🍀 سختی قضاوت 🍀
آقای آیت الله سید نصرالله بنی صدر میگفت:
🔹️ شخصی پیش من آمد و گفت: من از فلانی طلبی داشتم و قبض رسیدش هم نزد من است. اکنون او وفات کرده و ورثه او طلب مرا نمیپردازد، به آسید عبدالکریم لواسانی (رئیس دادگستری آنجا) هم مراجعه میکنم، او هم دائماً پشت گوش میاندازد و ترتیب اثر نمیدهد.
آقای بنی صدر میفرمود: من به آسید عبدالکریم گفتم: شما چرا اقدام نمیکنید؟ گفت: من همسر شخص متوفّی را میشناسم. زن بسیار صالحی است. او میگوید: شوهر من طلب او را پرداخت کرده، ولی قبض رسیدش گم شده است.
من گفتم: اینکه نمیشود، الآن در دست او مدرک هست! مرحوم لواسانی گفته بود: من چون به حرف این زن صالحه اطمینان دارم، تا هستم، اقدام نمیکنم. بعد از من اشخاص دیگری که اطمینان ندارند، مطابق حکم قضایی اقدام کنند. من به #علم خودم عمل میکنم.
🔹️ بعد از چند روز آسیّد عبدالکریم پیش من آمد و گفت: بیا برویم به صورت طلبکار تُف بیندازیم، قبض پیدا شده است! گفتم: چطور پیدا شد؟ گفت: این زن به حضرت زهرا (س) یا حضرت ولیّعصر (عج) (تردید از بنده است) توسّل پیدا میکند و در خواب شوهرش را میبیند و گلایه میکند که این چه وضعی است؟ شما قرض پرداخت کردی و نگفتی قبض رسید کجاست و ما هم اطلاع نداریم کجاست و طلبکار هر روز ما را تعقیب میکند و ما آسایش نداریم! شوهرش میگوید: قبض الآن لای فلان کتاب است که به فلانکس فروخته شده است و خانهاش هم در فلانجا منزل چندم است و کتاب در بالای ردیف در فلانجای منزل قرار دارد. مطابق همان نشانی میروند و قبض را پیدا میکنند!
این قضیه را مرحوم والد ما از آقای بنی صدر نقل میکرد. یادم نیست که خودم هم از آقای بنی صدر شنیدم یا نه.
📘جرعهای از دریا، ج ۲، ص ۶۱۵
🔰eitaa.com/Alemin " زندگانی عالمان "
🍀 نقل خاطراتی از آیت الله شبیری زنجانی (قدّس سرّه) 🍀
استاد محمد صفر جبرئیلی (از شاگردان آیت الله شبیری) خاطرات متعددی را از سالها استفاده خود از محضر آیت الله شبیری در کانال خودشان بیان کردهاند؛ برای مطالعه آنها بعد از همین پست آدرس کانالشان قرار داده میشود؛
🔹️ یکی از خاطرات:
▪️ در برخی سالهای دهه هشتاد من برای رسیدگی به مرحوم پدرم زیاد به کرج میآمدم گاهی بعد از نماز ظهر راه میافتادم و آخر شب برمیگشتم. وسیله نداشتم، با ماشینهای گذری رفت و آمد میکردم، آیتالله گاه گاهی احوال پدرم را میپرسید، مستقیم و غیرمستقیم من را در این کار تشویق میکردند، از افراد موفق در خدمت به پدر، با تجلیل یاد میکردند.
▪️ چند بار از رهبر شهید نام بردند و فرمودند: یکی از عوامل توفیق رهبر در رسیدن به درجات عالیه، همان ترک مدرسه قم و برگشت به مشهد جهت خدمت به پدر بود.
یک بار فرمودند: والد ما دوستِ روحانی باسوادی داشت، مشکل آن شخص به رغم تدبیرها حل نمیشد، نتوانست در قم بماند، مدتی مقیم کهک شد، پدرم به فکر او بود، میگفت روحانی باسواد و زحمتکشی است اما چرا گره از کارش حل نمیشود؟ پس از مدتی فرمود: حکمت گیر در زندگی او را یافتم. او در جوانی پدرش بیمار شده و نیازمند به کمک! اما این آقا بیتوجهی میکند، نزد پدر برنمیگردد، به رغم نیاز پدر به ادامه درس و بحث میپردازد.
