الف|نون
📌 این مرد دست فلسطینیها را پُر کرد...
🇵🇸
رهبر انقلاب:《حاج قاسم سلیمانی کاری کرد که یک منطقۀ کوچکی، یک وجب جا مثل نوار غزه در مقابل رژیم صهیونیستی با آن همه ادعا میایستد! کاری کرد که بتوانند بِایستند، بتوانند مقاومت کنند!》
امروز در سرزمینهای اشغالی،
اثر انگشت این #مرد و همرزمانش بیش از همیشه نمایان است!
#از_سنگ_تا_موشک
#طوفان_الاقصی
@AlefNoon59
الف|نون
📌 برای کودکان شهید فلسطینی...
🌱
میشد من مادری باشم که تو فرزندش.
میشد دختری باشم اسیر پنجههای آهنین.
یا زنی نشسته به عزای شوهر.
یا طفلی پیچیده شده لای قنداقی خونین.
حالا اما نشستهام پشت میز تحریرم.
ظرف نارنگی کنار دستم است. مادرم پوست گرفته گذاشته رو میز. میشد یکهو سمت چپ سینهاش یک حفرهی عمیق قرمز بنشیند و ظرف نارنگی ور دستم نباشد دیگر. پدرم سه بار از بیرون اتاق صدا بلند کرده وقت خواب دو تا پتو بکشم رویم. میشد جسم لت و پارش یک جا بیرون خانه افتاده باشد زیر هجوم چکمههای سیاه، و کسی نگران تعداد پتوهای رویم نباشد دیگر. میشد نه خواهری داشته باشم نه قوم و خویشی. میشد جنازهی همهشان را به نوبت بیندازند جلوم و امان دفن کردنشان را هم ندهند حتی. حالا اما نارنگی توی دهانم است. دوتا پتو کنار پام. خواهرم هم توی خانهاش خوابیده حتم. در پرتو نور کمجانی که از پنجره میریزد تو، دست چپم را زدم زیر چانه و اخبار حمله به سرزمین تو را میخوانم. ته کارم حرکت دادن بند انگشتهام رو صفحه گوشی است و کنار هم چیدن یک مشت کلمه. من چه خبر از امشبِ تو، خانوادهات، هزاران کودک فلسطینی و خانوادههاشان دارم؟ چه خبر دارم قرار است چند هزار موشک از پنجههای شیطان به قلب پاکتان اصابت کند؟ از کجا اضطراب توی چشم مادرانتان را فهم کنم وقتی نفسهای منظم شما را در خواب میشمارند و هر آن منتظر قطع شدنشاناند...
من این نوشته که تمام شود، آخرین خبر را که بخوانم، بند انگشتم را میکشم روی دوتا فلش بالای صفحه گوشیم و قفل بغل را هم میزنم و میخزم زیر آن دوتا پتو. پنج یا ده دقیقه بعدش هم لابد مژههام میافتند روی هم. و هیچ خبر ندارم چند دقیقه بعد از خواب رفتنم، مژههای تو و دوستانت بعد از اصابت هزاران موشک بر پیکر نحیفتان، برای همیشه باز میمانند... من چه میفهمم ۷۰ سال آواره بودن را. من را هیچکس با اسلحه از خانهام بیرون نکرده. هیچوقت زیر بمب و موشک نفس نکشیدهام. من در خانهی خودم به زور مستاجر نبودهام. من لذت اسیر کردن یک اشغالگر متجاوز با دستهای خودم را نچشیدهام. همانطور که وحشت اسیر شدن در پنجههاشان را. تو ولی جفتشان را چشیدهای حتم! هموطنانت امروز کاری کردند کارستان! تنهی یک سرطان ریشهدار را به چشم برهمزدنی درهم کوبیدند! طوفانند مگر؟! چه فردا، چه یکجا در فرداهای پیش رو، این سرطان به یقین ریشهکن خواهد شد. و تو آن روز کنار تمام همسالان شهیدت، جشن آزادی را از بهشت نظاره خواهی کرد. و من؟
من میشد مادری باشم که فرزندش یکی عین تو، و امشب نشسته باشم به عزای شهادتش...حالا اما نقطه میگذارم پای این نوشته، و میخزم زیر پتو.
@AlefNoon59
الف|نون
📌 رژیم کودککُش...
💔🇵🇸
حقارت یعنی درست زمانی که فرماندهان نظامی و افسران رده بالای اطلاعاتیت، به نوبت به هلاکت میرسند و اسیر میشن، تو در اوج بهت و شوک و استیصال، مناطق "مسکونی" غزه رو بمباران میکنی و به "کودککشی" رو میاری.
|تصاویری از کودکانی که در حملهی اشغالگران صهیونیستی به شهادت رسیدند....|
+ولی اینا دیگه کودک نیستند، رسما نوزاد و شیرخوارهاند...
