💠آقای #قــــرائتی میگفت:
«یک هیئت اومده بود حرم امام رضا، موقعی که میخواستن دعا کنن هر چند ثانیه یکیشون اشاره میکرد بقیه فقط آمین میگفتن.
❓ازشون پرسیدن شماها چرا فقط آمین میگید؟
💢گفتن ما که نمیدونیم چی از خدا بخوایم تا به صلاحمون باشه. خیرمون تو چیه. برای همین به امام رضا گفتیم برامون دعا کنه ما هم آمین میگیم.»
🔹آقای قرائتی میگفت خیلی معرفت آدم نسبت به امام باید بالا باشه تا همچین کاری بکنه.
🔶 من فکر کردم دیدم خیلی کار خوبیه، ولی میشه منحصر به حرم و روز خاص نباشه.
🔹 میتونیم هر روز به یکی از ائمه متوسل بشیم بگیم برامون دعا کنن ما هم آمین بگیم،
مثلاً بعد هر نماز یا هر وقت دیگه...
✨یا علی بن موسی الرضا امام مهربانم، شما را به عصمت مادرتون قسم میدهیم، امروز برای سلامتی و ظهور پسر عزیزتون دعا کنید..... 🌹🍃
چهارشنبه های امام رضایی❤️
7.48M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
﷽
#السلام_علیک_یا_امین_الله_فی_ارضه
#باب_الجوادت_به_کل_دنیا_می_ارزه
امام جواد علیه السلام فرمودند:
زیارت امام رضا علیه السلام در همه زمانها خوب است،
❇️ولی با فضیلتترین زمان زیارت آن حضرت،
👈 ماه رجب است.
🕊☘🕊☘🕊☘
#چهارشنبه_های_رضوی
کبوترانه
🕊☘🕊☘🕊☘
... دستم را به سینه نهادم
سلام این چنین دادم :
سلام ای آسمانها خاک پایت
سلام ای آسمانی ها گدایت
سلام ای برتر از خورشید ، ایوان طلایت
غریبانه صدایش کردم و گفتم
سلام ای آشنا و ای حبیبم
جوابی آمد و از دل شنیدم
غریبه غم مخور ، من هم غریبم
بیا خوب آمدی ، من معنی اَمن یُجیبم
☘🕊☘🕊☘🕊
نمازی خواندم ،آزاد مثل یک کبوتر آمدم صحن گوهر شاد
کنار حوض بین صحن کمی آب نوشیدم
فضای حوض خالی بود
و ایوان را میان حوض می دیدم
🕊🕊🕊
که نا گه یک کبوتر بال زد غرق ترنم
با صدای خود سکوتم را شکست
و شاد و سرمست ، کنار حوض بنشست
کبوتر تشنه بود و آب می خورد
دل من بین سینه تاب می خورد
نگاهش کردم و گفتم کبوتر خوش به حالت
چه جایی می زنی پر ، خوش به حالت
دلم می خواست مثل تو پرواز می کردم
پرم را باز میکردم
و با بال سپیدم پرچم سبز حرم را ناز میکردم
دلم می خواست که آقا مثل ، تو به من هم لانه می داد
به کام من به دستش دانه می داد
دلم می خواست با عشق، مردم
برایم نذر می کردند گندم
کبوتر راستی جایی جز این صحن و سرا رفتی؟؟؟؟
اگر رفتی بگو که تا کجا رفتی ؟؟؟
چه می دانی که دردم چیست ؟؟؟
اصلا تو به عمرت به کربلا رفتی ؟؟؟؟؟؟؟؟
کبوتر ! از سر شب فکرم آنجاست
کبوتر درد من دوری از آنجاست
تو که جایت همیشه پیش آقاست
تویی که خانه ات بر بام دنیاست
برو پیشش بگو آقا نوکرت بی قرار است
از آن روزی که رفته کربلا چشم انتظار است
برو پیشش بگو آقا گدایت شب به شب خوابش حسین(ع) است
بگو که سینه او تنگ اربابش حسین(ع) است
کبوتر تا شنید اسم حسین(ع) آمد ، نوکش را از میان آب برداشت
نمی دانم چه فکری توی سر داشت ،مگر او هم خبر داشت ؟؟؟؟؟
گمانم که کبوتر خوب می دانست ارباب
دم آخر زبانش خشک بود و تشنه آب
من آواره تنها ، کنار حوض بی ماهی
که روی آب پاکش کاسه هایی به رنگ زرد ، یک زرد طلایی
به رویش عکس یک دست خدایی
که بود از تن جدا رویش نوشته :
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد
سقای حسین سید و سالار نیامد ...
