eitaa logo
میراث امامان
271 دنبال‌کننده
130 عکس
3 ویدیو
29 فایل
مطالعاتی در خصوص روایات برجای‌مانده از امامان اهل بیت علیهم السلام در تراث اسلامی کانال در تلگرام: https://t.me/Al_Meerath ارتباط با ادمین: @KhorvashAmirhasan
مشاهده در ایتا
دانلود
حدیث حذیفه.pdf
حجم: 19.4K
نمودار اسناد حدیث زید بن وهب از حذیفه دربارۀ امامان کفر @Al_Meerath
💠 شاهدی بر اصالت نقل زید بن وهب از حذیفه دربارۀ اصحاب جمل در فرستۀ «بازخوانی نقلی کهن از حذیفه دربارۀ اصحاب جمل» گذشت که زید بن وهب از حذیفه روایت می‌کند که هنوز با امامان کفر پیکار نشده و امامان کفر سه نفر هستند که با منافقان (اصحاب عقبه) مرتبط‌اند. مطابق این نقل، امامان کفر، افراد مهمی از صحابه هستند که با منافقانی چون ابوموسی اشعری مرتبط‌اند و پس از حذیفه در یک سمت جنگی خواهند بود و در آن جنگ، آنان پیمان‌شکن هستند (وإن نکثوا أیمانَهم... إنهم لا أیمانَ لهم). همین خصوصیات این احتمال قوی را مطرح می‌کند که مراد حذیفه، اصحاب جمل باشند. افزون بر این، نقل‌های مهمی از امیرالمؤمنین (ع) و امام صادق (ع) داریم که به وضوح سرانِ پیمان‌شکن جمل را امامان کفر می‌دانند که طبق این آیه باید با آنان جنگ شود. در اینجا به نقلی از ابواسحاق سبیعی توجه می‌کنیم که بر اعتبار نقل زید بن وهب از حذیفه می‌افزاید: ابواسحاق سبیعی (د. حدود 129ق) از صلة بن زفر (د. حدود 70ق) روایت کرده که (حذیفة بن یمان/ عمار بن یاسر) دربارۀ «لَا أَيْمَانَ لَهُمْ» در این آیه گفت: «لا عهدَ لهم» (تفسیر سفیان الثوري، ص124؛ مسند ابن الجعد، ص366؛ مصنف ابن أبي شیبة، ج6، ص172؛ تفسیر الطبري، 11، ص365، 366؛ تفسیر ابن أبي حاتم، ج6، ص1762؛ المستدرك علی الصحیحین، ط الرسالة، ج4، ص253؛ الدر المنثور، ج4، ص137). در نقل اسرائیل و ابوالاحوص از ابواسحاق، صله از حذیفه روایت می‌کند و در نقل سفیان ثوری و زهیر بن حرب از ابواسحاق، صله از عمار روایت می‌کند (نگر: نمودار اسناد نقل ابواسحاق سبیعی). این نقل طبیعتاً باید تقطیع یک نقل بلندتر باشد؛ چه وجهی ندارد که چنین شرح لغوی‌ای از (حذیفه/ عمار) که از مفسران صحابه نبوده، نقل شده باشد. به نظر می‌رسد این نقل در واقع روایتی بوده مانند روایت زید بن وهب از حذیفه بوده که در آن از قتال با امامان کفر گفته شده و به دلیل حساسیت متن، بخش اصلی نقل صلة بن زفر توسط ابواسحاق سبیعی تقطیع و حذف شده و بخش تفسیری میان نقل باقی مانده است. مؤید این احتمال آن است که هیچ نقل صرفاً تفسیری دیگری در میراث صلة بن زفر از حذیفه و عمار نمی‌یابیم و اساساً با جستجوی نام صلة بن زفر در تفسیر طبری می‌بینیم که او هیچ نقل صرفاً تفسیری‌ای ندارد. بر این اساس، باید در نظر داشت که نقل صلة بن زفر در اصل تفسیری نبوده و آموزه‌ای خاص را ذیل آیۀ «فقاتلو أئمة الکفر» منتقل می‌کرده است. این آموزه می‌تواند تقریباً همانی باشد که در نقل کهن زید بن وهب از حذیفه دیده می‌شود. بر این اساس، ابواسحاق سبیعی که احتمالاً متوجه ارتباط کلام حذیفه با برخی صحابه بوده، به تقطیع این نقل دست زده است. حضور نام عمار به جای حذیفه (که شیخ اصلی صلة بن زفر است) در برخی از طرق ابواسحاق می‌تواند وهمی از جانب