#غزه
@AlefNoon59
الف|نون
📌 کدام انسانیت؟!
خلاصهی اظهارات نتانیاهو این است:
"ما باافتخار کودکان و مردم غیرنظامی فلسطین را میکُشیم. و از این کار حسابی عشق میکنیم!
به هیچ کس هم مربوط نیست! خوب میکنیم."
اشغالگران امروز آب را هم بر مردم و کودکان غزه بستند. لشکر یزیدند مگر؟!
حالا شما در اوج بیشرمی بنشین اشک تمساح بریز بر لشکریان یزید!
که وای آخر این صهیونیستهای بیچاره مگر چه گناهی کردهاند که باید کشته شوند؟ پس انسانیت چه؟
مفهوم "انسانیت" را هفتاد و پنج سال است که
اسرائیل غاصب زیر یورش نظامیان اشغالگرش به سرزمین فلسطین لگدمال کرده. مفهوم انسانیت را با بمباران جنونآمیز و بیوقفهی خانههای مردم غزه و شهادت صدها کودک در طی دو روز فقط، لگدمال کرده. آنچه امروز رزمندگان فلسطینی رقم زدهاند، تنها پاسخ بسیار کوچکیست در برابر دهها سال جنایت و حقارت و مرگ.
کاش شما دلواپسان نمایشی کرامت انسانی،
فقط یک بار در این چند ده سال جنایت،
زبان در دهان میچرخاندید برای مرگ انسانیت!
نه حالا که ملتی مظلوم اراده کرده سرزمین تکهپارهاش را از پوزهی اشغالگران یزید صفت بیرون بکشد و به هشتاد سال آوارگی پایان بدهد.
نه حالا که مظلوم قد علم کرده مقابل ظالم.
لعنت به تمام معیارهایی که شما انسانیت را با آنها میسنجید. انسانیتِ مد نظر شما بوی تعفن میدهد.
#غزه
@AlefNoon59
هدایت شده از خط روایت
پسر جوانی با موهای بسته و تیشرتی سفید بر تن،
در قاب تلویزیون ایستاده و رو به دوربینِ خبرنگار میگوید: "چه مسلمونا چه غیر مسلمونا از این اتفاق خوشحالن. این یعنی مردم ما فطرتشون استکبارستیزه." تو فطرتت از چه جنسیست؟ که ۷۵ سال جنایت اشغالگران صهیونیستی در حق زنان فلسطینی ککت را هم نگزانده و امروز، سیلیِ چند فلسطینی بر صورت نظامیانِ زنِ اشغالگر احساساتت را جریحهدار کرده؟
پسر جوان میگوید امروز غیرمسلمانها هم خوشحالاند. تو پیرو چه دینی هستی که پیکر بیجان و غرق در خون دهها هزار کودک نحیف فلسطینی قلبت را آتش نزد و امروز، هلاکت نظامیان صهیونیست دریچههای قلبت را مدام میفشارد؟
پسر میگوید مردم ما فطرتشان استکبارستیز است. تو فطرتت با چه در ستیز است که ۷۵ سال آوارگی و خانهخرابی مردم فلسطین خشمگینات نکرد و امروز، فرار اشغالگران متجاوز از خانههای فلسطینیان گره بر ابروانت انداخته؟
تو هزاران گلوله بر تن و بدن فلسطینیان را ندیدی و امروز، موشکهایی که بر سر صهیونیستها میریزد ترحمت را برانگیخته؟
تو نماز سوی کدام قبله میخوانی که تجاوز گروهی اشغالگران بر هزاران دختر فلسطینی حالت را خراب نکرد و امروز، تصویر یک نظامی زن نیمه عریان رگ غیرتت را جنبانده؟
تو فطرتت چرا ۷۵ سال ظلم و جنایت در حق زنان و کودکان فلسطینی را ندید و امروز بینا شده تازه؟!
پسر سفیدپوش میگوید مردم ما حتی غیرمذهبیها هم فطرتشان استکبار ستیز است. و بعد، من تصاویر هزاران هزار آدم را در داخل و خارج ایران میبینم که به خیابانها آمدهاند، شیرینی پخش میکنند و صورتهاشان از اشک برق میزند! تو، نسبتت با استکبار چیست که ناراحتی از غلبهی مظلوم بر ظالم، که نگرانی برای خونهای به حق ریخته شده از غاصبین؟ تو کدام خدا را میپرستی که دهها هزار زن برهنهی فلسطینی را لای دست و پای صهیونیستها ندیدی و امروز، آن یک زن نظامی را هزاران بار میبینی؟ همان که اگر زنده شود، خون تک تک کودکان فلسطینی را با ولع مینوشد و اِبایی ندارد از قطعه قطعه کردن پیکرهاشان. (بیشک برای این جنایتهای وحشیانه از مافوقش ترفیع هم میگیرد!)
