آلاء 🇵🇸🇮🇷🇱🇧
💚🌱
روز ها با یاد تو میگذرد آقا جان ،
عاشقت میسوزد
از دوری تو مولا جان ..❤️🩹
.
.
.
دلم خیلی برات تنگ شده ها آقا جان 🩷
آلاء 🇵🇸🇮🇷🇱🇧
🌱✨🌱✨🌱✨🌱✨🌱✨ 🌱✨🌱✨🌱✨🌱✨ 🌱✨🌱✨🌱✨ 🌱✨🌱✨ 🌱✨ به هرکس نتوان گفت شرح قصه ی خویش.. -جنابِسعدی- #چادرت_
🌱✨🌱✨🌱✨🌱✨🌱✨
🌱✨🌱✨🌱✨🌱✨
🌱✨🌱✨🌱✨
🌱✨🌱✨
🌱✨
به هرکس نتوان گفت شرح قصه ی خویش..
-جنابِسعدی-
#چادرت_را_من_سرمیکنم🌸
#پارت_7
~و اما خبر دوم ...
خبر دوم اینه که مدرسه قراره برای پیاده روی اربعین یه کاروان ببره
ولی ظرفیتش خیلی محدوده!
لیلا دم گوشم گفت:
_میگماااا نظرت چیه بریم اربعینشون آباد کنیم؟😂
+ول کن بابا
مگه خُلیم پاشیم بریم تو بَر بیابون
بزار خودشون برن حال کنن بابااا
پری از پشت سر گفت
^ خانم ببخشید یه سؤال
~طاهری: بگو پریا جان.
^ غذای مجانی هم میدن بهمون؟
کلاس رفت روی هوا..
بعد از چند لحظه فضای کلاس دوباره جدی شد و درس شروع شد
'زنگ تفریح'
داشتم از کلاس بیرون میرفتم که خانم طاهری صدام کرد، جلو رفتم و گفتم
+بله خانم
چیزی شده..؟
~نه فقط ازت میخوام حتما این اردویی که اول کلاس گفتم رو بیای
+من؟؟
~آره
+چرا اونوقت؟!
مقنعه سرمه ای رنگش را مرتب کرد و گفت : همینطوری
به نظرم با اون محیط میتونی ارتباط بگیری و برات مفیده
کلافه با موهای ژولیده ام بازی کردم و در ذهنم دنبال بهونه ای برای رد کردن پیشنهادش گشتم..
+ آخه خانم من پدرم اجازه نمیده تنهایی جایی بیام
اونم خارج از کشور
تازه اونم عراق..
با اون وضعیت
تای ابرو بالا داد و گفت: باشه..
صرفا پیشنهاد بود برای خودت عزیزم
ولی باز اگر تونستی با خانواده ت صحبت کردن راجع بهش
+چشم
✏️به قلم فــــ.شـــیــن بانو🪴
❌هرگونه کپی برداری ممنوع و پیگرد قانونی دارد
https://eitaa.com/Alae_19
هدایت شده از ناگفتههاییهدهههشتادی:)🇮🇷
وقتی میگن کربلا ببینمت یعنی همین:)
روبه رو گنبد هم کلاسیم رو دیدم و اصلا خیلی خوب بود