به طـعـنه گـفـت؛
چـرا آرزویِ مـرگ، ایـنقـدر...؟
به خـنـده گـفـتـمـش؛
از شـوقِ «مَـن یَـمُـت یَـرَنـی...»
Ala | آلا
:)
ــ به جز از علـي نباشد به جهان گره گشایی
طلـب مـدد از او کن چو رسد غم و بلایی :)