eitaa logo
الف|نون
184 دنبال‌کننده
128 عکس
51 ویدیو
0 فایل
|پس اگر مقصد پرواز است، قفسِ ویران بهتر...| بی‌که شناخته شوید، با الف|نون مکاتبه کنید: https://harfeto.timefriend.net/17348255401807
مشاهده در ایتا
دانلود
____________ یک. سوم خرداد هزار و سیصد و شصت و یک، چهل و دوسال پیش. احمد کاظمی از پشت بیسیم به غلامعلی رشید می‌گوید: "آقا میگم ما تو شهریم. مفهوم شد؟" و توی شهر بودنش را از پشت بیسیم چهار پنج تکرار می‌کند تا کلامش برای رشید مفهوم شود. صدا سخت به او می‌رسد. صدای کاظمی ارتفاع می‌گیرد و به چند کلمه ختم می‌شود: "خداوند خرمشهر رو آزادش کرد." و پیام بعد از چند بار قطع و وصلی در نهایت توسط رشید دریافت می‌شود. خرمشهر آزاد شد. ما به برکت خونِ رزمندگان و شهیدان‌مان حماسه ساختیم، ممد نبودی خواندیم و توی شهرهای ایران بزرگیِ خدا را از تهِ حلق فریاد زدیم. دو. سوم خرداد هزار و چهارصد و سه‌. گوینده‌ی خبر سه روز قبل، از پشتِ صفحه‌ی تلویزیون خبر شهادت رئیس جمهور و همراهانش را اعلام کرده. خبر توی دنیا ترکیده و پیامش به همه رسیده. رئیس جمهور و همراهانش شهید شده‌اند. شهرهای ایران پُر از مردمی‌ست که به برکتِ خونِ سیاست‌مدارانِ شهیدشان دوشادوشِ هم ایستاده‌اند و در تشییع پیکرشان حماسه ساخته‌اند. راهِ رجا بسته نیست می‌خوانند و بزرگی‌ِ خدا را از ته حلق فریاد می‌کشند. صدا ولی برای همه مفهوم نیست! مردمِ توی شهر، ده‌ها میلیون بار توی شهر بودن‌شان را فریاد زده‌اند و صدا برای برخی هنوز مفهوم نیست. دریافت نمی‌شود پیام.‌ چهل و دو سال از خرداد شصت و یک گذشته و ما پیوسته در خیابان‌های ایران شهید می‌گردانیم و حماسه می‌خوانیم، پیام‌مان هنوز توسط برخی دریافت نشده، نمی‌شود! سه. در چهل و دومین سالروزِ حماسه‌‌ی آزادسازیِ خرمشهر، در شهرهای ایران تابوتِ شهید بر دوش داریم، بزرگیِ خدا را نفیر می‌کشیم و با عددمان حماسه می‌سازیم. از سوم خردادِ شصت و یک تا سوم خرداد صفر سه، هنوز ملت حماسه‌ایم؛ حماسه می‌مانیم. ______________ @AlefNoon59
____________ اسرائیل نوزادانِ شیرخواره‌ را درون چادرهایی که به جای سقفِ خانه بر سرشان مانده می‌سوزاند. زنده زنده می‌سوزاند. در برابر چشم‌ ميليارد ميليارد آدم. پوستِ نازک و لطیف نوزادان، دست‌های نیم‌وجبی و کله‌های یک وجبی‌شان، پاهای ظریف و شکم‌های باریک‌ و لبا‌س‌هایی که بوی شیر گرفته‌اند، عروسک‌های پارچه‌ای لای انگشت‌های لرزان‌شان، همه، تک به تک، لابه‌لای‌ شعله‌های آتش آب می‌شوند. داغ می‌شوند، گُر می‌گیرند، جیغ می‌زنند، ونگ می‌زنند، دست و پا می‌زنند و جزغاله می‌شوند. یکسان با خاک. پودر. خاکسترشان هم به باد نمی‌رسد. وحشتناک است. اما وحشتناک‌تر آدم‌هایی هستند که جزغاله شدنِ نوزادانِ شیرخواره را می‌بینند و می‌شنوند و ساکت‌اند. خفه! حامیانِ اسرائیل وحشتناک نیستند. موضع‌شان روشن است؛ حزب شیطان‌. حزبِ شیطان ترسی ندارد. کف‌اند روی آب. وحشتناک آدم‌هایی‌اند که انسانم آرزوست از دهان‌شان نمی‌افتد، سر و ته‌شان را که میزنی حرف‌های گنده گنده بلغور می‌کنند و با ژست جنگ چه بد است و کاش همه جا صلح باشد آروغ روشنفکری میزنند، سرتا پرغرور اند و خیال ورشان داشته مغز خالص‌اند و مرکز عالم، مابقی همه کج فهم‌اند و نفهم، و در برابر نوزادانِ سوخته خفه‌اند. لال. مطلقا لال. زبان در دهان‌شان قطع می‌شود هر بار. بریده باد زبان‌هایی که برای یوز و سگ و گربه و گاو و گوسفند و درخت و سطل آشغال کف خيابان مرثیه خواندند، برای هزار هزار نوزادِ ذبح شده در فلسطین اشغالی نه! بریده باد چُنین زبان‌ها و قلم‌هایی. منفور و متعفن و حال‌بهم‌زن‌اید. تا ابد هم کتاب بزنید زیر بغل‌تان و از شعر و هنر و ادبیات دم بزنید، هنرتان بوی تعفن می‌دهد. بوی خون. بوی لجن. شرم دارم با شما هم‌وطن‌ام.