دینِ من کَندن لباسهای همان نظامی زن خونخوار را هم محکوم میکند. حال من از دیدن آن صحنه خراب میشود. تو ولی پیرو کدام دینی که چنگالهای خونآلود آن زن نظامی اشغالگر را نديدی و تن نیمه عریانش را دیدی فقط؟!
پسر جوان در قاب تلویزیون میگوید مردم ما همه خوشحالاند امروز. تو متعلق به کجایی که غمگینی؟ میگوید فطرت مردم ما استکبار ستیز است. فطرت تو با چه در ستیز است؟ هفتاد و پنج سال آوارگی چیز کمی نیست! تو بیشک از مردم مایی ولی فطرتت؟
✍ نرگس ربانی
📝 متن ۳۳_۰۳
#خط_روایت
#روایت_مردمی
#طوفان_الاقصی
@khatterevayat
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌 اگر بناست در سکوت هر روز بمیرم، ترجیح میدهم یک روز با فریاد بمیرم.
الف|نون
📌 اگر بناست در سکوت هر روز بمیرم، ترجیح میدهم یک روز با فریاد بمیرم.
🇵🇸
چرا فلسطین طغیان کرد؟
ما یک روز تاریخی را درک کردیم. مثل کسانی که در ۱۹۶۷ خبر جنگ اعراب با اسراییل را شنیدند و ۶ روز بعد هم خبر شکست همه شان را! بعد از آن روز دیگر هیچ چیز مثل قبل نشد. اسراییل زمینش را دو برابر کرد، قدرتش را به همه ثابت کرد و درواقع شخصیت پیدا کرد. همان مصر رسمیتش را پذیرفت.
۵۰ سال بعد یک روز پاییزی وقتی ما بیدار شدیم خبر حمله زمینی فلسطینی ها را خواندیم و فیلمهای فرار صهیونیست ها در بیابان را پخش کردیم. اسراییل بعد از امروز هم دیگر اسراییل قبل نخواهد بود. نه، قصد رجز خوانی ندارم. این یک تحلیل است. ۵۰ سال چیزی نیست. خیلی ها یادشان مانده که روزهای اول حمله ۶۷ دقیقا همین طور فرار میکردند. اخبار پیروزی پخش میشد و دروغ هم نبود. اما چند روز بعد چنان شکست خفت باری خوردند که ماندگار شد. تازه آنها کشورهای خارجی بودند نه یک تکه زمین در محاصره.
فکر میکنید بزرگان حماس و جهاد و … یادشان نیست؟! فکر میکنید تبعات اقدام شان را نمی فهمند؟! می دانند و بگذارید برایتان بگویم: شاید پیروز شوند ولی تمام غزه بمباران خواهد شد. متر به متر برخی مناطق شخم زده میشود. ترور تک تک فرماندهان کلید میخورد. اکثر مجاهدان اسیر یا قتل عام، انبوهی از زنان و کودکان آواره و بسیاری سلاخی خواهند شد. احتمال دارد واقعا چیزی به نام غزه باقی نماند. این یک واقعیت است. چون آنجا برابری وجود ندارد.
برابری توهمی است که صلح پوشان به شما میفروشند. کسانی که دو طرف را به خویشتنداری دعوت میکنند.«جنگ بد است»«گفتگو همیشه بهتر است» «ما با هر خشونتی مخالفیم»… مخصوصا وقتی فلسطین حمله میکند. پیش فرض اینها برابری است. انگار دو طرف مثل همند. انگار بازی فوتبال است.
کدام برابری؟ یک طرف اخرین فناوری کشتار را دارد و طرف دیگر با لوله آب موشک قراضه میسازد. یک طرف تمام حمایت و رسانه جهان را دارد و طرف دیگر محکوم ابد. یک طرف از هوا و زمین و دریا مسلط است و طرف دیگر سالها در محاصره. یک طرف زندانبان است و طرف دیگر بزرگترین زندان تاریخ. کدام برابری؟ این مذاکره گرگ و گوسفند است. اتفاق دیروز جنگ نبود، شورش زندانیان بود. و سوال این است: آیا شورشیان عواقبش را میدانند؟ پس چرا؟ شجاعانه بپرسم: چرا قمار مرگ کردند؟!
