نقش_احادیث_مشهور_در_باور_شیعه_به.pdf
حجم:
428.8K
نقش احادیث مشهور در شکلگیری باور شیعه به پیوستگی سلسلهٔ امامت
✍️ رجایی، قندی، قندهاری
مجلهٔ امامت پژوهی
برخی روایات مشهور اسلامی در میراث حدیثی مسلمانان حاکی از آن است که در هر دورهای بیشک کسی در میان امت وجود دارد که حامل عادل علم دین و حافظ آن است؛ از اهلبیت و عترت پیامبر است و مایۀ هدایت امت ایشان است؛ امام حیّ زمان است و مردم موظف به شناسایی و بیعت با او هستند؛ بهپادارندۀ حجت خدا بر خلق است، چه مشهور باشد، چه ناشناس. از طرف دیگر، گزارشهای فرقهنگاران حاکی از آن است که شیعیان از ابتدا، معتقد بودهاند که زمین هیچگاه از وجود حجت و امامی که جانشین امام قبلی باشد، خالی نمیماند و سلسلۀ امامت پیوسته خواهد ماند. این اعتقاد به وجه افتراق شیعۀ امامیه با دیگر فرق اسلامی بدل گشته بود تا حدی که این اعتقاد را «نسق» و شیعیان امامی را «اهل نسق» میخواندند. در این پژوهش، با بررسی تاریخ فکر شیعۀ امامیه، نقش احادیث مذکور را در شکلگیری این باور و وفاداری آنان را به آن احادیث نشان میدهیم.
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
پاداش زیارت امام حسین (ع) در نیمهٔ شعبان
حدثني محمد بن عبد الله بن جعفر الحميري عن أبيه عن يعقوب بن يزيد عن محمد بن أبي عمير عن زيد الشحام عن أبي عبد الله ع قال: من زار قبر الحسين ع في النصف من شعبان غفر الله له ما تقدم من ذنبه و ما تأخر (کامل الزیارات، ص181).
نقل شده که امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس زیارت کند قبر حسین را در نیمهٔ شعبان، خداوند گناهان متقدم و متأخر او را بیامرزد.
@Al_Meerath
📗 امامت اهل بیت (ع) در نامهٔ امام حسین (ع) به اهل بصره
قبضه الله إلیه... وکنّا أهلَه وأولیاءه وأوصیاءه وورثته وأحقّ الناس بمقامه في الناس
خدا [روح] پیامبر (ص) را به سوی خود گرفت؛ در حالی که... ما اهل پیامبر (ص) و اولیاء او و اوصیاء او و وارثان او و شایستهترین مردم به جایگاه پیامبر (ص) در میان مردم بودیم.
تاریخ الطبري، ج۵، ص۳۵۷
@Al_Meerath
📘 رحمت خدا بر علی ابن بابویه
حَدَّثَنَا أَبُو اَلْحُسَيْنِ صَالِحُ بْنُ شُعَيْبٍ اَلطَّالَقَانِيُّ رَضِيَ اَللهُ عَنْهُ فِي ذِي اَلْقَعْدَةِ سَنَةَ تِسْعٍ وَ ثَلاَثِينَ وَ ثَلاَثِمِائَةٍ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو عَبْدِ اَللهِ أَحْمَدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مَخْلَدٍ قَالَ: حَضَرْتُ بَغْدَادَ عِنْدَ اَلْمَشَايِخِ رَضِيَ اَللهُ عَنْهُمْ فَقَالَ اَلشَّيْخُ أَبُو اَلْحَسَنِ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ اَلسَّمُرِيُّ قَدَّسَ اَللهُ رُوحَهُ اِبْتِدَاءً مِنْهُ رَحِمَ اَللهُ عَلِيَّ بْنَ اَلْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى بْنِ بَابَوَيْهِ اَلْقُمِّيَّ قَالَ فَكَتَبَ اَلْمَشَايِخُ تَارِيخَ ذَلِكَ اَلْيَوْمِ فَوَرَدَ اَلْخَبَرُ أَنَّهُ تُوُفِّيَ ذَلِكَ اَلْيَوْمِ وَ مَضَى أَبُو اَلْحَسَنِ اَلسَّمُرِيُّ رَضِيَ اَللهُ عَنْهُ بَعْدَ ذَلِكَ فِي اَلنِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ سَنَةَ ثَمَانٍ وَ عِشْرِينَ وَ ثَلاَثِمِائَةٍ
(کمال الدین، ج2، ص503).