ابواسحاق باشد و علّت این وهم نیز ممکن است نزدیکی شخصیت عمار و حذیفه به هم باشد (چه هر دو عالم به اسماء منافقین اصحاب عقبه بودند) یا این باشد که ابواسحاق متوجه ارتباط نقل با جنگ جمل شده و به دلیل آنکه عمار شخصیت اصلی جنگ جمل در میان لشکریان علی (ع) است، توهم کرده که گویندۀ این سخن عمار بوده است. شاهدی احتمالی که می‌تواند درستی این تحلیل را تأیید کند آن است که در نقل محمد بن سابق از اسرائیل از ابواسحاق از صلة بن زفر از حذیفه پس از توضیح «لا أیمان لهم» به «لا عهدَ لهم»، آمده: «قال حذيفة ما قُوتِلُوا بعدُ: حذیفه گفت هنوز با آنان جنگ نشده است!» (المستدرك علی الصحیحین، ج4، ص253). این زیادت اگر اصیل باشد، نشان می‌دهد که ابواسحاق در نقلش برای یکی از شاگردانش بخشی از صورت اصلی حدیث صلة بن زفر را بازتاب داده که نشان می‌دهد این نقل دقیقاً مرتبط با حدیث زید بن وهب از حذیفه است. اگر هم این زیادت اصیل نباشد، در واقع یکی از راویان این نقل، حدیث زید بن وهب از حذیفه را دیده و از تعبیر آن در اینجا استفاده کرده و نقل ابواسحاق را تکمیل کرده است. همین تکمیلِ احتمالی نیز نشان‌دهندۀ این تلقّی کهن است که حدیث صلة بن زفر از حذیفه در واقع مرتبط با حدیث زید بن وهب از حذیفه بوده است. بر این اساس، به نظر می‌رسد که حدیث حذیفه دربارۀ اینکه هنوز با امامانِ کفر جنگ نشده، در واقع دو حلقۀ مشترک کوفی متقدّم دارد: یکی حلقۀ مشترکی از نیمۀ دوم قرن نخست: زید بن وهب (د. 96ق)، دیگری حلقۀ مشترکی از نیمۀ اول قرن دوم: ابواسحاق سبیعی (د. حدود 129ق). وجود این دو حلقۀ مشترک ارزش استنادی حدیث حذیفه را بیش از پیش می‌کند؛ به ویژه که ابواسحاق نیز حدیثش را نه از زید بن وهب که مستقلّ از او، از صلة بن زفر روایت می‌کند. مطابق با شواهدی که گذشت، به نظر می‌رسد که به احتمال قوی کلام حذیفه ناظر به اصحاب جمل بوده و حذیفه -صحابی مهم پیامبر (ص) که منافقان را می‌شناخت و پیش از جنگ جمل از دنیا رفت- سرانِ پیمان‌شکنِ جمل چون طلحه را از امامان کفر می‌دانسته است. @Al_Meerath
نمودار اسناد نقل ابواسحاق سبیعی دربارۀ آیۀ «فقاتلوا أئمةَ الکفر» @Al_Meerath
⚜️ «اُمَرای مردم»؛ جایگاه اهل بیت (ع) در خطبۀ امام حسن مجتبی (ع) حصین بن عبدالرحمن (د. 136ق) روایت کرده از ابوجمیله که زمانی که حسن بن علی (ع) پس از قتل علی (ع) جانشین شد، روزی در نماز بود، مردی به او حمله برد و با خنجری او را زخمی ساخت. حصین گفت که به او رسیده که مردی که خنجر زد از بنی‌اسد بود در حالی که حسن (ع) در سجده بود. حصین گفت: عمویم آن واقعه را درک کرد. گفت: گمان می‌کنند که نقل می‌کنند که زخم آن ضربه در ران او فرود آمد، و بر اثر آن ماه‌ها بیمار بود، سپس بهبودی یافت. پس از بهبودی، بر منبر نشست و فرمود: ای مردم عراق! دربارۀ ما از خدا پروا کنید، که ما امیران و مهمانان شما هستیم، ما اهل بیتی هستیم که خداوند دربارۀ ما فرموده است: "إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا" و همچنان این سخن را تکرار می‌کرد تا آنکه هیچ‌کس از اهل مسجد باقی نماند مگر آنکه با صدای بلند گریه می‌کرد. این خطبه را عدّه‌ای از حصین بن عبدالرحمن (د. 136ق) از ابوجمیله روایت