هدایت شده از میراث امامان
◼️رهایشان کنید که نوحهخوان هستند
.. الحسن بن كثير عن أبيه وكان أدرك عليا قال خرج علي إلى صلاة الفجر فاستقبله الوز يصحن في وجهه فجعلنا نطردهن عنه فقال دعوهن فإنهن نوائح (مقتل ابن أبي الدنیا، ص27؛ مشابه: فضائل الصحابة لأحمد، ج2، ص560؛ معجم الصحابة للبغوي، ج4، ص366؛ شرح الأخبار، ج2، ص431؛ مروج الذهب، ج2، ص403؛ الإرشاد، ج1، ص17، 321؛ أسد الغابة، ج4، ص102).
نقل شده از حسن بن کثیر احمسی بجلی از پدرش -که علی (ع) را درک کرده بود- که گفت: [در شبی که دشمن خدا ابن ملجم، هنگام نماز صبح به سر شریف علی (ع) ضربت زد] علی (ع) برای نماز صبح بیرون آمد. پس مرغابیها رویاروی او آمده، در پیش روی او صیحه میزدند. ما خواستیم که آنها را دور کنیم. علی (ع) فرمود: رهایشان کنید که نوحهخوان هستند!
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
◼️چه بازمیدارد شقیترین آنها را؟!
حدثنا يزيد بن هارون عن هشام بن حسان عن محمد عن عبيدة قال: قال علي: ما يحبس أشقاها أن يجيء فيقتلني، اللهم إني قد سئمتهم وسئموني فأرحني منهم وأرحهم مني (مصنف ابن أبي شیبة، ج21، ص183؛ مشابه: الطبقات لابن سعد، ج3، ص24).
نقل شده از محمد بن سیرین (د. 110ق) از عبیدة بن عمرو (د. 62ق یا پس از آن) که گفت: علی (ع) فرمود: چه بازمیدارد شقیترین آنها را از آن که بیاید و مرا به قتل برساند؟! خداوندا من از ایشان خسته شدم و آنان از من خسته شدند! پس آنها را از من آسوده کن و مرا از آنان آسوده کن!
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
◼️بلکه کشته میشوم...
حدثنا عبد الله، حدثني علي بن حكيم الأودي، أخبرنا شريك، عن عثمان بن أبي زرعة، عن زيد بن وهب، قال: قدم على علي قوم من أهل البصرة من الخوارج، فيهم رجل يقال له: الجعد بن بعجة، فقال له: اتق الله يا علي، فإنك ميت. فقال علي: بل مقتول، ضربة على هذا تخضب هذه - يعني لحيته من رأسه - عهد معهود، وقضاء مقضي، وقد خاب من افترى... (مسند أحمد، ط الرسالة، ج2، ص110-111؛ مشابه: مسند أبي داود الطیالسي، ج1، ص133؛ السنة لابن أبي عاصم، ج2، ص447؛ الغارات، ج1، ص66-67؛ المستدرك علی الصحیحین، ط دار المعرفة، ج3، ص143؛ شرح الأخبار، ج2، ص428-429).
نقل شده از زید بن وهب (د. 96ق) که گفت: گروهی از اهل بصره بر علی (ع) وارد شدند؛ در میان آنها کسی از خوارج بوده که نامش جعد بن بعجة بود. او به علی (ع) گفت: از خدا پروا کن ای علی! چه به زودی خواهی مرد! علی (ع) فرمود: بلکه کشته خواهم شد! با ضربتی بر این (یعنی سرش) که این (یعنی لحیهاش) را [از خون] خضاب میکند؛ پیمانی است که بسته شده و قضائی است که قطعی شده است. و البته آنکه دروغ بست، نومید و زیانکار گشت.
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
◼️ امّت پیمانشکن
و روى عبد الله بن بكير الغنوي عن حكيم بن جبير قال حدثنا من شهد عليا بالرحبة يخطب فقال في ما قال: أيها الناس إنكم قد أبيتم إلا أن أقول أما و رب السماوات و الأرض لقد عهد إلي خليلي أن الأمة ستغدر بك من بعدي (الإرشاد، ج1، ص284).
نقل شده از امیرالمؤمنین علیه السلام که در رحبه در میان خطبهای فرمود: ای مردم! راهی برایم نگذاشتید جز آنکه [فاش] بگویم: خلیلِ من [محمد (ص)] به من خبر داد که "امت پس از من، به زودی پیمان تو را میشکند"!
