مدتها بود که نمیتوانست کلمات را کنار هم قرار دهد و افکارش را به روی ورقهها بیآورد؛ اما حالا به نظر میرسید میتواند بنویسد!
به پشتبام رفته و از آن بالا انسانهایی که صورتشان را ترس فرا گرفته بود تماشا میکرد..
انسانهایی که با تمام توان خود میدویدند و سعی در نجات جان خود داشتند؛
آنها نمیدانستند که تلاشهایشان بیفایده است و به زودی انسانهای باقیمانده از خودشان فرار خواهند کرد!..
#Absurd_thoughts