eitaa logo
آلاء 🇵🇸🇮🇷🇱🇧
139 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
971 ویدیو
12 فایل
﷽ 🇮🇷🇵🇸 ‹هنر و علم و سیاست همہ خوبند ولے اے بہ قربان همانے کہ رفاقت بلد اَست♥️› روشنگری در حد توان! پل ارتباطی 🌱 https://harfeto.timefriend.net/17689230559732 نیمچه عکاس و نویسنده🖋️🕶️ آلاء یعنی نعمت ها 🥰🌻 فوروارد کن گیانم🌿
مشاهده در ایتا
دانلود
خدایا توروخدا پزشکیان نه🥺😬
بچه ها... احتمالا خیلی خیلی زیاد رقابت میره دور دوم و بین آقای و پزشکیان ِ ... حواستون باشه به رأی ندینااا😔 هرچی رقابت و حالا دعوا بین طرفداران این دو عزیز بوده الان دیگه باید بزاریم ش کنار، الان وقت همدلیه برای اینکه ایرانمون دوباره دست افراد .... نیوفته. البته ان شاءالله که رأی بالا بزنه و بدون اینکه به برخورد کنیم با یه جهش از دور دوم رفتن جلوگیری کنیم😁🤏
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام من الهه ام.. یه دختر دهه هشتادی مثل خودتون ، ولی زندگی من یکم با شما فرق داره! میدونید فرقش کجاست؟ اینجاست که من یک دهه از زندگیم رو پشت سرم پاک کردم.. دهه ای که هیچکس ازش چیزی نمیدونه و خبر نداره. ولی من یه تصمیم گرفتم! یه تصمیم مهم... از چند وقت پیش، شروع کردم دهه پاک شده زندگیم رو نوشتم، نوشتم تا بقیه بخونن ُ مثل من مجبور نشن قسمتی از زندگیشون رو پاک کنن! و حالا این شرایط با لطف و فراهم شده که اینجا هم داستان زندگیم رو براتون تعریف کنم... شاید براتون جالب باشه اما..اما زندگی من با ماه محرم بدجور عجین شده دلیلش هم ....اگه بگم حیف ِ، خودتون باید بخونید:))) منتظر باشید🌻
🌱✨🌱✨🌱✨🌱✨🌱✨ 🌱✨🌱✨🌱✨🌱✨ 🌱✨🌱✨🌱✨ 🌱✨🌱✨ 🌱✨ به هرکس نتوان گفت شرح قصه ی خویش.. -جنابِ‌سعدی- 🌸 من الهه ام.. الهه اسدی، تک دختر ِخانواده اسدی. از وقتی یادم میاد هرچی خواستم برام فراهم بوده و از همه لحاظ آزاد بودم.. هیچ چیز برام اجباری نبود...هیچ چیز! از همون بچگی، تنها همبازی هام عروسک هام بودن و پسرداییم احسان .. هروقت از بازی با عروسک های بی جون و بدون هیچ واکنشی خسته میشدم میرفتم پیش احسان! همیشه با حوصله باهام بازی میکرد و به دردل هام گوش میکرد.. طبق معمول داشتم با عروسک هام خودمو سرگرم میکردم تا احسان بیاد که مامان گفت _الهه پاشو احسان اومده! خودمو زدم به بی خبری مطلق و گفتم: _احسان؟ اینموقع روز، برا چی؟؟ مامان دست به سینه روبه روم ایستاد و گفت: میخواد ببرتت شهربازی با ذوق پریدم و هوا ُ گفتم: آخجووووون😍 سریع حاضر شدم و خواستم از در بزنم بیرون که مامان گفت: _الهه!! شال یادت نره کلافه نفسم رو بیرون دادم و شال کرم رنگم رو روی سرم انداختم و از در به مقصد شهربازی رفتم بیرون _احسان بریم اون کشتیِ رو سوار شیم؟ احسان باچشمانی گرد شده گفت: _الهه میترسیااا پشت چشمی نازک کردم و گفتم: نُچ! عمرا بترسم😌 ریز خندید و گفت _باشه ولی من مطمئنم تا دستگاه روشن بشه شروع میکنی جیغ زدن. به سمت باجه بلیط فروشی رفتیم و دوتا بلیط گرفتیم، برای اینکه بهش ثابت کنم نمیترسم رفتم نوکِ کشتی نشستم و به توصیه های احسان که میگفت میترسی بچه بیا پایین تر گوش نکردم! به محض روشن شدن دستگاه... ✏️به قلم فــــ.شـــیــن بانو🌸 ❌هرگونه کپی برداری ممنوع و پیگرد قانونی دارد https://eitaa.com/Alae_19
یه مشت عکس سم گرفتیم که قابل انتشار هم نیست 😂😔
وقتی دیگه عضو قدیمی و باتجربه اتحادیه ایُ برنامه افتتاحیه هرسال ُ میدونی😂😔🥔
ذکر مباهله ما با دشمن ۱۱۰ بار یاد علیِ🌿:)))
طبق حدیث امام صادق علیه السلام به کی رأی بدیم؟
اعمال روز مباهله