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
◼️برادر پیامبر خدا صلی الله علیه وآله
زَكَرِيَّا بْنُ يَحْيَى قَالَ: حَدَّثَنَا عُثْمَانُ قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ اللهِ بْنُ نُمَيْرٍ قَالَ: حَدَّثَنَا مَالِكُ بْنُ مِغْوَلٍ، عَنِ الْحَارِثِ بْنِ حَصِيرَةَ، عَنْ أَبِي سُلَيْمَانَ الْجُهَنِيِّ قَالَ: سَمِعْتُ عَلِيًّا، عَلَى الْمِنْبَرِ يَقُولُ: «أنا عَبْدُ اللهِ وَأَخُو رَسُولِهِ ص، لَا يَقُولُهَا (غَيرِي) إِلَّا كَذَّابٌ مُفْتَرٍ» فَقَالَ رَجُلٌ أَنَا عَبْدُ اللهِ وَأَخُو رَسُولِهِ ص، فَخُنِقَ فَحُمِلَ (السنن الکبری، ج7، ص432؛ خصائص علي، ص85؛ مشابه: تاریخ دمشق، ج42، ص61).
نقل شده از ابوسلیمان زید بن وهب جهنی (د. 96ق) که گفت: شنیدم از علی (ع) که بر روی منبر میگفت: «من بندۀ خدا و برادر پیامبرش هستم. این سخن را (جز من) نگوید مگوید دروغگویی دروغزن». پس مردی [همانجا] گفت: من بندۀ خدا و برادر پیامبرش هستم! پس گلویش گرفت و افتاد و پیکرش را بیرون بردند.
#افضلیت
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
◼️بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من
◼️چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا
أخبرنا إبراهيم بن محمد عن جعفر بن محمد عن أبيه أن عليا - رضي الله تعالى عنه - قال في ابن ملجم بعد ما ضربه أطعموه واسقوه وأحسنوا إساره إن عشت فأنا ولي دمي أعفو إن شئت وإن شئت استقدت وإن مت فقتلتموه فلا تمثلوا (الأمّ للشافعي، ج4، ص229).
از ابراهیم بن محمد بن ابییحیی از امام صادق (ع) از امام باقر (ع) نقل شده که علی (ع) پس از آنکه ابن ملجم بر او ضربت زد، دربارۀ ابن ملجم فرمود: او را غذا دهید و سیراب کنید و در اسارت به او به نیکویی رفتار کنید. اگر زنده مندم، خودم ولیّ خونم هستم؛ اگر خواستم عفو میکنم و اگر خواستم درخواست قصاص میکنم. اگر از دنیا رفتم و او را کشتید، او را مُثله نکنید!
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَاهَا إِذِ انْبَعَثَ أَشْقَاهَا
◼️حدثنا الحسن بن علي حدثنا الهيثم بن أشعث حدثنا أبو حنيفة اليمامي عن عمير بن عبد الملك قال خطبنا علي رضي الله تعالى عنه على منبر الكوفة فأخذ بلحيته ثم قال متى يبعث أشقاها حتى يخضب هذه من هذه (الآحاد والمثاني، ص148).
نقل شده که علی علیه السلام بر منبر مسجد کوفه خطبه گفت. پس لحیهاش را به دست گرفت و فرمود: چه زمانی شقیترین آنها برانگیخته شود و این [= لحیه] را از این [= خون سر] خضاب کند؟
◼️حدثنا سويد بن سعيد، حدثنا رشدين بن سعد، عن يزيد بن عبد الله بن أسامة بن الهاد، عن عثمان بن صهيب، عن أبيه، قال: قال علي، قال لي رسول الله ص: من أشقى الأولين؟ قلت: عاقر الناقة، قال: صدقت، فمن أشقى الآخرين؟ قلت: لا علم لي يا رسول الله، قال: الذي يضربك على هذه، وأشار بيده إلى يافوخه، وكان يقول: وددت أنه قد انبعث أشقاكم فخضب هذه من هذه، يعني لحيته من دم رأسه (مسند أبي یعلی الموصلي، ج1، ص377).
... نقل شده که علی علیه السلام میفرمود: دوست داشتم که شقیترین شما بهپا میخاست پس این (یعنی لحیهاش) را از این (یعنی خون سرش) خضاب میکرد!