برای پاسخ حتما بیانیه محمد ضیف این مغز نابغه را بخوانید. اما قبلش شما را میبرم پشت چشم یک فلسطینی. ۷۵ سال زجر، تحقیر، آوارگی، شکست، بی هویتی، سرکوب، … از این مردم چه چیزی ساخته: سنگ. به همان سردی، به همان کم امیدی، به همان مقاومت.
اما سنگ هم دلخوش است به بودنش؛ گرچه له میشوم ولی حداقل هستم. پدران و پسرانم را کشتید، خانه و زیتونم را گرفتید، اسم و تاریخم را دزدیدید ولی هنوز هستم. این را که نمی توانید بگیرید.
اما صبر کن، مثل اینکه این را هم دارند میگیرند! بیانیه را بخوانید. میگوید این همه سال کشتند و دریدند و زدند و بردند و «هیچ». صدا از سنگ هم درامد ولی از جهان نه! همیشه اسراییل برد و همیشه فلسطین باخت. همه راه ها برای تل آویو بزرگراه است و هر راهی برای قدس بن بست. صهیونیست از هر در بسته ای رد میشود اما فلسطینی از دروازه هم نه. هیچ هیچ هیچ چیزی جلودار اسراییل نیست، قدس را هم بلعید. انگار نه انگار. زنانش را بی حیثیت کرد، کودکانش را کشت، به هیچ کس برنخورد. نه فقط برنخورد امثال ترکیه و سعودی و امارات افتادند دنبال «عادیسازی».
و اگر دقت کنی طرفداران عادیسازی، همان صلح فروشان اند. منظورشان از ثبات دست و پا نزدن مظلوم زیر چاقوی قاتل است. اینها خراش صورت قاتل را متر میکنند ولی سر بریدن مقتول را نمی بینند. حالا فلسطینی می بیند انگار وجودش هم انکار میشود. تو گویی سنگ هم نیست. هیچ نیست. همه چیز عادی میشود و تمام. در بیانیه فقط اسم ۵ کشور امده: ایران، لبنان، یمن، عراق، سوریه. تنها یاران باقی مانده. این بیانیه یعنی غزه به اخر خط رسیده است. یعنی اگر قرار است من در نمایش شما نقش قربانی داشته باشم پس نمایش را به هم میزنم، طوری که نتوانی انکارم کنی. من هستم. و اگر بناست در سکوت هر روز بمیرم، ترجیح میدهم یک روز با فریاد بمیرم.
و دکمه غیر قابل بازگشت را زد.
حالا دیگر دنیا عوض شده. وسطی وجود ندارد. یا اسراییل یا فلسطین. یا حیات نباتی یا قوی تر شدن.
عادیسازی دود شد. و روسیاهیش به ترک و عرب ماند. دو سال پیش در عملیات مهم سیف القدس نوشتیم چطور ۲ فلسطین وجود دارد. بیانیه رسما پایان فلسطین دوم (دولت خودگردان) را اعلام میکند. ایده دو دولتی تمام شد. فقط یک فلسطین مانده و یک سرنوشت. این ادامه آن عملیات است. این همان «قیام یکپارچه» است که آیت الله خامنه ای دو سال پیش گفت. و شنیده شده حماس حدود دو سال آماده سازی کرده.
ما یک روز تاریخی را درک کردیم. دیگر هیچ چیز مثل قبل نخواهد بود. نه اسراییل و نه فلسطین و نه ما.
حماسه یعنی همین، یعنی قدم در راه بی برگشت بگذاریم …
متن از: {@salmaneshoon}
#فلسطین
هدایت شده از خط روایت
9.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من هنوز هستم.
لابهلای خرابههای خانهام، لابهلای جنازهی آش و لاش خانوادهام. لابهلای پیکر نحیف و غرق در خون کودکان سرزمینم. من نشستهام میان عروسکهای تکهپاره، خیرهام به جسد حیوانات قتل عامشده. من هنوز هستم. حضور دارم. این را که نمیتوانید از من بگیرید. همین "بودن" را!
همین بودن و نفس کشیدنِ منِ انسان فلسطینی از هزاران بمب و موشک شما اشغالگرانِ صهیونیستی قدرتمندتر است. این چیزی است که نه ارتش پنج دنیا و نه رسانههای غولپیکرِ در اختیارتان نمیتواند از منِ فلسطینی بگیرد. من همیشه هستم. و تا هستم، برای بیرون کردن دزدان خانهام نفس میکشم.
✍ نرگس ربانی
📝 متن ۴۷_۰۳
#خط_روایت
#روایت_مردمی
#طوفان_الاقصی
@khatterevayat