💥 درک ظلمت و غربت «قبر» در همین دنیا، با دعای #ابوحمزه
«مومن در همین دنیا، در #سحر ماه رمضان با دعای #ابوحمزه امام سجاد(علیه السلام) سیر میکند و واقعاً وارد #قبر میشود: «أَبْکیٖ لِظُلمةِ قبری...»؛
واقعاً آن #غربت را میبیند، سِیرش را در #حشر میبیند و در همان سحر ماه رمضان از #شرک مُنَقّا میشود؛ «اَللّهم لک الحمد علی ما نَقَّیتُ مِنَ الشرک قلبی...»؛
این چیزی که ما باید به آن برسیم، همین است. این را انسان باید در این دنیا بفهمد، اگر نفهمید در قبر به او میفهمانند!»
#استاد_میرباقری
💚 #کجایی_سرداردلها ...
✨✨امسال دوستانت چه عاشقانه #قرآن برایت #ختم میکنند...🌹
#رمضانالمبارک🌙
-----------------------------------------------------------
هدایت شده از مُحکمات
کتاب شرح دعای افتتاح.pdf
1.39M
📗 شرح دعای افتتاح
💠 #مسابقه سراسری 💠
🔸 مسابقه بزرگ ویژه ماه رمضان مهدوی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) برگزار می گردد.
🎁 جوایز: 😍
✅ کمک هزینه سفر کربلای معلی
✅کمک هزینه مشهد مقدس
✅کمک هزینه سفر قم
✅و....
📅مهلت شرکت در مسابقه : روز ۲۹ ماه مبارک رمضان
📣نحوه برگزاری مسابقه:📣
🔰 لطفا پی دی اف👆 متن کتاب شرح (دعای افتتاح + ۳۰ قسمت نکات دعای افتتاح در کانال) را با دقت مطالعه نمایید،
📄سوالات مسابقه إن شاءالله دهه آخر ماه مبارک رمضان اعلان می شود.
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
✅قرارگاه محکمات را در ایتا دنبال نمایید👇:
🆔https://eitaa.com/joinchat/1107361815C4a965d8ac7
کاش یه ماه رمضونی هم بشه بریم نجف
نیت ده روز کنیم، روزه بگیریم؛
بعد نماز مغرب تو حیاط جلو باب ساعت یه پارچه سفید کوچولو رو سفره کنیم.
نون تازه از شارع الرسول بگیریم با پنیر و ریحون افطار کنیم!
سحرها بشینیم روبروی ایوون طلا تکیه بدیم به دیواره سنگی
رو به حضرت، مناجات حضرت امیر بخونیم..
#اللّٰهمارزقنا
هدایت شده از الحقنی بالصالحین«یرتجی»
مراقبت به ادعیه خاص ماه رمضان
✅ 1-خواندن دعای افتتاح به نیابت از شهید روز
✅ 2-نماز استغاثه به امام زمان عج
✅3- دعای اللهم ادخل علی اهل القبور السرور
✅ 4- جزء خوانی هرروز از طرف شهید روز هدیه کنیم به تمام انبیا، صدیقین، وتمام حق وحق داران شهید روزمان
✅ 5 - خواندن حرز امام زین العابدین علیه السلام
الحقنی بالصالحین«یرتجی»
مراقبت به ادعیه خاص ماه رمضان ✅ 1-خواندن دعای افتتاح به نیابت از شهید روز ✅ 2-نماز استغاثه به امام
سلام علیکم
ششمین روز از 💫 چله بیست و دوم 💫 مهمان سفره شهید 🌷 شاپور برزگر گلمغانی 🌷هستیم.
یک دستش قطع شده بود اما دست بردارِ
جبهه نبود.
بهش گفتند: با یک دست که نمی تونی
بجنگی برو عقب..