نقل شده از احمد بن ابراهیم بن مخلد که گفت: بغداد نزد مشایخ امامیه -رضی الله عنهم- رفتم. شیخ ابوالحسن علی بن محمد سَمُری -قَدَّسَ اللهُ روحَه- [وکیل چهارم صاحب الأمر علیه السلام] بدون اینکه بحثی دربارهٔ علی ابن بابویه باشد، گفت: «خدا، علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی را رحمت کند!». پس مشایخ تاریخ آن روز را نوشتند و بعداً خبر [به بغداد] رسید که علی ابن بابویه در آن همان روز از دنیا رفت. پس از این نیز، ابوالحسن سمری -رضی الله عنه- در نیمهٔ شعبان سال 328 [صح: 329] از دنیا رفت.
وَ أَخْبَرَنِي جَمَاعَةٌ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ بَابَوَيْهِ اَلْقُمِّيِّ قَالَ حَدَّثَنِي جَمَاعَةٌ مِنْ أَهْلِ قُمَّ مِنْهُمْ عَلِيُّ بْنُ بَابَوَيْهِ قَالَ حَدَّثَنِي جَمَاعَةٌ مِنْ أَهْلِ قُمَّ مِنْهُمْ عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عِمْرَانَ اَلصَّفَّارُ وَ قَرِيبُهُ عَلَوِيَّةُ اَلصَّفَّارُ وَ اَلْحُسَيْنُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِيسَ رَحِمَهُمُ اَللَّهُ قَالُوا: حَضَرْنَا بَغْدَادَ فِي اَلسَّنَةِ اَلَّتِي تُوُفِّيَ فِيهَا أَبِي عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى بْنِ بَابَوَيْهِ وَ كَانَ أَبُو اَلْحَسَنِ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ اَلسَّمُرِيُّ قُدِّسَ سِرُّهُ يَسْأَلُنَا كُلَّ قَرِيبٍ عَنْ خَبَرِ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ رَحِمَهُ اَللَّهُ. فَنَقُولُ قَدْ وَرَدَ اَلْكِتَابُ بِاسْتِقْلاَلِهِ حَتَّى كَانَ اَلْيَوْمُ اَلَّذِي قُبِضَ فِيهِ فَسَأَلَنَا عَنْهُ فَذَكَرْنَا لَهُ مِثْلَ ذَلِكَ. فَقَالَ [لَنَا] آجَرَكُمُ اَللَّهُ فِي عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ فَقَدْ قُبِضَ فِي هَذِهِ اَلسَّاعَةِ. قَالُوا فَأَثْبَتْنَا تَارِيخَ اَلسَّاعَةِ وَ اَلْيَوْمِ وَ اَلشَّهْرِ فَلَمَّا كَانَ بَعْدَ سَبْعَةَ عَشَرَ يَوْماً أَوْ ثَمَانِيَةَ عَشَرَ يَوْماً وَرَدَ اَلْخَبَرُ أَنَّهُ قُبِضَ فِي تِلْكَ اَلسَّاعَةِ اَلَّتِي ذَكَرَهَا اَلشَّيْخُ أَبُو اَلْحَسَنِ قُدِّسَ سِرُّهُ
(الغیبة للطوسي، ص395-396).