@Al_Meerath
خطبه_امام_حسن_ع_پس_از_شهادت_امیرالمؤمنین_ع.pdf
حجم:
1.1M
◼️خطبۀ امام حسن (ع) در روز شهادت امیرالمؤمنین (ع)؛ تحریرها، شواهد، و دلالتها
✍️امیرحسن خوروش
خطبۀ امام حسن (ع) در صبح شهادت امیرالمؤمنین (ع) در میان کوفیان مورد توجه بوده است. این خطبه مضامین مهمی را دربارۀ علی (ع) مطرح کرده از جمله آنکه "کسی از پیشینیان بر علی (ع) سبقت نگرفت و کسی از پسینیان به او نخواهد رسید، پیامبر (ص) علی (ع) را میفرستد و پرچم را به او میسپرد و او بازنمیگشت تا آنکه خدا برایش فتح را رقم زند، در سمت راستِ علی (ع)، جبرئیل (ع) و در سمت چپش میکائیل (ع) بود، علی (ع) جز 700درهم از خود باقی نگذاشت، علی (ع) در شبی از دنیا رفت که عیسی بن مریم (ع) به آسمان رفت و یوشع بن نون (ع) -وصی موسی (ع)- از دنیا رفت". این خطبه در تحریرهای مختلفی باقی مانده و کوفیانی چون ابواسحاق سبیعی (د. حدود 129ق) در ترویج آن مؤثر بودهاند. در این مطالعه به بررسی تحریرهای مختلف این خطبه توجه میکنیم و شواهد اصالت آن را در نظر خواهیم داشت. به نظر میرسد حداقل بخشی از این خطبه به امام حسن (ع) قابلانتساب باشد. علاوه بر این، احادیثی از امام باقر (ع) و امام صادق (ع) نیز دردست است که موید برخی مضامین این خطبه است.
@Al_Meerath
◾️صَلَّى الْإِلَهُ عَلَى رُوحٍ تَضَمَّنَهُ *** قَبْرٌ فَأَصْبَحَ فِيهِ الْعَدْلُ مَدْفُونَا
◾️قَدْ حَالَفَ الْحَقَّ لَا يَبْغِي بِهِ بَدَلًا *** فَصَارَ بِالْحَقِّ وَالْإِيمَانِ مَقْرُونَا
(سودة بنت عمارة الهمدانیة)
خداوند درود فرستد بر آن روحی که آن را قبری دربرگرفته است، پس عدالت در آن قبر، به خاک سپرده شد.
او با حق همپیمان شد و جایگزینی برای آن نمیجست، پس با حق و ایمان قرین گشت.
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
و روى محمد بن حمران عن سفيان بن السمط قال: قلت لأبي عبد الله ع الليالي التي يرجى فيها من شهر رمضان فقال تسع عشرة و إحدى و عشرين و ثلاث و عشرين قلت فإن أخذت إنساناً الفترة أو علة ما المعتمد عليه من ذلك فقال ثلاث و عشرين (کتاب من لا یحضره الفقیه، ج2، ص160).
نقل شده از سفیان بن سمط که گفت: به ابوعبدالله [صادق] (ع) گفتم: شبهایی در ماه رمضان که در آنها امید میرود [که آن شب، شب قدر باشد]، کدام است؟ فرمود: «نوزدهم و بیستویکم و بیستوسوم». گفتم: اگر انسانی دچار رخوت یا بیماریای شود، کدامیک از این شبها مورد اعتماد است؟ فرمود: «بیستوسوم».
@Al_Meerath
روایت شده از محمد بن عیسی بن عبید (د. حدود 260ق) که روایت کرده به سندش از [یکی از] صالِحین (علیهم السلام) که فرمود:
این دعا را تکرار کن در شب بیستوسوم ماه رمضان، در حال سجده، ایستاده، نشسته، و در هر حالتی، و در تمام این ماه، و هر گونه که توانستی، و هر وقت از روزگار که این دعا به یادت آمد، بعد از حَمدِ خداوند -تبارك وتعالی- و صلواتفرستادن بر پیامبر (صلی الله علیه وآله) بگو:
اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ فُلاَنِ بْنِ فُلاَنٍ[1] فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ، وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلاً وَ قَائِداً وَ عَوْناً وَ عَيْناً، حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فِيهَا طَوِيلاً.
خدایا، در این لحظه و در هر لحظه، برای ولیّت (فلانی پسر فلانی)، ولی، نگهبان، یاریدهنده، راهنما، پیشوا، یار، و چشم باش، تا زمانی که او را در زمینت از روی میلورغبت ساکن گردانی و برای مدتی طولانی او را در زمین بهرهمند سازی (الکافي، ج4، ص162).
1. در روزگار ما، ولیّ خدا، حضرت حجة بن الحسن (عج) است؛ لذا در دعا میگوییم: اللهم کن لولیك الحجة بن الحسن...