می‌کنند و عدّه‌ای از عوام بن حوشب (د. 148ق) از هلال بن یساف (نگر: نمودار اسناد نقل‌های حصین بن عبدالرحمن و عوام بن حوشب). بدین ترتیب این خطبه دو حلقۀ مشترک در نیمۀ اول قرن دوم دارد. البته دو نقل حصین و عوام در انتقال خود متن خطبه بسیار به هم نزدیک است و از این روی به نظر می‌رسد که یکی از این دو نقل متّکی بر دیگری باشد (نگر: جدول مقایسۀ نقل حصین با نقل عوام). قرابت لفظی بالای این دو نقل گمانۀ متکی‌بودن یک نقل بر دیگری را مطرح می‌کند. افزون بر این در نقل عوام بن حوشب اشاره شده به اینکه این متن، بخشی از خطبۀ امام حسن (ع) بوده است: «سمعت الحسن بن علي وهو يخطب وهو يقول». این سخن می‌تواند درست باشد؛ چه بعید می‌نماید که کلّ خطبه از 20وچند واژه فراتر نرود. اگر بپذیریم که خطبۀ امام در واقع بیش از این کلمات بوده، همین‌که گزینش هر دو نقل از خطبه دقیقاً یکسان است، شاهدی قوی بر عدم استقلال این دو نقل از یکدیگر است. افزون بر این، در نقل حصین روشن نیست که دقیقاً از آغاز بحث (مجروح‌شدن امام حسن ع) تا کدام بخش، از کلام ابوجمیله است و روشن نیست که آیا حصین متن خطبه را به روایت از ابوجمیله نقل می‌کرده یا نه. حصین بن عبدالرحمن که راوی نقل ابوجمیله است، از شاگردان شعبی و هلال بن یساف است. هلال بن یساف همان کسی است که در نقل عوام بن حوشب، راوی خطبه است. ممکن است در واقع آغاز نقل حصین (که دربارۀ مجروح‌شدن امام حسن است) از ابوجمیله گرفته شده باشد اما تتمۀ نقل حصین که حاوی متن بخشی از خطبۀ امام حسن (ع) از شیخِ حصین -هلال بن یساف- گرفته شده باشد. بر این اساس، می‌توان منشأ مشترک نقل حصین و عوام را هلال بن یساف (د. حدود 91-100ق) فرض کرد و از این جهت می‌توانیم حلقۀ مشترک احتمالی در نیمۀ دوم قرن اول داشته باشیم. نکتۀ مهمی که دربارۀ این خطبه قابل ملاحظه است آن است که راویان اصلی این خطبه -عوام بن حوشب و حصین بن عبدالرحمن- شیعی نیستند و حتی از اصحاب محدّثان ضدشیعه چون ابراهیم تیمی و شعبی هستند. با این حال، به روایت این خطبه توجه کرده‌اند. این نکته نشان می‌دهد که برخی راویان غیرشیعی در نیمۀ نخست قرن دوم در کوفه مشکلی در نزول آیۀ تطهیر در شأن امامان شیعه نمی‌دیدند. @Al_Meerath
نمودار اسناد و جدول مقایسۀ متنی خطبۀ امام حسن (ع) دربارۀ اهل بیت (ع) 1. نمودار اسناد نقل حصین بن عبدالرحمن 2. نمودار اسناد نقل عوام بن حوشب 3. جدول مقایسۀ نقل حصین بن عبدالرحمن بن نقل عوام بن حوشب @Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
غسل شب نوزدهم، بیست‌ویکم، و بیست‌وسوم 💠محمد بن إسماعيل عن الفضل بن شاذان عن صفوان بن يحيى و ابن أبي عمير عن معاوية بن عمار عن أبي عبد الله ع قال سمعته يقول الغسل من الجنابة و يوم الجمعة و العيدين و حين تحرم و حين تدخل مكة و المدينة و يوم عرفة و يوم تزور البيت و حين تدخل الكعبة و في ليلة تسع عشرة و إحدى و عشرين و ثلاث و عشرين من شهر رمضان و من غسل ميتا (الکافي، ج3، ص40). نقل شده که امام صادق علیه السلام فرمود: غسل این‌هاست: از جنابت، روز جمعه، عید فطر و عید قربان، هنگامی که مُحرِم می‌شوی، هنگامی که وارد مکه و مدینه می‌شوی، روز عرفه، روزی که خانۀ [خدا] را زیارت می‌کنی، هنگامی که وارد کعبه می‌شوی، شب نوزدهم، بیست‌ویکم، و بیست‌وسوم ماه رمضان، و هرکس میّتی را غسل داد. 