نقل شده که گروهی از اهل قم گفتند: در سالی که علی بن حسین بن موسی بن بابویه در آن درگذشت در بغداد حضور داشتیم. در آن زمان، ابوالحسن علی بن محمد سمری -قُدِّس سرُّه- هر از چند گاهی از ما درباره حال علی بن الحسین -رحمه الله- میپرسید. ما نیز میگفتیم: نامهای رسیده که نشان از سلامت او دارد. تا آنکه روزی فرا رسید که او در همان روز از دنیا رفت. آن روز، ابوالحسن سمری از ما درباره حال او پرسید و ما همان پاسخ را به او دادیم. او به ما گفت: «خداوند به شما در مصیبت علی بن الحسین اجر دهد، چرا که او در همین ساعت وفات یافت». ما تاریخ ساعت، روز و ماه را ثبت کردیم، و پس از هفده یا هجده روز، خبر رسید که او دقیقاً در همان ساعتی که شیخ ابوالحسن سمری آن را ذکر کرده بود، از دنیا رفته است.
وقال جماعة من أصحابنا: سمعنا أصحابنا يقولون: كنا عند أبي الحسن علي بن محمد السمري رحمه الله فقال: «رحم الله علي بن الحسين (حسين) بن بابويه». فقيل له: «هو حي»، فقال: «إنه مات في يومنا هذا». فكتب اليوم، فجاء الخبر بأنه مات فيه
(رجال النجاشي، ص262).
ابوالعباس نجاشی گوید: جماعتی از اصحاب ما گفتند: شنیدیم که اصحاب ما میگویند: ما نزد ابوالحسن علی بن محمد سمری -رحمه الله- بودیم که گفت: «خدا علی بن حسین ابن بابویه را رحمت کند!». گفته شد: او زنده است! سمری گفت: «او همین امروز از دنیا رفت». پس خبر رسید که او آن روز از دنیا رفت.
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
خدا را امری است که خود میرساند
حَدَّثَنَا أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ أَحْمَدَ الْمُكَتِّبُ قَالَ: كُنْتُ بِمَدِينَةِ السَّلَامِ فِي السَّنَةِ الَّتِي تُوُفِّيَ فِيهَا الشَّيْخُ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ السَّمُرِيُّ قَدَّسَ اللَّهُ رُوحَهُ فَحَضَرْتُهُ قَبْلَ وَفَاتِهِ بِأَيَّامٍ فَأَخْرَجَ إِلَى النَّاسِ تَوْقِيعاً نُسْخَتُهُ:
بسم الله الرحمن الرحيم- يَا عَلِيَّ بْنَ مُحَمَّدٍ السَّمُرِيَّ أَعْظَمَ اللَّهُ أَجْرَ إِخْوَانِكَ فِيكَ فَإِنَّكَ مَيِّتٌ مَا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ سِتَّةِ أَيَّامٍ فَاجْمَعْ أَمْرَكَ وَ لَا تُوصِ إِلَى أَحَدٍ يَقُومُ مَقَامَكَ بَعْدَ وَفَاتِكَ فَقَدْ وَقَعَتِ الْغَيْبَةُ الثَّانِيَةُ[/التامة] فَلَا ظُهُورَ إِلَّا بَعْدَ إِذْنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ذَلِكَ بَعْدَ طُولِ الْأَمَدِ وَ قَسْوَةِ الْقُلُوبِ وَ امْتِلَاءِ الْأَرْضِ جَوْراً وَ سَيَأْتِي شِيعَتِي مَنْ يَدَّعِي الْمُشَاهَدَةَ أَلَا فَمَنِ ادَّعَى الْمُشَاهَدَةَ قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْيَانِيِّ وَ الصَّيْحَةِ فَهُوَ كَاذِبٌ مُفْتَرٍ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ.
قَالَ فَنَسَخْنَا هَذَا التَّوْقِيعَ وَ خَرَجْنَا مِنْ عِنْدِهِ فَلَمَّا كَانَ الْيَوْمُ السَّادِسُ عُدْنَا إِلَيْهِ وَ هُوَ يَجُودُ بِنَفْسِهِ فَقِيلَ لَهُ مَنْ وَصِيُّكَ مِنْ بَعْدِكَ فَقَالَ لِلَّهِ أَمْرٌ هُوَ بَالِغُهُ وَ مَضَى رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ فَهَذَا آخِرُ كَلَامٍ سُمِعَ مِنْهُ (کمال الدین، ج2، ص516).
