41.15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدیه رمضانی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
علامه مجلسی در کتاب زادالمعاد خود نوشته از امام زمان (عج) است که هر کسی
👈دعای افتتاح👉
را بخواند، فرشتگان دعای او را می شنوند و برایش طلب استغفار می کنند.
وَ رُوِيَ بِسَنَدٍ مُعْتَبَرٍ عَنْ صَاحِبِ الْأَمْرِ (عَجَّ) أَنَّهُ كَتَبَ لِشِيعَتِهِ أَنْ يَقْرَءُوا فِي كُلِّ لَيْلَةٍ مِنْ لَيَالِي رَمَضَانَ هَذَا الدُّعَاءَ، فَإِنَّ الْمَلَائِكَةَ تَسْمَعُ دُعَاءَ هَذَا الشَّهْرِ وَ تَسْتَغْفِرُ لِصَاحِبِهِ
📚زاد المعاد، ج ۱ ،ص ۸۶
#التماس_دعای_فـرج🤲
#ماه_رمضان
#دعای_افتتاح
11.66M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥ببینید؛
🌹به یاد عارفان شب قدر و شاهدان روز محشر
🌹تصاویر کمتر دیده شده از شهدا و رزمندگان و مجروحین دفاع مقدس با مداحی حاج محمود کریمی و نوای آسمانی شهید سید مرتضی آوینی)
.
🌷همیشه دوستت دارم ای شهید....
🌷 نشر ؛به عشق آقا امیرالمونین(ع) و شهدا
هدایت شده از مهندسی ذهن استاد نیلچی زاده
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💡 #مهجوریت نهجالبلاغه
در چیست؟!
🔍 چرا یک مداح وقتی ابتدای مناجات ماه رمضان ، از فرمایش مولای متقیان به مالک اشتر در نامه ۵۳ #نهجالبلاغه میخواند، برخی ترسان میشوند و به وی تذکر میدهند که دست بردارد از این کار....
📎 #مداح_بصیر
#خادم_نهج_البلاغه
#ما_نهج_البلاغه_میخوانیم
🏷 وقَتْلاً في سبيلكَ فوفّق لنا.
🔹توفیق کشته شدن در راهت را به ما عطا کن
🔺فرازی از دعای افتتاح
🌙 بهمناسبت ایام لیالی قدر
#رمضانالکریم
82452224_435231740.mp3
3.13M
🌙ویژه #شب_قدر
🎙#کلیپ_صوتی | توسل به شهدا🌷
🔻یکی از ابزارهای توسّل و تقرّب به پروردگار، توجّه به ارواح مطهّر شهیدان است...
مقاممعظمرهبری💌
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#الّلهُمَّ_عَجِّلْ_لِوَلِیِّکَ_الْفَرَجْ
🌷یاد یاران
شهیدی که یک عمر، روزهدار بود
حاج حمید از سال ۱۳۶۲ یعنی زمان شهادت پدرشان تا سال ۱۳۹۳، یعنی ۳۱ سال تمام هر روز، روزه بود ـ البته غیر از روزهای حرام و ایامی مثل روز عاشوراـ اوایل زندگیمان اگر مسافرت بودند روزه نمیگرفتند، اما این اواخر حتی در سفرها هم روزه بودند. چون کثیرالسفر حساب میشدند.
راوی همسر #شهید_حمید_تقوی_فر
#ماه_رمضان
#روزه
شهید محمد اسدی متولد 1364 ،تهران و فارغ التحصیل رشته حقوق بود. شهید محمد اسدی طی سالهای 91 تا 93 از فعالان دانشجویی مشهد بود و دبیری شورای انجمنهای علمی دانشجویان دانشگاه پیام نور مشهد را بر عهده داشت.
