الطبقات الکبیر، ج3، ص23). نقل شده از بسطام بن مسلم از مالک بن دینار (د. 129ق) که گفت: به سعید بن جبیر گفتم: پرچمدار پیامبر خدا (ص) که بود؟ او گفت: تو آدم بی‌خیالی هستی! معبد جهنی به من گفت: من به تو خبر می‌دهم؛ در هنگام حرکت، ابن میسره عبسی پرچم را حمل می‌کرد و در هنگام جنگ، علی بن ابی‌طالب -رضی الله عنه- آن را به دست می‌گرفت. حدثنا عبد الله قال: حدثني أبي، قثنا سيار، يعني: ابن حاتم، قال: نا جعفر، يعني: ابن سليمان، قال: نا مالك، يعني: ابن دينار، قال: سألت سعيد بن جبير قلت: يا أبا عبد الله، من كان حامل ‌راية ‌رسول الله صلى الله عليه وسلم؟ قال: فنظر إلي وقال: كأنك رخي البال، فغضبت وشكوته إلى إخوانه من القراء قلت: ألا تعجبون من سعيد؟ إني سألته: من كان حامل ‌راية ‌رسول الله صلى الله عليه وسلم؟ فنظر إلي وقال: إنك لرخي البال، قالوا: أرأيت حين تسأله وهو خائف من الحجاج قد لاذ بالبيت، كان حاملها علي (فضائل الصحابة لأحمد بن حنبل، ج2، ص680). نقل شده از جعفر بن سلیمان از مالک بن دینار که گفت: از سعید بن جبیر پرسیدم: ای اباعبدالله، پرچمدار پیامبر خدا (ص) که بود؟ او به من نگاه کرد و گفت: انگار بی‌خیالی! از او عصبانی شدم و نزد برادران قاری‌اش شکایت کردم و گفتم: آیا از سعید تعجب نمی‌کنید؟ از او پرسیدم: پرچمدار پیامبر خدا (ص) که بود؟ به من نگاه کرد و گفت: تو آدم بی‌خیالی هستی. آنان گفتند: مگر نمی‌دانی که او از حجاج می‌ترسد و به خانهٔ [خدا] پناه برده است؟ پرچمدار، علی (ع) بود. @Al_Meerath
میراث امامان
⚜️ #اخلاق_علوی (9)؛ انتقادپذیری والی 🔸(به نقل از شعبی) سخن معاویه خطاب به سوده همدانیه که بر او نقد
⚜️ (10)؛ او را رها کنید! عبد الرزاق، عَنِ ابْنِ جُرَيْجٍ، عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ، قَالَ: لَا يُقْتَلُونَ، قَالَ: أُتِيَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ بِرَجُلٍ قَدْ ‌تَوَشَّحَ ‌السَّيْفَ، وَلَبِسَ عَلَيْهِ بُرْنُسَهُ، وَأَرَادَ قَتْلَه، فَقَالَ لَهُ: ‌أَرَدْتَ ‌قَتْلِي؟ قَالَ: نَعَمْ، قَالَ: لِمَ؟ قَالَ: لِمَا ‌تَعْلَمُ ‌فِي ‌نَفْسِي لَكَ، فَقَالُوا: اقْتُلْه، قَالَ: بَلْ دَعُوهُ ‌فَإِنْ ‌قَتَلَنِي، ‌فَاقْتُلُوهُ (مصنف عبد الرزاق، ط1437، ج9، ص315). نقل شده از عبدالکریم بن ابی‌المخارق بصری (د. 126ق) که گفت: «[خوارج مادامی که کسی را نکشند] نباید کشته شوند». او گفت: «مردی را نزد علی بن ابی‌طالب (ع) بردند که شمشیر حمایل کرده و برنس (کلاهی) پوشیده بود و قصد کشتن علی (ع) را داشت. علی (ع) به او گفت: "قصد کشتن مرا داشتی؟" گفت: بله. علی (ع) پرسید: "چرا؟" مرد پاسخ داد: به دلیل همان باوری که در دلم نسبت به تو دارم و تو می‌دانی! همراهان علی (ع) گفتند: او را بکش! اما علی (ع) فرمود: "نه، او را رها کنید. اگر مرا کشت، آنگاه او را بکشید"» (مشابه). @Al_Meerath
میراث امامان
⚜️ #اخلاق_علوی (10)؛ او را رها کنید! عبد الرزاق، عَنِ ابْنِ جُرَيْجٍ، عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ، قَالَ:
⚜️ (11)؛ حفظ احترام جنازهٔ دشمن قلت: فهل تكره أن تؤخذ رؤوسهم فيبعث بها إلى الإمام؟ قال: نعم، أكره ذلك؛ لأنها مثلة. ولم يبلغنا عن علي بن أبي طالب في حروبه كلها أنه صنع ذلك، ولا أنه ‌أمر ‌بحمل ‌رأس (الأصل لمحمد بن الحسن الشیباني، ج7، ص519). در اصل محمد بن حسن شیبانی (د. 189ق) -از اصحاب ابوحنیفه- آمده است: «گفتم: آیا جایز نمی‌دانی که سرهای اهل بَغی [که با سپاه امام جنگیده‌اند و کشته شده‌اند] قطع شود و برای امام فرستاده شود؟ گفت: بله، من آن را جایز نمی‌دانم؛ زیرا این کار مُثله‌کردن (قطعه‌قطعه‌کردن بدن) است و به ما نرسیده است که علی بن ابی‌طالب (ع) در هیچ یک از جنگ‌هایش چنین کاری کرده باشد یا دستور به حمل سَری داده باشد». گفتنی است در بخشی از دستور العمل جنگی امیرالمؤمنین (ع) آمده است: «وَلا تُمَثِّلُوا بِقَتِيلٍ: کشته‌ای را مثله نکنید!». @Al_Meerath
علی_بن_محمد_ابن_عنبسه_و_روایات_منسوب_به_امام_رضا_ع.pdf
حجم: 560K
علی بن محمد ابن عنبسه و روایات منسوب به امام رضا (ع) ✍ امیرحسن خوروش علی بن محمد ابن عنبسه (د. حدود 330-365ق) کتابی دارد که در آن روایاتی از خاندان ابوطالب (ع) گردآورده و این کتاب او از مصادر عیون أخبار الرضا ابن بابویه قمی (د. 381ق) است. وی مدعی نقل متون خاصی از امام رضا (ع) از پدرانشان است که غالباً از غیر طریق او از امام رضا (ع) نقل نشده است. در اسناد احادیث او و برخی از متون احادیث او چالش‌هایی یافت می‌شود که ممکن است در انتساب روایات او به امام رضا (ع) و حتی مشایخِ مستقیم ابن عنبسه تردید ایجاد کند. وی از سوی ابن غضائری و نجاشی تضعیف شده، اما وجه دقیق این دو تضعیف تاکنون کاویده نشده است. در پژوهش حاضر به مطالعۀ اسناد و متون روایات او پرداخته می‌شود و تلاش می‌شود که مشکل‌های آن‌ها روشن شود و بررسی شود که در صورت پذیرش این مشکل‌ها، مسئول آن‌ها کیست. به نظر می‌رسد بنابر شواهد سندی و متنی، مسئول بیشتر این مشکل‌ها ابن عنبسه باشد و بسیاری از اسناد او و حتی نام برخی از مشایخ او و راویانی که از آن‌ها نقل می‌کند، برساختۀ شخص او باشد. @Al_Rijal