شیخ صدوق نقل میکند از ابومحمد حسن بن احمد مکتّب که گفت: در سالی که شیخ علی بن محمد سَمُری -قدّس اللهُ روحَه- [وکیل چهارم صاحب الزمان علیه السلام] از دنیا رفت، در بغداد بودم. چند روزی پیش از وفات سمری، نزد او رفتم. توقیعی برای مردم [از نزد صاحب الزمان علیه السلام] آورد که در آن نوشته شده بود:
بسم الله الرحمن الرحیم. ای علی بن محمد سمری! خداوند اجر برادرانت را در [مصیبتِ درگذشت] تو عظیم گرداند! تو تا شش روز دیگر از دنیا میروی. امرت را جمع کن و به هیچ کسی وصیت نکن که پس از وفاتِ تو، در جایگاه تو قرار گیرد! چه (غیبتِ دوم/ غیبتِ تامّ) واقع شده است. پس ظهوری نخواهد بود مگر به اذن خداوند -عزّ وجلّ-. این ظهور پس از طولانیشدن مدّت و قساوت قلبها و پرشدن زمین از ستم خواهد بود. به زودی نزد شیعیان من، کسی خواهد آمد که مدّعی مشاهدهٔ [من] است. هان! هرکه -پیش از خروج سفیانی و صیحهٔ آسمانی- ادعای مشاهده کند، دروغگویی دروغباف است ولا حول ولا قوة إلا بالله العلي العظیم!
[حسن بن احمد مکتب] گفت: این توقیع را نوشتیم و از نزد سمری بیرون آمدیم. روز ششم بازگشتیم به نزد او و او در حال احتضار بود. به او گفته شد: وصیِّ تو پس از تو کیست؟ فرمود: خدا را امری است که خود میرساند! سمری -رضي الله عنه- درگذشت و این، آخرین سخنی بود که از او شنیده شد.
@Al_Meerath
هدایت شده از غلوپژوهی | یادداشتهای حدیثی و رجالی
اعتبارسنجی حدیث معرفت به نورانیّت، با نگاه به میراث حدیثی غالیان و امامیان، خوروش، حدیث و اندیشه36، 1402.pdf
حجم:
479.9K
اعتبارسنجی حدیث «معرفت به نورانیّت»؛ با نگاه به میراث حدیثی غالیان و امامیان
✍️ امیرحسن خوروش
حدیث و اندیشه، ش36، 1402
حدیث «معرفت به نورانیّت» روایتی است طولانی از سخنان امیرالمؤمنین(ع) با سلمان و ابوذر که در آن به لزوم شناخت ظهور نورانی ایشان اشاره شده است. در این حدیث، مضامینی چون تناسخ اهل بیت(ع) در کالبدهای گوناگون و نیز نقشآفرینی امیرالمؤمنین(ع) در رویدادهایی مانند: حمل نوح(ع) بر کشتی، بیرون کشیدن ابراهیم(ع) از آتش، عبوردادن موسی(ع) از دریا و نجات یونس(ع) از شکم ماهی دیده میشود. این روایت برای نخستین بار در مناقب علوی (5-6ق) آمده و از قرن یازدهم تاکنون مورد اعتنای عالمان بسیاری قرار گرفته و چندین شرح بر آن نوشته شده است. در دوره معاصر نیز مضامین این حدیث از سوی برخی شیعیان، صحیح و عالی خوانده شده است. این در حالی است که برخی چون محمدباقر مجلسی، سند آن را ضعیف و مضامینش را غریب دانستهاند. درونمایههایی چنان بحثبرانگیز و رویکردهایی چنین متفاوت، اهمیّت اعتبارسنجی متنی و سندی این حدیث را آشکار میسازد. با توجّه به شناختهشدهبودن برخی از اصطلاحات و مضامین این روایت در میراث غلاتِ خَطّابی و غرابت آنها در میراث حدیثی امامیّه به نظر میرسد این حدیث در پیوند با غالیان خطّابی پدید آمده باشد.
