eitaa logo
الف|نون
184 دنبال‌کننده
128 عکس
51 ویدیو
0 فایل
|پس اگر مقصد پرواز است، قفسِ ویران بهتر...| بی‌که شناخته شوید، با الف|نون مکاتبه کنید: https://harfeto.timefriend.net/17348255401807
مشاهده در ایتا
دانلود
___________ صبح جمعه ۱۳ دی ۹۸ صدای مامان اسید می‌شود روی قلبم. "نرگس پاشو... حاج قاسم رو زدند." قاسم سلیمانی که بود؟ همان که هربار توی تلویزیون میدیدمش دهانم کج می‌شد؟ همان که ته دلم صاف نبود باهاش؟ چرا صاف نبود؟ خاطرم نیست. من به اختلال پارانویا دچارم و بدگُمانی. صبح جمعه ژولیده و مات و آویزان جلوی تلویزیون میخ می‌شوم. تصویرها و صداها و زیرنویس‌ها همه بادند جلو روم. باد می‌دود توی کاسه‌ی چشم‌هام و پُر و خالی‌شان می‌کند. قاسم سلیمانی که بود؟ مردی که نمی‌‌شناختمش. مردی که دوستش نداشتم. اشک‌ها تناقض آفرین بودند. چرا گریه میکردم برایش؟ حالا که شهید شده است دلم صاف شده؟ حالا دوستش دارم؟ چه مُرده‌پرستم من! ___________ @AlefNoon59
___________ از جمعه ۱۳ دی و روزهای بعد و سال‌های بعدش یکسره اشک‌ام برای حاج قاسم. کاسه‌ی چشمهام پیوسته برایش پُر است و خالی نمی‌شود. من و ما اشکیم و اصل این است و فرعی هم دارد. هلهله‌کنندگانی هم هستند. ذوق‌زده از شهادت حاج قاسم. در صدرِ ذوق‌زدگان صهیونیست‌ نشسته. نکبتِ خالص. نسل‌کُشِ اعظم. کودک‌کشِ قهار. استفراغِ خونیِ زمین. هلهله‌کنندگانِ دست چندمی هم هستند. اسم بردن ازشان در شان قلمم نیست. چند ده میلیون آدم وسط خیابانِ تهران‌اند و کرمان و همه جای ایران. تشییع پیکرش از باشکوه‌ترین تشییع‌های تاریخ شده. یکی می‌گوید: نظامی‌ها معمولا محبوب نمی‌شوند، او چرا این همه محبوب است؟ و هلهله‌کنندگانِ دست چندمی جیغ می‌کشند از خوشی. از جیغ‌شان بوی ورم و خفگی می‌زند بیرون. حاج قاسم از جان برایم عزیزتر شده. خیال میکنم چه خوب می‌شود برای او ذبح شود آدم. ارزشش را دارد. ___________ @AlefNoon59
___________ من به اختلال پارانویا دچارم و صحنه روی دور تکرار است. از عصر به این ور خبر فرود سخت، سقوط سخت، چیزهای سخت می‌شنوم. دوباره میخم روی تلویزیون. روی عکس‌ها و تصویرها و خبرها. حالم خوش نیست. چرا نیست؟ این سوال را زیاد می‌پرسم. از بعدازظهر به اینور تصاویر بی‌شماری می‌بینم از مردمِ دست به دعا. یکی می‌گوید: سیاسی‌ها معمولا محبوب نمی‌شوند، او چرا این همه محبوب است؟ مردی را که بالگردش سقوط کرده دوست نداشتم. بدم نمی‌آمده اما دوستش هم نداشتم. و حالم خراب است. ___________ @AlefNoon59
__________ حدیث کسا میخوانم. می‌پرسم چرا میخوانی؟ جوابی ندارم. حالم خراب است. امن یجیب از دهانم نمی‌افتد. دوِ نصف شب است یا سه یا چند، بیدارم و نماز می‌خوانم. برای سلامتیِ آدم‌های توی بالگرد. آدم‌های گم شده وسط جنگل. وسط محروم‌ترین و صعب‌العبورترین روستاهای مناطق مرزی. مرد آنجا چه می‌کرده؟! دوستش نداشتم و برایش نماز میخوانم. توی تاریکیِ اتاق پای سجاده‌ام و خیال می‌کنم حالا کجان؟ چه می‌کنند؟ توی تاریکیِ جنگل. توی سوز سرما. گرگ هم بوده توی جنگل حتم. مرد آنجا، در منطقه‌ای صعب العبور، لابه‌لای جنگل‌ها چه میکند؟ مرد و همراهانش مگر نباید پشت میزی باشند و پا روی پا انداخته باشند و خودشان را باد بزنند؟ حالا چه‌؟ زنده‌اند؟ زخمی‌اند؟ درد می‌کشند؟ ذهنم پیوسته حالت‌های آدم‌های توی جنگل را تصویر می‌کند. از ترس است یا غم یا اضطراب که تنم می‌لرزد؟ چرا می‌لرزم؟ جوابی ندارم. __________ @AlefNoon59
___________ قلبم سنگین شده. حس میکنم دارم خفه می‌شوم. پهلوی سجاده دراز می‌کشم. تسبیح توی دستم است و قلبم درد می‌کند. تسبیحِ دانه سفید را می‌چسبانم رویش. اَمَّن یُجیب ورد زبانم است. بی‌اراده روی زبانم جاری‌ست. ارادی دوستش نداشتم و بی‌اراده حالم خراب است. تا صبح چند بار از خواب می‌پرم و خیز می‌گیرم روی کانال‌های خبری. هنوز خبری نیست. هنوز امیدی هست. ۶ صبح است یا ۷. مامان صدام می‌کند. "نرگس پاشو... همه‌شون شهید شدند..." و صدایِ زن، صدای خش‌دارِ زن، از پس سال‌های دور، پیروزمندانه، توی مغزم نبض می‌زند... حالا اینم شهید میشه، بعد...بعد...بعد... ژولیده و مات و خراب میخ می‌شوم جلوی تلویزیون، و صحنه روی دور تکرار است... بیش از پنج شش ساعت است که کاسه چشم‌هام لحظه‌‌ای خالی نمی‌شوند. این همه اشک را کجا ذخیره کرده بودم من؟ حالا که مُرده، حالا که مُرده‌اند، دوست‌شان دارم؟ زن صدا بلند کرده توی مغزم. "حالا اینم مثل حاج قاسم شهید میشه بعد میگی کاش سوءظن نداشتم." من به اختلال پارانویا دچارم. بدگمانی... کاش زن خفه شود. چه مُرده‌پرستم من! ___________ @AlefNoon59
___________ ولی نه. همه‌اش این نیست. همه‌اش مُرده‌پرستیِ من نیست. شهیددوستی هم هست. خون شهید رقیق‌کننده‌ است. رقیق‌کننده‌ی دل‌های سخت. آرام‌کننده‌ی روان‌های مختل. زلال‌کننده‌ی قلب‌های چرک. من و ما ساعت‌هاست اشکیم و ما اصل‌ایم و فرعی هم هست. هلهله‌کنندگانی هم در حاشیه‌ی قصه آویزان‌اند. در صدرشان صهیونیست‌های کودک‌کش لمیده‌اند. ذوق زده از خبر. هلهله‌کنندگانِ دست چندمی هم از عصرِ دیروز دست به کار شده‌اند. در شان قلمم نیستند. صحنه روی دور تکرار است و جیغ‌های خفه و ورم کرده‌شان را از گوشه و کنار می‌شنوم‌. شبیه تمام روزگارانی که عزیزی از ما کم شده؛ هلهله‌شان عادی‌ست. و چه خوش روزی‌ام من که مرد را دوست نداشتم و امروز اشکم برایش! چه خوش سعادتم امروز که سمت صهیونیست‌‌ها و هلهله‌کنندگانِ دستِ چندمی نیستم‌. ___________ @AlefNoon59
___________ خدا هنوز دوستم دارد. هنوز توی صف‌بندی‌های جهان سمت آدم‌هایی‌ام که مرگ‌شان است. که عنوان مقدس شهید می‌نشیند کنار اسم‌شان. که در راه خدمت به وطن کشته می‌شوند، نه در رختخواب‌. در میدان‌اند نه پشت میز. من با همه سختیِ قلبم هنوز سمت شهیدان سرزمین‌ام ایستاده‌ام نه صهیونیست‌ها و حنجره‌های ورم‌کرده. صدایی جوهروار توی مغزم پخش می‌شود. "رئیس جمهور میدونی کی بود؟ اون رجایی که شهید شد. اون رئیس جمهور بود، نه اینا." صاحب صدا امروز کجاست؟ خبر شهادتِ این رئیس جمهور را شنیده؟ آدم‌ناحسابی‌ها که شهید نمی‌شوند. رجایی آدم حسابی بود‌. شهید شد. از شهادت او هم هلهله‌ها کردند. آدم‌های دهه شصتی چه سخت جان بودند. جنگ، ترور، زخم زبان، موشک‌باران، کشته، زخمی، شهید، شهید، شهید... هلهله، هلهله، هلهله‌... ___________ @AlefNoon59
___________ چه سخت جانیم ما. از نسل دهه شصت. از نسل زنی که در کربلا جز زیبایی ندید. هم‌دوشِ کودکان غزه‌ایم که بر خرابه‌های خانه‌شان قرآن تلاوت می‌کنند و شهادتین را توی گوش هم یادآور می‌شوند. سخت جان و محکمیم. شبیه درخت انقلاب‌مان‌؛ که سبز است و استوار. هر خون که ریخته می‌شود، هر نفری که از ما کم می‌شود، هر شهیدی که به شهدای‌مان اضافه می‌شود، سبزتر می‌شود این درخت. مَردانِ ما کم نمی‌شوند، تکثیر می‌شوند. خونِ عزیزان ما قرمز نیست، سبز است. الحمدلله. شُکر. که او، دومین رئیس جمهورِ ایران است. بسم الله الرحمن الرحيم... ___________ @AlefNoon59
14.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
___________ آدم‌های توی این قاب را خوب ببینید. اگر با زبان‌هایی غیر از زبان بیگانه‌اید، جمله‌های نوشته شده پایینِ قاب را دقیق بخوانید. ___________ @AlefNoon59
(۱) ___________ آدم‌هایی که در این قاب، به احترام رئیس جمهور شهید ما، به احترام وزیر امور خارجه‌ی شهید ما، به احترام تمام شهدای ایرانیِ توی بالگرد ایستاده‌اند، تمام و کمال نمی‌شناسم‌‌. اینکه میان آدم‌های ایستاده و سکوت‌کرده، کدام یکی قلب‌شان از این واقعه پر غم است، چند نفر بی‌تفاوت‌اند و چه تعداد ذوق‌زده، معلوم نیست. ممکن است هیچکدام مطلقا مِهری به شهدای ما نداشته باشند و همه‌اش، همه آنچه در این قاب می‌بینید، تشریفاتی نمایشی باشد. حرف همین‌جاست. همین جا که فرض را بر تشريفات می‌گذاریم نه علاقه. آدم‌های این قاب با هر باور و عقیده‌ و آئین و مسلکی، هنوز، بگیریم در ظاهر، ولی هنوز آنقدر مبتذل نشده‌اند که در جان باختنِ مردانِ ایرانی، هلهله سر دهند و پای بر زمین بکوبند و "برهنه" شوند! هنوز آنقدر مبتذل نشده‌اند که ظاهر را حفظ نکنند. آدم‌های توی این قاب، سردمدارانِ جهانی، به احترام شهدای ایرانی، تمام قد ایستاده‌اند و یک دقیقه سکوت کرده‌اند. پرچم سازمان ملل، به احترام سیاست‌مدارانِ شهیدِ ایرانی، نیمه‌افراشته شده، و پرچم کشورهای دیگر پایین آمده. رهبران و رئیس ‌جمهوران و پادشاهان کشورهای مختلف، دوست یا دشمن، تلاش کرده‌اند ظاهر را حفظ کنند و این حادثه‌ی غم‌بار را به ملت ایران تسلیت بگویند. در چندین کشور، به حرمت خون شهدای ایرانی، چندین روز عزای عمومی اعلام شده. در روسیه، مردم روسی، مقابل سفارت ایران تجمع کرده‌، و برای شهدای ایرانی گل سرخ آورده‌اند. سرانِ بیش از ۷۰ کشور دنیا، به ایران آمده‌اند، تا به پیکر مردانِ ما ادای احترام کنند! سیاست‌مدارانِ توی بالگرد، بی‌که گردن کج کنند در برابر قدرت‌های دنیا، زبان‌های مختلف دنیا را به تهران کشانده‌اند‌. همه آدم‌حسابی‌های دنیا، در نقطه نقطه‌ی زمین، کوشیده‌اند با مردم ایران، ابراز همدردی کنند. همه نجیب‌زاده‌ها و اصیل‌زاده‌ها. همه، جز صهیونیست‌های کودک‌کُش، جز داعشی‌‌ها و تکفیری‌ها، و جز گروهی مبتذل و مفلوک، که قدرِ صهیونیست‌‌ها و تکفیری‌ها هم اعتبار ندارند! ___________ @AlefNoon59