*تاریخ و نحوه شهادت:*
همرزمان پاکستانی شهید از دوربین پیکر چند شهید را بین نیروهای خودی و دشمن مشاهده میکنند و به جانشین او میگویند، که در همان لحظه شهید بزرگوار سر میرسند و میگویند مادران این شهداء چشم به راه فرزندانشانند و او میرود که پیکر شهدا را با چند نفر دیگر که داوطلب میشوند برگردانند که در نزدیکی پیکر شهدا کمین میخورند و در اول ماه مبارک رمضان با دهان روزه به شهادت رسید.*ویژگیهای اخلاقی شهید:*
متدین، اهل عمل، مودب، احترام گذار به پدر و مادر و بزرگترها، مقلد رهبر معظم، مخلص، بسیار بسیار شجاع و جسور، بسیار غیرتمند، بابصیرت، عاطفی احساسی خندان علاقه خیلی شدید به کودکان ، دوری از گناه، عمل به واجبات و مستحبات، خواندن نماز اول وقت در مسجد، خواندن نماز شب، محب اهل بیت (ع) و الگوی ایشان حضرت ابوالفضل العباس (ع)، اجتماعی، محکم و معتقد ، خلاق و مبتکر، کم توقع، وبسیار بامرام و با معرفت، بسیار بسیار بخشنده، خوش مسافرت...
*علایق شهید:*
ورزش (کشتی، کوهنوردی، قایقرانی، والیبال، فوتبال، بدنسازی)
سرودن شعر، درس و علم، شرکت در فعالیت های فرهنگی مذهبی دانشگاه بسیج هیئت و مساجد ، اهل مسافرت و اردوهای ورزشی فرهنگی تفریحی، کمک به دیگران، مطالعه، پیگیری اخبار جهان علی الخصوص جهان اسلام و تشیع، عاشق شخصیت مقام معظم رهبری امام خامنه ای (حفظ الله)، شهداء، و مبارزه با کفر و تکفیر و عاشق شهادت*رابطه ی شهید و روزه:*
شهید اسدی قبل از اعزام به سوریه برای اینکه بتواند برود و کسی سد راهش نشود چهل روز روزه گرفت و شام تا سحر به نماز شب و عبادت پرداخت، همچنین سه شبانه روز در حرم منور امام رضا(ع) نیز به عبادت پرداخت تا برای دفاع از ناموس اهل بیت(ع) بدون مشکل به سوریه برسد.
همرزمان این شهید میگویند: محمد پس از اینکه به سوریه رسید به پاس اینکه به او اجازه دفاع از حریم ناموس حضرت علی(ع) داده شده است نیز هشتاد روز دیگر روزه گرفت.
*سرانجام در اولین روز ماه مبارک رمضان با دهان روزه به فیض شهادت نائل آمد.*
بزرگواران وصیتنامه شهید امروز 👆👆
همانطور که حضرت آقا فرمودند ارزش چندین بار خواندن، بلکه قاب کردن دارد
از دست ندهیم.
اینجانب ناصرالدین باغانی بنده ی حقیر در درگاه خداوندم .چند جمله ای را به رسم وصیت می نگارم .
سخنم را درباره ی عشق آغاز می کنم ما را به جرم عشق موأخذه می کنند .
گویا نمی دانند که عشق گناه نیست امّا کدام عشق؟
خداوندا معبودا عاشقا،مرا که آفریدی عشق به پستان مادر را به من یاد دادی ، امّا بزرگتر شدم ودیگر عشق اولیه مرا ارضاء نمی کرد پس عشق به پدر ومادر را در من به ودیعت نهادی.مدتی گذشت، دیگر عشق را آموخته بودم امّا به چه چیز عشق ورزیدن را نه،به دنیا عشق ورزیدم به مال ومنال دنیا عشق ورزیدم . به مدرسه عشق ورزیدم . به دانشگاه عشق ورزیدم امّا همه ی اینها بعدِ مدت کمی جای خود را به عشق حقیقی و اصیل داد یعنی عشق به تو .