@Gholow
✨برای پروردگار مهربان
حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ قَالَ حَدَّثَنِي الْحُسَيْنُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَبَانٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ يَسَارٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ إِيَّاكُمْ وَ الْكَسَلَ إِنَّ رَبَّكُمْ رَحِيمٌ يَشْكُرُ الْقَلِيلَ إِنَّ الرَّجُلَ لَيُصَلِّي الرَّكْعَتَيْنِ تَطَوُّعاً يُرِيدُ بِهِمَا وَجْهَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَيُدْخِلُهُ اللَّهُ بِهِمَا الْجَنَّةَ وَ إِنَّهُ لَيَتَصَدَّقُ بِالدِّرْهَمِ تَطَوُّعاً يُرِيدُ بِهِ وَجْهَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَيُدْخِلُهُ اللَّهُ بِهِ الْجَنَّةَ وَ إِنَّهُ لَيَصُومُ الْيَوْمَ تَطَوُّعاً يُرِيدُ بِهِ وَجْهَ اللَّهِ تَعَالَى فَيُدْخِلُهُ بِهِ الْجَنَّةَ (ثواب الأعمال، ص39؛ مشابه: المحاسن، ج1، ص253، به اختصار از ابن ابیعمیر از عمر بن اذینه از اسماعیل بن یسار؛ الکافي، ط دار الحدیث، ج7، ص371، به اختصار از ابن ابیعمیر از معاویة بن عمار از اسماعیل بن یسار؛ تهذیب الأحکام، ج2، ص238، از عبدالله بن مغیره از معاویة بن عمار از اسماعیل بن یسار).
نقل شده از اسماعیل بن یسار که گفت: شنیدم که ابوعبدالله [صادق] (ع) فرمود:
از كسلبودن [در عبادت] بپرهيزيد. همانا پروردگار شما مهربان است و سپاسگزارِ عملِ اندک است.
به درستى که شخص به خاطر خداوند عزّ وجلّ دو ركعت نماز مستحبى به جا مىآورد، پس خدا به خاطر آن دو رکعت او را وارد بهشت مىكند.
و نيز به خاطر خدا يک درهم صدقۀ مستحبى مىدهد، پس خدا به خاطر آن صدقه او را وارد بهشت میکند.
و نيز به خاطر خدا یک روز روزهٔ مستحبى مىگيرد، پس خدا به خاطر آن روزه او را وارد بهشت میکند.
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
🌅 قبولیای چون قبولیِ فرشتگان
وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع مَنْ صَلَّى الْخَمْسَ وَ صَامَ شَهْرَ رَمَضَانَ وَ حَجَّ الْبَيْتَ الْحَرَامَ وَ نَسَكَ نُسُكَنَا وَ اهْتَدَى إِلَيْنَا قَبِلَ اللَّهُ مِنْهُ كَمَا يَقْبَلُ مِنَ الْمَلَائِكَةِ (تهذیب الأحکام، ج4، ص154).
نقل شده از امام باقر (ع) که فرمود: هرکس نمازهای پنجگانه را بخواند و ماه رمضان را روزه بدارد و حجّ بیت الحرام را به جای آورد و عبادات ما را انجام دهد و به سوی ما راه یابد، خداوند از او میپذیرد؛ همانگونه که از فرشتگان میپذیرد.