(۲) ___________ در سمتِ مفلوکین، ابتذال، هیولاوار سربرآورده و رخ‌نمایی می‌کند. مبتذلان، "اپوزیسیون جمهوری اسلامی" نام دارند. رسم‌ دیرینه‌شان؟ رقصیدن و پای‌کوبیدن و هلهله سردادن، در شهادتِ مردانِ ایرانی. از رجایی و بهشتی و مطهری گرفته، تا همت و باکری و باقری. از طهرانی مقدم و همدانی و کاظمی گرفته، تا سلیمانی و عجمیان و حججی. از سیدرضی و حجازی گرفته، تا آل هاشم و امیر عبداللهیان و رئیسی. صحنه تکراری‌ست. رقص بر سر جنازه تکراری‌ست. هزار سال که فلش بک بزنیم به عقب، مشتی هیولا می‌بینیم که چنگال بر هوا می‌چرخانند و بالایِ پیکر حسین بن علی، پای بر زمین می‌کوبند و هلهله سر می‌دهند. و این، خاصیتِ حرامزاده است. خاصیتِ شکم‌هایی که با مالِ حرام پُر شده‌؛ و همه‌اش این نیست. ابتذال در سمت مفلوکین به اوج رسیده. نوکِ قله‌ی ابتذال را فتح کرده اپوزیسیون. در نمایشی بی‌شرمانه، در منتهی الیه نکبتی که سلطنت‌طلبان و گروهک تروریستی رجوی و همه مخالفان جمهوری اسلامی دچارش شده‌‌اند، انسانيت را ذبح کرده‌‌اند و حیوان‌وارانه وعده داده‌اند اگر مردانِ ایرانی کشته شوند، زنان‌شان بی‌درنگ لخت می‌شوند! و بعد، بعد از شهادت عزیزان ما، تصاویر برهنه‌شان میانِ کاربران مجازی دست به دست می‌شود... صحنه را عقب بزنیم. مادر معاویه، هندجگرخوار، پیش از جنگ اُحد، به غلامانش وعده می‌دهد اگر بزرگ‌مردانی از سپاه محمد کشته شوند، برایشان بستر می‌گشاید. و بعد، بعد از شهادت حمزه، بعد از به دندان کشیدنِ جگرش، برهنه می‌شود و تن عریانش، میانِ مردانِ عرب دست به دست می‌شود... آنچه هزار سال پیش بر یاران محمد (ص) گذشته، امروز، پیش روی یاران خمینی‌ است. نه خمینی شبیه محمد (ص) است و نه می‌تواند شبیه‌ش باشد. ولی تکرارِ وقایع، پیش روی ماست. روضه‌ها قصه و خیال نبوده‌. هلهله‌کردن در عزای شیعه و برهنگی برای ابراز شادی قصه نبوده‌. عین به عین‌ش پیشِ روی ماست. ___________ @AlefNoon59
(۳) ___________ اپوزیسیون هرچه تلاش می‌کند شیک باشد و کراوات بزند و دکلته بپوشد و سیگار بگیراند و از زن و آزادی زر بزند، خونِ پاک مردان ایرانی، آل مروان‌ها و آل زیاد‌ها و هند جگرخوارهای فاحشه‌ی درون‌شان را آشکار می‌کند. بسا که اِبایی هم نداشته باشند از هند بودن و ته دلش‌شان قیلی ویلی هم برود از این نسبت! خاصیت حرامزاده همین است. لخت شدن، برهنگی و فاحشگی برای ابراز خوشحالی. لابد راه شریف‌تری برای ابراز خوشحالی نبوده‌! که "شرافت" گمنام واژه‌ای‌ست در مغزهای مسخ‌شده‌ی عریان‌شدگان. دارنده‌ی اصل و نسب، حتی در دشمنی کردن هم بزرگوار است! بزرگوار است و نجیب‌. اندیشه‌ی اصیلِ انقلاب اسلامی‌، "انسان" پرورش داده که از پسِ سالها جنگ، تحریم، توطئه و ترور، چنین مقتدرانه سربرآورده و به حیاتش ادامه می‌دهد؛ و اپوزیسیون، اندیشه‌اش حیوان‌وارانه زیستن و ضدّیت با اخلاق بوده که نزد ایرانیان، روز به روز مفلوک‌تر و منفورتر می‌شود‌. مشتی فراری از وطن، که تا دنیا دنیاست، ننگ وطنی فروشی بر پیشانی‌های چرک‌بسته‌شان می‌ماند و در توهمِ مبارزه‌ی خیالی برای آزادی ایران (برای فاحشگیِ ایران)، دفن خواهند شد. ___________ @AlefNoon59