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
🌌 شب بیستوسوم؛ شب جُهَنی
💠 در روایات عامّه آمده که عبدالله بن انیس جُهَنی (د. 54ق) نزد پیامبر خدا (ص) آمد و به ایشان گفت که منزلش دور است و به دلیل کِشت و گلّهام نمیتوانم به مدینه فرود آیم و یک شب را بفرمایید که به مسجد مدینه آیم. پیامبر (ص) آهسته به او گفتند که شب بیستوسوم ماه رمضان و اصحاب سالهای بعد دیدند که او شب بیستوسوم به مسجد مدینه میآید و بسیاری آن شب را شب قدر میدانستند؛ نمونهای از این روایات:
🔷 عبد الرزاق، عن معمر، عن أيوب، وغيره، عن بعضهم، أن الجهني، أتى رسول الله صلى الله عليه وسلم فقال: يا رسول الله إني صاحب بادية، وماشية فأوصني بليلة القدر، أقوم فيها، فقال النبي صلى الله عليه وسلم: «أو ليلتين؟» قال: بل ليلة فدعاه فساره لا يدري أحد ما أمره، فقال الناس: انظروا الليلة التي يقوم فيها الجهني فكان إذا كان ليلة ثلاث وعشرين نزل بأهله، وقام تلك الليلة.
🔷 عبد الرزاق، عن ابن جريج قال: أخبرت، أن الجهني عبد الله بن أنيس جاء النبي صلى الله عليه وسلم فقال: يا رسول الله إني ذو ثقلة وضيعة - وكان صاحب زرع - فأمرني بليلة قال: «أو ليلتين» قال: بل ليلة فدعاه فساره مرتين أو ثلاثا، فأمره بليلة ثلاث وعشرين، فكان يمسي تلك الليلة في المسجد، ولا يخرج منه حتى يصبح، ولا يشهد شيئا من رمضان قبلها، ولا بعدها، ولا يوم الفطر.
🔷 عبد الرزاق، عن مالك، عن أبي النضر، أن عبد الله بن أنيس الجهني قال: يا رسول الله إني رجل شاسع الدار فأمرني بليلة أنزل فيها، فقال النبي صلى الله عليه وسلم: «انزل ليلة ثلاث وعشرين».
🔷 عبد الرزاق، عن عبد الله بن عمر، عن عيسى بن عبد الله بن أنيس، عن أبيه، «أن النبي ص أمره بليلة ثلاث وعشرين» (مصنف عبد الرزاق، ج4، ص249-251).
🔷 عبد الرزاق، عن الأسلمي، عن داود بن الحصين، عن عطية بن عبد الله بن أنيس، عن أبيه قال: «أمرني النبي ص أن أنزل المدينة ليلة ثلاث وعشرين من رمضان» (مصنف عبد الرزاق، ج4، ص251).
💠 شب بیستوسوم از آن پس به «لیلة الجهني» معروف شد (نمونه: الطبقات الکبری، ط الخانجي، ج4، ص400؛ البیان والتبیین للجاحظ، ج3، ص9؛ المعارف لابن قتیبة، ص280). حضور جهنی در این شب در برخی از روایات مروی از اهل بیت علیهم السلام نیز مورد توجّه قرار گرفته است:
🔷 الحسين بن سعيد عن القاسم بن عروة عن عبد الله بن بكير عن زرارة عن أحدهما ع قال: سألته عن الليالي التي يستحب فيها الغسل في شهر رمضان فقال ليلة تسع عشرة و ليلة إحدى و عشرين و ليلة ثلاث و عشرين و قال في ليلة تسع عشرة يكتب فيها وفد الحاج و فيها يفرق كل أمر حكيم و ليلة إحدى و عشرين رفع فيها عيسى ع و فيها قبض وصي موسى ع و فيها قبض أمير المؤمنين ع و ليلة ثلاث و عشرين و هي ليلة الجهني و حديثه أنه قال لرسول الله ص إن منزلي ناء عن المدينة فمرني بليلة أدخل فيها فأمره بليلة ثلاث و عشرين (تهذیب الأحکام، ج4، ص196؛ مشابه: الفقیه، ج2، ص160-161).
🔷 محمد بن علي بن محبوب عن علي بن السندي عن حماد بن عيسى عن محمد بن يوسف عن أبيه قال سمعت أبا جعفر ع يقول إن الجهني أتى النبي ص فقال يا رسول الله إن لي إبلا و غنما و غلمة و عملة فأحب أن تأمرني بليلة أدخل فيها فأشهد الصلاة و ذلك في شهر رمضان فدعاه رسول الله ص فساره في أذنه فكان الجهني إذا كان ليلة ثلاث و عشرين- دخل بإبله و غنمه و أهله إلى مكانه (تهذیب الأحکام، ج4، ص330؛ مشابه: دعائم الإسلام، ج1، ص282).
@Al_Meerath