@Al_Meerath
📘 حدیث جابر جعفی از امام باقر (ع) از پیامبر خدا (ص) دربارۀ ماه رمضان
حدثنا عبد الرحمن بن واقد، قثنا ضمرة بن ربيعة، ثنا بشر بن إسحاق، عن جابر بن يزيد، عن أبي جعفر، قال: كان النبي صلى الله عليه وسلم إذا استهل هلال شهر رمضان أقبل على الناس بوجهه، ثم قال: «اللهم أهله علينا بالأمن، والإيمان، والسلامة، والإسلام، والعافية المجللة، ورفع الأسقام، والعون على الصيام والصلاة وتلاوة القرآن، اللهم سلمنا لرمضان، وسلمه لنا، وتسلمه منا حتى يخرج رمضان وقد غفرت لنا، ورحمتنا، وعفوت عنا» ، ثم يقبل على الناس بوجهه فيقول: " أيها الناس، إن هذا شهر رمضان، غلت فيه الشياطين، وغلقت فيه أبواب جهنم، وفتحت فيه أبواب الجنان، ونادى مناد كل ليلة: هل من سائل فيعطى، هل من مستغفر فأغفر له، اللهم أعط كل منفق خلفا، وعجل لكل ممسك تلفا، حتى إذا كان يوم الفطر نادى مناد من السماء، اليوم يوم الجائزة، فاغدوا فبادروا خذوا جوائزكم " قال أبو جعفر: جوائز لا تشبه جوائز الأمراء (فضائل رمضان لابن أبي الدنيا، ص46).
از جابر بن یزید جعفی از ابو جعفر [باقر] (ع) روایت شده است که فرمود:
هنگامی که هلال ماه رمضان نمایان میشد، پیامبر (ص) رو به مردم میکرد و میفرمود:
«بارالها، این ماه را با امنیت و ایمان، سلامت و اسلام، و عافیت گسترده و رفع بیماریها بر ما نو گردان. ما را بر روزهداری، نماز و تلاوت قرآن یاری فرما. خدایا، ما را برای رمضان سالم بدار و رمضان را برای ما سلامت دار تا زمانی که رمضان سپری شود و تو ما را آمرزیده، بر ما رحم آورده و از ما درگذشته باشی».
سپس پیامبر (ص) دوباره رو به مردم میکرد و میفرمود:
«ای مردم! این ماه رمضان است. در آن شیاطین به بند کشیده شدهاند، درهای جهنم بسته شده و درهای بهشت گشوده شدهاند. و هر شب ندادهندهای ندا میدهد: آیا درخواستکنندهای هست تا به او عطا شود؟ آیا استغفارکنندهای هست تا او را بیامرزم؟ بارالها، به هر بخشندهای عوضی نیکو عطا کن و نابودی را برای هر بخیلی تعجیل فرما!
تا آنکه روز عید فطر فرا رسد، در این روز ندادهندهای از آسمان ندا دهد: "امروز، روز جایزه است. بامدادان برخیزید و به سوی دریافت جوایز خود بشتابید!"».
ابو جعفر (ع) فرمود: جوایزی که همانند جوایز فرمانروایان نیست.
دیگر نقلهای این حدیث از این قرار است:
أحمد بن محمد عن الحسين بن سعيد عن الحسين بن علوان عن عمرو بن شمر عن جابر عن أبي جعفر ع قال: كان رسول الله ص يقبل بوجهه إلى الناس فيقول يا معشر الناس إذا طلع هلال شهر رمضان غلت مردة الشياطين و فتحت أبواب السماء و أبواب الجنان و أبواب الرحمة و غلقت أبواب النار و استجيب الدعاء و كان لله فيه عند كل فطر عتقاء يعتقهم الله من النار و ينادي مناد كل ليلة هل من سائل هل من مستغفر اللهم أعط كل منفق خلفا و أعط كل ممسك تلفا حتى إذا طلع هلال شوال نودي المؤمنون أن اغدوا إلى جوائزكم فهو يوم الجائزة ثم قال أبو جعفر ع أما و الذي نفسي بيده ما هي بجائزة الدنانير و لا الدراهم (الکافي، ج4، ص67-68).