‌ عذاب می‌کشم که به جبر جغرافیا ناچارم تحمل‌تان کنم. باز شرافت را پیشِ چشم دنیا، پیش چشم دانشجوی آمریکایی که در اعتراض به نسل‌کُشی زندان‌ است و از تحصیل محروم، پیش چشم جهانی که یک‌صدا آزادیِ فلسطین را نعره می‌زند و از جنایاتِ وحشیانه‌ی صهیونیست‌ به تنگ آمده، پیش چشم همه‌ آزادگان زمین، ذبح کنید. ذبح کنید و بنویسید: "خب مقصر حماس است میخواست شروع نکند!" بنویسید ما داغ‌دار مهسا هستیم فرصت عزاداری برای بچه‌های سوخته‌ی غزه نداریم! شرم بر شما. از این همه نژادپرستی‌تان متنفرم. فقط "ذره‌ای" از غم مهسا مجاب‌تان می‌کرد برای هزار هزار پوستِ لطیفِ جزغاله شده "هم" عزا بگیرید! نیست. غم مهسا در شما مطلقا نیست. مهسا دستاویز است برای شما نه عاملِ غم. شرم دارم از هم‌زبانی با شما. شرم.
الف|نون
﷽ ____________ اسرائیل نوزادانِ شیرخواره‌ را درون چادرهایی که به جای سقفِ خانه بر سرشان مانده می‌سو
. برای سیاست‌مدارانِ شهیدمان زیاد حرف توی مغزم است. حرف‌ها توی مغزم‌اند و روی کاغذ نمی‌آیند. غمِ فلسطین فلج‌کننده است. دو شب پیش به انسیه گفتم غم این بچه‌ها به قدری بزرگ است که غم و غصه‌ی خودم محو می‌شود. غم خودم تهِ مغزم دفن شده و کلمه نمی‌شود. انسیه گوشزد کرده استوری‌های اینستاگرامم سر و شکل خوبی ندارند‌. گفته نوشته‌هام باید رنگی رنگی‌ باشند و فاصله داشته باشند و طرحی دورشان باشد تا جذابیت ظاهری پیدا کنند. غمِ فلسطین فلج کننده‌است و سر و شکل دادنم نمی‌آید. آدم‌ها توی فلسطین می‌سوزند که ما اینجا متن‌شان کنیم، بنویسیم‌شان، جزغاله‌شدن‌شان را استوری کنیم، استوری‌ها را رنگی رنگی و جذاب، تا بقیه بخوانندشان! بخوانند که چه شود؟ ما سوختنِ آدم‌ها را کلمه می‌کنیم و جز این از دست‌‌مان نمی‌آید. کاش کسی بخواندمان. بخواند و چیزی شود... .
10.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱 ___________ - "برگشتیم. همه چیز را رها کردیم. وسط راه همه چیز را رها کردیم و برگشتیم. مسلمان نشده بودیم. فقط می‌گفتیم امام، عجب آدم جذابی‌ست! این دیگر کیست؟!" ___________ @AlefNoon59
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
___________ مردانِ ما هنوز پس از گذشت چند ده سال از سقوطِ خرمشهر عزیز با یادآوری‌اش فرومی‌پاشند... با همه درجه‌های روی سرشانه‌ها، خم می‌شوند و چشم‌خانه‌هاشان نموک می‌شود، اما حتی زبان به بیان واژه‌ی "سقوط" نمی‌چرخانند! چگونه اپوزیسیون‌های پوچ و مبتذل را جایگزینِ این مردان کنیم؟! مبتذلانی که در صف اول حمله‌ی نظامی به ایران‌اند و مبتذلانی که عاشقانِ تحریم ایران‌اند و مبتذلانی که پیراهن چاک می‌دهند: "رفح به ما چه؟ چشم‌ها باید فقط به ایران باشد." و مغزهای مسخ‌شده‌ای که یقه می‌درند اسرائیل دوستِ ایران است مشکلش تنها با حکومت است، اما وقتی پسرِ نتانیاهو رسما، پستی از "تجزیه‌ی ایران" منتشر می‌کند، چشم‌هایی که باید به ایران باشد را کور می‌کنند و هنوز، کاسه‌های گدایی‌شان را با دریوزگیِ تمام، جلو صهیونیست‌ می‌گیرند تا استخوانی درونش بیندازد و لیسش بزنند! چگونه مردانی که حتی از "بیانِ" سقوطِ یکی از شهرهای ایران شرم دارند، جایگزینِ بی‌رگ‌هایی کنیم که ایران، سوای حکومت‌های مرکزی‌اش، هرگز برای‌شان مهم نبوده؟ چگونه وطن‌دوستانِ غیور را، با وطن‌فروشانِ بی‌رگ، جایگزین کنیم؟! @AlefNoon59