گاهی دلم میخواست ضعیف باشم.
بترسم، اشك بریزم و کسی کنار گوشم زمزمه کند:
«نترس من هستم.»
گاهی دلم دل دل میکرد که به بودنی گرم شود
اما…
#باروت_خیس
ناجه
۱۴۰۴/۰۴/۰۴ شد و تنها برنامهای که برای امروز دارم خوابیدنه.
نه تنها کاری نکردم که حتی نخوابیدم.
ء
این قسمت از کتاب فتح ِخون به قلم
آقا سید مرتضی آوینی، بسیار قابل تأمله:
عبیدالله ابن زیاد چه نیك این مردم را میشناخت.
شیوۀ كار او در این واقعه برای همۀ تاریخ
بسیار عبرت انگیز است.
جماعتی از اشراف را كه در اطرافش بودند
به میان مردم فرستاد
تا آنان را از سپاه موهوم شام بترسانند:
«مگر نمیدانید كه سپاه شام در راه است؟
بترسید از آنكه لشكریان شام بر شما مسلط شوند.»
#فتح_خون
#معرفی_کتاب