🔰eitaa.com/Alemin " زندگانی عالمان "
" زندگانی عالمان "
🍀 نقل خاطراتی از آیت الله شبیری زنجانی (قدّس سرّه) 🍀 استاد محمد صفر جبرئیلی (از شاگردان آیت الله شب
همانطور که متذکر شدیم، ایشان در کانال خودشان با عنوان "از اینجا تا آنجا" خاطرات متعددی را از سالها حضورشان در درس آیت الله شبیری (قدّس سرّه) یادداشت و ارائه کرده اند؛
میتوانید از این پست شروع کنید و به مرور تمام خاطرات و نکات را مطالعه کنید.👇
https://eitaa.com/azinjatanja/300
🔰eitaa.com/Alemin " زندگانی عالمان "
10.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍀 امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف 🍀
🔹 ارتباط با حضرت صاحب
#امام_زمان (عج)
" زندگانی عالمان "
🔰eitaa.com/Alemin
🍃 إذا رأيتُم العالِمَ مُحِبّاً للدّنيا، فاتَّهِمُوه على دينِكُم؛ فإنَّ كلَّ مُحِبٍّ لشيءٍ يَحوطُ ما اَحَبّ 🍃
✍️ ترجمه:
هرگاه دیدید دانشمندی دوستدار #دنیاست او را بر دین خود متهم کنید و بگویید: «تو عالم و نگهبان دین نیستی!»؛ زیرا هر که دوستدار چیزی است، پیرامون همان میگردد و در فکر همان است.
📚 منیة المرید، ص۱۳۸؛ سیمای فرزانگان، ص۱۰۷
🔰 eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
18.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍀 به هر قیمتی که شده! 🍀
🎥#آیت_الله_سیدان
" زندگانی عالمان "
🔰eitaa.com/Alemin
🍀 بازگشت به قائن و ادراک فانی بودن دنیا 🍀
🔹 پس از سالها کار و اشتغال در تهران، فرصتی دست داد تا سفری به زادگاهم «قائن» داشته باشم.
🔸 در این سفر، وقتی پس از مدتها دوری، چهرهٔ آشنایان و دوستان دوران کودکی و جوانیام را دیدم، ناگهان حقیقتی تلخ و عمیق بر جانم سایه افکند؛ دیدم چهرههای شاداب دیروز، همگی پژمرده شدهاند، موها سپید گشته و نشانههای پیری و انحطاط بر تن و جانشان نشسته است.
🔹 با خود اندیشیدم: «عمر انسان چه شتابان میگذرد! اگر تمام دنیا را به دست آورم و به ریاست و جاه برسم، سرانجام کار همین پیری و نیستی است.»
🔸 این تفکر، جرقهٔ نخستین تحول و بیداری باطنی را در درون من روشن کرد.
ادامه دارد
📚 سفینة الصادقین
#تحول #بیداری
" زندگانی عالمان "
🔰eitaa.com/Alemin
" زندگانی عالمان "
🍀 بازگشت به قائن و ادراک فانی بودن دنیا 🍀 🔹 پس از سالها کار و اشتغال در تهران، فرصتی دست داد تا سف
🍀 توسل با زعفران به بارگاه امام رضا (ع) 🍀
🔹 در همان ایام، نامهای نگاشتم و شرح حال، پریشانی و تمنای قلبیام برای هدایت را با آب زعفران بر روی کاغذی مخصوص مکتوب کردم.
🔸 با نیت و اخلاص تمام، آن را به عنوان عریضه و توسل به آستان مقدس ثامنالحجج، حضرت علی بن موسی الرضا (ع) روانه نمودم و با خود قرار گذاشتم که منتظر پاسخ و گشایش از سوی آن حضرت بمانم و امیدوار بودم طی چهل روز نشانهای ببینم.
🔹 این توسل، موجی از طوفان روحی را در درون من ایجاد کرد که دیگر تاب ماندن در آن وضعیت و دغدغههای دنیوی را نداشتم.
ادامه دارد
📚 سفینة الصادقین
#امام_رضا علیه السلام #توسل #تحول_روحی
" زندگانی عالمان "
🔰eitaa.com/Alemin
" زندگانی عالمان "
🍀 توسل با زعفران به بارگاه امام رضا (ع) 🍀 🔹 در همان ایام، نامهای نگاشتم و شرح حال، پریشانی و تمنای
🍀 انقلاب درون و تصمیم به ترک جاه و مقام 🍀
🔹 پس از آن توسل، تحولی شگرف سراپای وجودم را فراگرفت.
🔸 احساس کردم تمام مناصب، مشاغل اداری و تعهدات دنیوی، زنجیرهایی هستند که پای روح مرا بستهاند.
🔹 با خود عزم جزم کردم که از تمام ریاستهای پوشالی و اعتبارات دروغین دنیا دست بکشم و تمام وابستگیها را قیچی کنم.
🔸 دیگر صندلی ریاست و عنوان اداری برایم ارزشی نداشت؛ تصمیم گرفتم راهی سفر آخرت و جستجوی حقیقت شوم، هرچند به بهای از دست رفتن موقعیت اجتماعیام تمام شود.
ادامه دارد
📚 سفینة الصادقین
" زندگانی عالمان "
🔰eitaa.com/Alemin
🍀 شاگرد زرآبادی 🍀
مرحوم آقای میرزا ابوالحسن حافظیان میگفت: پنج سال در خدمت حاج شیخ حسنعلی نخودکی و دو سال در خدمت آقا سیّد موسی زرآبادی شاگردی کردم. او مرحوم زرآبادی را بر مرحوم نخودکی ترجیح میداد.
📚 جرعهای از دریا ؛ ج ۲ ص ۴۷۸
" زندگانی عالمان "
🔰eitaa.com/Alemin