می گفت: «مگه حضرت ابوالفضل(ع) با یک دست نجنگید؟ مگه نفرمود: «وَاللهِ اِن قَطَعتُموا یَمینی، اِنّی اُحامی اَبَداً عَن دینی»
#عملیات_والفجر۴ مسئول محور بود
#شهید_حمید_باکری بهش مأموریت داده بود
#گردان_حضرت_ابوالفضل_ع رو از محاصره دشمن نجات بده ،با عده ای از نیروهاش رفت به سمت منطقه مأموریت....
لحظه های آخر که قمقمه را آوردن نزدیک
لبای خشکش، گفته بود: مگه مولایم امام
حسین (ع) در لحظه شهادت آب آشامید که من بیاشامم!!
شهید که شد هم تشنه لب بود هم بی دست....
#شهید_شاپور_بزرگر_گلمغانی
ـــــــــــــــــــــــــ🕊🌷ــــــــــــــــــــــــــ
شهید شاپور برزگر گلمغانی » است. وی به تاریخ 22 آبان ماه 1336 شمسی، در شهرستان «اردبیل» متولد شد. او ضمن تحصیل، از نوجوانی، در کارگاه آهنگری پدرش نیز حرفهی مردپرورِ پدری را آموخت. پس از پیروزی انقلاب، «شاپور» بخشی از زندگی خود را به فعالیت های انقلابی اختصاص داد و با آغاز جنگ تحمیلی داوطلبانه راهی مناطق اشغالی شد و در بین مدافعینِ «آبادان» سلاح به دست گرفت و در طی یک عملیات محدود مجروح شد. او پس از بهبودی، در « اردبیل» مسئولیت «واحد آموزش سپاه پاسداران» را بر عهده گرفت. رفت و آمدهای او به جبهه های جنگ و شرکت در عملیات ها تداوم پیدا کرد تا سرانجام به عنوان مسئول واحد آموزش، به «لشکر 31 عاشورا» پیوست. او در اردیبهشت 1362 شمسی، بر اثر انفجار نارنجک، دست چپ خود را ازدست داد. سرانجام در «عملیات والفجر4» هدفِ گلوله بعث ها قرار گرفت و بال در بال ملائک گشود.
در سالهای نوجوانی ، به کشتی علاقمند شد وبه صورت نیمه حرفه ای این ورزش را ادامه داد وچندین بار موفق به کسب رتبه در این رشته گردید .
پس از پایان تحصیل و کسب مدرک دیپلم ، برای مدت کوتاهی در تهران به کار مشغول شد اما به اردبیل بازگشت و در گارگاه آهنگری که پدرش دایر کرده بود به کار پرداخت . در همین زمان به قید قرعه از خدمت سربازی معاف شد.
با شروع انقلاب و تظاهرات مردم علیه رژیم پهلوی ، به صف تظاهر کنندگان پیوست و در مواقع ضروری در ساختن کوکتل مولوتوف ، پخش اعلامیه ، شعار نویسی روی دیواری و ... بسیار فعال بود . تا آنجا که به اتفاق چند تن از دوستانش پس از شناسایی منزل یک ساواکی ، شبانه ماشین فرد ساواکی را به آتش کشیدند .فردای آنروز شاپور دستگیر و در کلانتری اردبیل مورد ضرب و شتم ماموران قرار گرفت و به زندان انتقال یافت . اما پس از آزادی از زندان همراه مردم در تظاهرات شرکت می جست و به فعالیت های خود ادامه داد. حتی چندین بار تحت تعقیب قرار گرفت اما نتوانستند او را دستگیر نمایند.
شاپور در جریان مقابله با منافقین فعالیت بسیار داشت و گاه شبها تا صیح در سطح شهر گشت می زد و اعلامیه آنها را جمع آوری می کرد
با شروع جنگ تحمیلی و پیشروی دشمن به سوی آبادان وخرمشهر ، راهی جبهه شد و به اتفاق دوستانش به دفاع ازآبادان پرداخت و در طی یک عملیات محدود مجروح شد او پس از بهبودی ، در سپاه پاسداران اردبیل واحد آموزش را برعهده گرفت .