علي بن إبراهيم عن أبيه عن حماد بن عيسى عن إبراهيم بن عمر اليماني عن عمرو بن شمر عن جابر عن أبي جعفر ع قال: كان رسول الله ص إذا أهل هلال شهر رمضان استقبل القبلة و رفع يديه فقال اللهم أهله علينا بالأمن و الإيمان و السلامة و الإسلام و العافية المجللة و الرزق الواسع و دفع الأسقام اللهم ارزقنا صيامه و قيامه و تلاوة القرآن فيه اللهم سلمه لنا و تسلمه منا و سلمنا فيه (الکافي، ج4، ص70-71).
... حدثنا ابن قتيبة حدثنا أحمد بن البحتري حدثنا ضمرة عن بكر ابن إسحاق عن فيروز عن جابر عن أبي جعفر محمد بن علي قال كان النبي صلى الله عليه وسلم إذا استهل هلال شهر رمضان استقبله بوجهه ثم يقول اللهم أهله علينا بالأمن والإيمان والسلامة والإسلام والعافية المجللة ودفاع الأسقام والعون على الصلاة والصيام وتلاوة القرآن اللهم سلمنا لرمضان وسلمه لنا وسلمه منا حتى يخرج رمضان وقد غفرت لنا ورحمتنا وعفوت عنا ثم يقبل على الناس بوجهه فيقول أيها الناس إنه إذا أهل هلال شهر رمضان غلت فيه مردة الشياطين وغلقت أبواب الجحيم وفتحت أبواب الرحمة ونادى مناد من السماء كل ليلة هل من سائل هل من تائب هل من مستغفر اللهم أعط كل منفق خلفا وكل ممسك تلفا حتى إذا كان يوم الفطر نادى مناد من السماء هذا يوم الجائزة فاغذوا فخذوا جوائزكم (تاريخ دمشق لابن عساكر، ج51، ص186).
أخبرنا أبو عبد الله محمد بن زيد بن علي بن مروان الكوفي، أنا محمد بن الحسين الخثعمي، نا عباد بن يعقوب، أنا المحاربي، عن عمرو بن شمر، عن جابر، عن أبي جعفر قال: «كان إذا أهل رمضان قال: اللهم أهله علينا بالسلامة والإسلام، ودفع السقام، والعون على الصلاة والصيام، والعفو والعافية، اللهم سلمه [لنا]، وسلمنا له (المشيخة البغدادية لأبي طاهر السلفي، ج2، ص633).
نمودار اسناد
@Al_Meerath
📗 فضل کتاب خدا (1)
علي عن أبيه عن عبد الله بن المغيرة عن سماعة بن مهران قال قال أبو عبد الله ع إن العزيز الجبار أنزل عليكم كتابه و هو الصادق البار فيه خبركم و خبر من قبلكم و خبر من بعدكم و خبر السماء و الأرض و لو أتاكم من يخبركم عن ذلك لتعجبتم
(الکافي، ج2، ص599؛ مشابه: تفسیر العیاشي، ج1، ص8).
عبدالله بن مغیره نقل کرده از سماعة بن مهران که امام صادق (ع) فرمود: همانا عزیزِ جبّار کتابش را بر شما نازل کرد، و او راستگو و نیکورفتار است. در آن کتاب، خبر شما، خبر گذشتگان، خبر آیندگان، و خبر آسمان و زمین آمده است. و اگر کسی نزد شما میآمد و شما را از آن امور خبر میداد، شگفتزده میشدید!
همین حدیث در نقل عثمان بن عیسی از سماعة بن مهران:
عنه عن عثمان بن عيسى عن سماعة بن مهران قال سمعت أبا عبد الله ع يقول إن الله أنزل عليكم كتابه الصادق النازل فيه خبركم و خبر ما قبلكم و خبر ما بعدكم و خبر السماء و خبر الأرض فلو أتاكم من يخبركم عن ذلك لعجبتم
(المحاسن، ج1، ص267).
