eitaa logo
ᴹʸ ʷᵒʳˡᵈ
131 دنبال‌کننده
2هزار عکس
167 ویدیو
10 فایل
بشم یه جسد یکی که فقط از صبح حرف میزنه کلش پوک؛ آدم نباشم چه فرقی داره خب سپاه سیمرغ یا خوک. زندانی‌های محترم، به زندان خوش‌آمدید. متشکرم که با حضورتون <ᴹʸ ʷᵒʳˡᵈ> را زیبا می‌سازید. Speak : https://daigo.ir/secret/4145012287
مشاهده در ایتا
دانلود
-https://eitaa.com/54899693/1184 چون گفته بودین پیامای کانال‌ها رو نمی‌بینین ، لینک‌شو اینجا براتون می‌فرستم مجدد میلادتون مبارکا _....اوه.. به معنای واقعی کلمه زبانم قاصره.. اصلا فکرشو نمی‌کردم همچین متنی رو شخصی واسم تدارک ببینه، واقعا ازتون به شدت مچکرم خیلی زیاد! همچین تبریکی خیلی ارزشمنده برام، تشکر فراوان که زحمت کشیدید..
هدایت شده از سبزه‌های‌پرامید
ناتان ‌| هرگز این پرسیده ای از باد؟ به کجا؟ وانگه چرا؟ زین کار مقصد چیست؟ آه! باری بس کنم دیگر هر چه خواهی کن، تو خود دانی گر عبث، یا هر چه باشد چند و چون، این است و جز این نیست. مرگ گوید: هوم! چه بیهوده! زندگی می گوید: اما باز باید زیست، باید زیست، باید زیست.. -🌱- ناتانِ ارجمند، برایتان آرزو می‌کنم در این شروع دوباره، تشویشات درونی‌تان مستريح شوند و در انتها حقیقت را با روح خود نوازش کنید.. میلادتان مبارکا باد
ᴹʸ ʷᵒʳˡᵈ
3 روز مانده تا روز نهایی..
2 روز مانده تا روز نهایی.. ای وای
https://eitaa.com/RebeccaWilliamSmith/6212 باید بگم که من هم خواهم مرد، مرگی پر افتخاره! و حالا که بهش فکر می‌کنم می‌ارزه یه روز همچین حکومتی باشه؛ اما متأسفانه شورشی‌های احمق تعدادشان بسی زیاد است پس ما خواهیم مرد، با افتخار..
آدما فکر می‌کنن که خب ناتان به شدت ذهنش درگیر شگفتی‌های جهان است؛ اما در کنارش مثل همه زندگی عادیش رو هم انجام میده.. اما نه.. نه.. باید برای بار هزارم بگم که به معنای واقعی کلمه زندگیِ من با فیلم‌ها و کتاب‌ها هیچ فرقی نداره! من وقتی متوجه حقایق جهان میشم رسما کل روز رو نشسته در یک جا فقط به دیوار خیره میشم، غذا نمیخورم، دستشویی نمیرم، هیچکاری نمی‌کنم! هیچ کاری! و این افتضاحِ محضه.. روزها ذهنم درگیر یک شگفتی میشه و اصلا از اون خارج نمیشم روز‌ها درگیر انرژی‌های جهان میشم، انرژی‌ها بارها بهم آسیب میزنن بارها سردرد و گردن درد فقط بخاطر انرژی‌هایی که به اشتباه دستکاریشون کردم، فقط بخاطر کنجکاوی بیش از حدم نسبت به همه چیز! و این بار‌های هزارم بیشتر است که سر کنجکاوی آسیب می‌بینم..
چرا برای همیشه نمیری و دست از سرم برنمی‌داری؟ چرا نمیذاری به نبودت عادت کنم؟ چرا هر دفعه میای و یه ردی از خودت به جا میذاری؟ بسه.. فقط برو اگر میخوای بری اگر ازم متنفری، لطفا برو و تمومش کن این کارای احمقانه رو.. لطفا برو و بذار سعی کنم فراموشت کنم، بذار با خودم و اون خاطراتِ مسخره کنار بیام. برو.. فقط برو برای همیشه..! برو چون من نمیتونم از دوست داشتنت دست بکشم پس لطفا برو و انقدر هر دفعه منو درگیر خودت نکن.. کاری نکن از خودم بیشتر از قبل بدم بیاد.
ᴹʸ ʷᵒʳˡᵈ
1 روز مانده تا روز نهایی..
و... بالاخره روز نهاییِ مضحک.. و معلوم نیست پس از این روز نهایی چه خواهد شد!