💠محمد بن يحيى عن محمد بن الحسين و صفوان بن يحيى و علي بن الحكم عن العلاء بن رزين عن محمد بن مسلم عن أحدهما ع قال: الغسل في ليال من شهر رمضان في تسع عشرة و إحدى و عشرين و ثلاث و عشرين و أصيب أمير المؤمنين صلوات الله عليه في ليلة تسع عشرة و قبض في ليلة إحدى و عشرين صلوات الله عليه قال و الغسل في أول ليلة و هو يجزئ إلى آخره (الکافي، ج4، ص154). از امام باقر (ع) یا امام صادق (ع) نقل شده که فرمود: غسل در شب‌های ماه رمضان، در این شب‌هاست: نوزدهم، بیست‌ویکم، و بیست‌وسوم. امیرالمؤمنین -صلوات الله علیه- در شب نوزدهم ضربت خورد و در شب بیست‌ویکم از دنیا رفت. صلوات خدا بر او باد! فرمود: غسل [شب‌های ماه رمضان] در اول شب انجام می‌شود و تا پایان شب کافی است. 💠محمد بن إسماعيل عن الفضل بن شاذان عن صفوان بن يحيى عن منصور بن حازم عن سليمان بن خالد قال: سألت أبا عبد الله ع كم أغتسل في شهر رمضان ليلة قال ليلة تسع عشرة و ليلة إحدى و عشرين و ثلاث و عشرين قال قلت فإن شق علي قال في إحدى و عشرين و ثلاث و عشرين قلت فإن شق علي قال حسبك الآن (الکافي، ج4، ص153). از سلیمان بن خالد نقل شده که گفت: از ابوعبدالله [صادق] (ع) پرسیدم: در کدام شب‌های ماه رمضان غسل کنم؟ فرمود: شب نوزدهم و شب بیست‌ویکم و بیست‌وسوم. سلیمان گفت: گفتم: اگر بر من دشوار باشد؟ فرمود: در شب بیست‌ویکم و بیست‌وسوم. گفتم: اگر بر من دشوار باشد؟ فرمود: دیگر بس است! 💠إبراهيم بن إسحاق الأحمري عن جماعة عن ابن فضال عن عبد الله بن بكير عن أبيه بكير بن أعين قال: سألت أبا عبد الله ع في أي الليالي أغتسل في شهر رمضان قال في تسع عشرة و في إحدى و عشرين و في ثلاث و عشرين و الغسل أول الليل قلت فإن نام بعد الغسل قال هو مثل غسل يوم الجمعة إذا اغتسلت بعد الفجر أجزأك (تهذیب الأحکام، ج1، ص373). از بکیر بن اعین نقل شده که گفت: از ابوعبدالله [صادق] (ع) پرسیدم: در کدام شب‌های در ماه رمضان غسل کنم؟ فرمود: در نوزدهم، و در بیست‌ویکم، و در بیست‌وسوم. غسل [این شب‌ها] در اول شب است. گفتم: اگر شخص بعد از غسل به خواب رفت چه؟ فرمود: مانند غسل جعه است. هنگامی که بعد از فجر غسل کردی، برایت کافی است. @Al_Meerath
◾️ یک جمعه قبل از شب ضربت ... یک جمعه قبل [از شب ضربت علی (ع)]، علی (ع) بر منبر ایستاد و فرمود: «بر زبان پیامبرِ اُمِّی (ص) در میان آنچه مقرَّر شد، این مقرر شد که [خطاب به من فرمود]: "هیچ مؤمنی تو را دشمن نمی‌دارد و هیچ کافری تو را دوست نمی‌دارد" و قطعاً زیانکار است کسی که بار گناهی بر دوش کشد و دروغ ببندد. من در شب گذشته در خواب دیدم که شیطانی ضربه‌ای بر من وارد کرد و محاسنم از خون تازهٔ سرم خضاب شد، و این مرا اندوهگین نکرد. [سپس علی (ع) خطاب به خود فرمود:] بدان ای علی! که تو کشته خواهی شد، ان‌شاءالله. پس شقی‌ترینِ آن‌ها چه انتظار می‌کشد جز اینکه این [محاسن] را با این [خون سر] خضاب کند؟!». سپس دست راستش را بر محاسن خود کشید و بعد بر سرش، و سپس از منبر پایین آمد... (مقتل علي لابن أبي الدنیا، ص35؛ مشابه: شرح الأخبار، ج1، ص159-160). @Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