@Al_Meerath
📕 تصویر معاویه بن ابیسفیان نزد شیعیان کوفی روزگار او
قال أبو مخنف: فحدثني الحجاج بن علي، عن محمد بن بشر الهمداني، قال: اجتمعت الشيعة في منزل سليمان بن صرد، فذكرنا هلاك معاوية، فحمدنا الله عليه، فقال لنا سليمان بن صرد: إن معاوية قد هلك، وإن حسينا قد تقبض على القوم ببيعته، وقد خرج إلى مكة، وأنتم شيعته وشيعة أبيه، فإن كنتم تعلمون أنكم ناصروه ومجاهدو عدوه فاكتبوا إليه، وإن خفتم الوهل والفشل فلا تغروا الرجل من نفسه، قالوا: لا، بل نقاتل عدوه ونقتل أنفسنا دونه، قال: فاكتبوا إليه، فكتبوا إليه:
بسم الله الرحمن الرحيم لحسين بن علي من سليمان بن صرد والمسيب ابن نجبة ورفاعة بن شداد وحبيب بن مظاهر وشيعته من المؤمنين والمسلمين من أهل الكوفة سلام عليك، فإنا نحمد إليك الله الذي لا إله إلا هو، أما بعد، فالحمد لله الذي قصم عدوك الجبار العنيد الذي انتزى على هذه الأمة فابتزها أمرها، وغصبها فيئها، وتأمر عليها بغير رضا منها، ثم قتل خيارها، واستبقى شرارها، وجعل مال الله دولة بين جبابرتها وأغنيائها، فبعدا له كما بعدت ثمود! إنه ليس علينا إمام، فأقبل لعل الله أن يجمعنا بك على الحق والنعمان ابن بشير في قصر الإمارة لسنا نجتمع معه في جمعة، ولا نخرج معه إلى عيد، ولو قد بلغنا أنك قد أقبلت إلينا أخرجناه حتى نلحقه بالشام إن شاء الله، والسلام ورحمة الله عليك
(تاریخ الطبري، ج5، ص352؛ مشابه: أنساب الأشراف، ط دار الفکر، ج3، ص369؛ الإرشاد، ج2، 36-37).
ابومخنف نقل میکند که شیعیان کوفه پس از مرگ معاویه در خانۀ سلیمان بن صرد گردآمدند و در آنجا این نامه را خطاب به امام حسین (ع) نوشتند:
بسم الله الرحمن الرحیم
به حسین بن علی، از سوی سلیمان بن صُرَد، مُسَیِّب بن نَجَبَة، رِفاعة بن شَدَّاد، حبیب بن مُظاهِر، و شیعیان او از مؤمنان و مسلمانان از اهل کوفه؛
سلام بر تو، ما خداوند را که جز او معبودی نیست، ستایش میکنیم.
اما بعد، ستایش خدایی را سزاست که دشمن گردنکش و حقستیز تو را در هم شکست؛ همان کسی که بر این امت سلطه یافت، فرمانروایی آن را به زور تصاحب کرد، فَیءِ آن را غصب نمود، و بدون رضایت مردم بر آنان حکومت کرد. سپس نیکانشان را به قتل رساند و بدانشان را باقی گذاشت و مال خدا را میان ستمگران و ثروتمندان امت به گردش درآورد. پس، او را هلاکت و دوری باد چنانکه قوم ثمود را هلاکت و دوری باد![1]
همانا ما را امامی نیست، پس به سوی ما بشتاب، باشد که خداوند ما را به وسیلۀ تو بر حق گردآورد. نعمان بن بشیر در کاخ امارت است، اما ما نه با او در نماز جمعه شرکت میکنیم و نه برای عید همراه او بیرون میرویم. اگر خبر یابیم که تو به سوی ما آمدهای، او را بیرون میکنیم و به شام میفرستیم، اگر خدا بخواهد.
و سلام و رحمت خداوند بر تو باد.
1. اشاره به آیۀ شریفۀ «أَلَا بُعْدًا لِمَدْيَنَ كَمَا بَعِدَتْ ثَمُودُ: هان، دورى و هلاكت باد [مردم] شهر مدين را چنانكه ثمود [از رحمت حق] دور و هلاک شدند» (هود: 95).
@Al_Meerath