(یَومَ لا یَنْفَعُ مال وَلا بَنُون ) فهمیدم که وقتی شرایط عوض شود یَفِرّالْمرءَ مِنْ اَخیهِ و صاحِبَتهِ و بَنیهِ و اُمّهِ وَاَبیهِ،پس به عشق تو دل بستم بعد از چندی که با تو معاشقه کردم یکباره به خود آمدم ودیدم که من کوچکتر از آن هستم که عاشق تو شوم وتو بزرگتر از آن هستی که معشوق من قرار گیری،فهمیدم در این مدت که فکر می کردم عاشق تو هستم اشتباه می کرده ام ، این تو بودی که عاشق من بوده ای و من را می کشانده ای ، اگر من عاشق تو بودم باید یکسره به دنبال تو می آمدم .
ولیکن وقتی توجه می کنم می بینم که گاهی اوقات در دام شیطان افتاده ام ولی باز مستقیم آمده ام حال می فهمم که این تو بوده ای که به دنبال بنده ات بوده ای، و هرگاه او صید شیطان شده ، تو دام شیطان را پاره کرده ای و هر شب به انتظار او نشسته ای تا بلکه یک شب او را ببینی ، حالا می فهمم که تو عاشق صادق بنده ات هستی ، بنده را چه ، که عاشق تو بشود (عَنقا شکار کرکس نشود
دام باز گیر)
آری تو عاشق من بودی و هر شب مرا بیدار می کردی و به انتظار یک صدا از جانب معشوق می نشستی.
اما من بدبخت ناز می کردم و شب خلوت را از دست می دادم و می خوابیدم !
اما تو دست بر نداشتی و انقدر به این کار ادامه دادی تا بالا خره منِ گریز پای را به چنگ آوردی و من فکر می کردم که با پای خود آمده ام وه چه خیال باطنی !! این کمند عشق تو بود که به گردن من افتاده بود .
مرا که به چنگ آوردی به صحنه ی جهادم آوردی ، تا به دور از هر گونه هیاهو با من نبرد عشق ببازی من در کار تو حیران بودم و از کرم تو تعجب می کردم .
آخرتو بزرگ بودی و من کوچک !! تو کریم بودی و من لئیم ! تو جمیل بودی و من قبیح ، تو مولا بودی و من شرمنده از این همه احسان تو بودم .کمند عشقت را محکمتر کردی و مرا به خط مقدم عشق بردی ، در آنجا شراب عشقت را به من نوشاندی وچه نیکو شرابی بود . من هنوز از لذت آن شراب مستم . اولین جرعه ی آنرا که نوشیدم مست شدم ودر حال مستی تقاضای جرعه های دیگر کردم . امّا این بار تو بودی که ناز می کردی و مرا سر می گرداندی ، پیاله ام را شکستی ، هر چه التماس می کردم تا از حجاب ظلمانی بیاسایم ، ندادی و زیر لب به من خندیدی و پنهانی عشوه کردی اکنون من خمارم و پیاله به دست ، هنوز در انتظار جرعه ای دیگر از شراب عشقت به سر می برم . ای عاشق من !! ای اله من !! پیاله ام را پر کن و در خماریم نگذار. تو که یک عمر به انتظار نشسته حال که به من رسیده ای چرا کام دل بر نمی گیری؟ تو که از بیع و شراء متاع عشق دم می زنی، چرا اکنون مرا در انتظار گذاشته ای ؟ اگر بدانم که خریدار متاعم نیستی و اگر بدانم که پیاله ام را پر نمی کنی ، پیاله ی خود را می شکنم و متاعم را به آتش می کشم تا در آتش حسرت بسوزی و انگشت حسرت به دندان بگزاری .
به آهی گنبد خضراء بسوزم
جهان را جمله سر تا پا بسوزم
بسوزم یا که کارم را بسازی
چه فرمائی بسازم یا بسوزم