عَبْدُ الرَّزَّاقِ ، عَنِ الثَّوْرِيِّ... قَالَ: وَأَخْبَرَنِي جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنْ أَبِيهِ أَنَّ عَلِيًّا كَانَ يَتَحَرَّى لَيْلَةَ الْقَدْرِ لَيْلَةَ تِسْعَ عَشْرَةَ، وَإِحْدَى وَعِشْرِينَ، وَثَلَاثٍ وَعِشْرِينَ (مصنف عبد الرزاق، ج4، ص251). سفیان ثوری نقل می‌کند از امام صادق علیه السلام از پدرشان امام باقر علیه السلام که علی شب قدر را در شب نوزدهم و بیست‌ویکم و بیست‌وسوم می‌جست. عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع التَّقْدِيرُ فِي لَيْلَةِ تِسْعَ عَشْرَةَ وَ الْإِبْرَامُ فِي لَيْلَةِ إِحْدَى وَ عِشْرِينَ وَ الْإِمْضَاءُ فِي لَيْلَةِ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ (الکافي، ج4، ص159). از زراره از امام صادق علیه السلام نقل شده است: تقدیر و برآورد در شب نوزدهم است و محکم‌کردن در شب بیست‌ویکم و قطعی‌کردن در شب بیست‌وسوم. @Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
◼️ پیشوایی که ز شوق دیدار◼️ ◼️ می‌کند قاتل خود را بیدار ◼️ حدثنا الحسين نا عبد الله نا يوسف بن موسى نا عبيد الله بن موسى قال أخبرنا الحسن بن دينار عن الحسن قال سهر علي عليه السلام في تلك الليلة فقال إني مقتول لو قد أصبحت قال فجاءه مؤذنه بالصلاة فقام فمشى قليلا ثم رجع فقالت له ابنته مر جعدة يصلي بالناس قال لا مفر من الأجل ثم قام فخرج فمر على صاحبه وقد سهر ليله ينتظره قد غلبته عينه فضربه برجله وقال الصلاة فقام فلما رأى عليا ضربه قال الحسن أنى علم هذا (مقتل علي لابن أبي الدنیا، ص28؛ مشابه: شرح الأخبار، ج2، ص430؛ الإرشاد، ج1، ص16). نقل شده از حسن بصری که گفت: علی (ع) در آن شب بیدار بود و گفت: اگر صبح شود کشته می‌شوم! مؤذن او برای نماز نزدش آمد. علی کمی پیاده رفت. سپس بازگشت. دخترش [ام کلثوم] بدو گفت: بگو که جعدة [بن هبیرة؛ پسرخواهر علی (ع)] نماز جماعت را بخواند! علی فرمود: فراری از اجل نیست. سپس علی برخاست و بیرون رفت. در راه از کنار قاتل خویش گذر کرد در حالی که تمام شب در انتظار علی بیدار بود و خواب بر چشمانش غلبه کرده بود. علی با پایش بدو زد و گفت: نماز... حسن بصری گفت: علی چگونه این را می‌دانست؟! @Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
◼️رهایشان کنید که نوحه‌خوان هستند .. الحسن بن كثير عن أبيه وكان أدرك عليا قال خرج علي إلى صلاة الفجر فاستقبله الوز يصحن في وجهه فجعلنا نطردهن عنه فقال دعوهن فإنهن نوائح (مقتل ابن أبي الدنیا، ص27؛ مشابه: فضائل الصحابة لأحمد، ج2، ص560؛ معجم الصحابة للبغوي، ج4، ص366؛ شرح الأخبار، ج2، ص431؛ مروج الذهب، ج2، ص403؛ الإرشاد، ج1، ص17، 321؛ أسد الغابة، ج4، ص102). نقل شده از حسن بن کثیر احمسی بجلی از پدرش -که علی (ع) را درک کرده بود- که گفت: [در شبی که دشمن خدا ابن ملجم، هنگام نماز صبح به سر شریف علی (ع) ضربت زد] علی (ع) برای نماز صبح بیرون آمد. پس مرغابی‌ها رویاروی او آمده، در پیش روی او صیحه می‌زدند. ما خواستیم که آن‌ها را دور کنیم. علی (ع) فرمود: رهایشان کنید که نوحه‌خوان هستند! @Al_Meerath