🕊☘🕊☘🕊☘🕊☘🕊
📢📢📢📢📢. خیلی فوری✅
💫 #حدیث _نور 💫
. امام صادق فرمود : هر کس از علمش ، پولش، مالش، جانش، به اندازه یک درهم خرج امام زمان (عج) کند به اندازه ی دو میلیون درهم خدا و امام ثواب برایش محاسبه می کنند
🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃
سلام علیکم
بزرگواران
با توجه به وضعیت بحرانی در استان گلستان
برای اطعامشان نیاز به گوشت دارند
بنا داریم ان شاالله در همانجا قربانی برای سلامتی وفرج امام زمان علیه السلام انجام دهیم
صدقه سرسلامتی آقا ،سلامتی همه ی مسلمانان
خاصه شیعیان مولا امیرالمؤمنین علیه السلام👌
ما را یاری بفرمائید ولو به اندک🙏
عزیزان می توانند
👇👇👇
سهم خود را به این شماره ی
کارت واریز فرمایند:
6037 9973 5313 3474
خدیجه مولوی
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
﷽
سلام علیکم
بیست و ششمین روز از🌷چله دوازدهم🌷
تلاوت☀️ زیارت امین الله☀️
به نیابت از
بقیة الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف
امام خمینی (ره)
همه شهدا و
❣️ شهید رجب علی آهنی ❣️
#هدیه می کنیم
محضر نورانی
☀️ امیرالمؤمنین علیه السلام☀️
🌹🌹🌹🌹
تلاوت ☀️زیارت آل یاسین☀️
و عرض سلام و ارادت خدمت
☀️امام زمان علیه السلام ☀️
#به_آرزوی_شهادت
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ
✨﷽✨
🌷شهید
رجب علی آهنی
🌷توی روستای مان، رسم بود عروس را با ساز و دهل می آوردندخانه ی داماد؛ مردم هم می آمدند برای تماشا.هرچه اصرار کردیم که رسم است.
🌷بگذار برای تو هم جشن مفصل بگیریم ، زیر بار نرفت .
🌷گفت "ما انقلاب کردیم که توی عروسی هامون به جای گناه صلوات محمدی باشد.
🌷هر کی رسم و رسوم رو دوست دارد، خودش می دوند. ما باید برای بقیه الگو باشیم."
🌷شب عروسی اش دعای کمیل خواندند به جای ساز و دهل.
🌷اگر خدای ناکرده آن چیزهایی را که اسلام ازاله کرد وریخت بیرون، این ها را ما در عقد ازدواج بیاوریم، آن وقت عقد ما ، عقد جاهلی خواهد شد .
🌷خودمان مسلمانیم ، اسممان مسلمان است اما کارمان کار جاهلیت خواهد شد.
شهیدحاج رجبعلی آهنی فرزند داد خدا در تاریخ 3/4/1334 در قریه سلطانی از توابع شهرستان نهبندان در خانواده ای مذهبی وکشاورز دیده به جهان گشود . در سن سه سالگی پدرش را از دست داد و دوران کودکی را در روستای زادگاهش به مکتب خانه قرآن رفت و تحصیلات ابتدائی اش رادر همانجا به پایان رساند . مشکلات فرارویش و سختی های زندگی او را مجال به درس خواندن نداد و علیرغم سن کم و خردسالی ، بار زندگی را به دوش کشید . فعالیت شهید در این سنین بیشتر پرداختن به امورات کشاورزی و دامداری بود
رجبعلی پس از اینکه پدرش را از دست داد مجبور شد برای تامین مخارج زندگی به کار مشغول شود که در سن 13 سالگی روستا را ترک و به تهران رفت . در آنجا در شرکت « فاردارو» و در قسمت پخش دارو ، همچنین در کارهای بانکی شرکت ، دو سال کار کرد . در سال 1354 داوطلبانه خود را به حوزه نظام وظیفه معرفی نمود و به سربازی اعزام شد . چهار ماه آموزشی را در تربت حیدریه به پایان رساند و بعد از این مدت به تهران اعزام شد . مدتی از خدمت سربازی خود را در تهران و سپس در خاش سپری نمود پس از اتمام دوران سربازی ، به بیرجند آمده و در شرکت « پی ریز » در محمدیه بیرجند حدود یکسال به کار مشغول شد. آنگاه مجدداً به تهران رفت که همزمان با اوج گیری انقلاب بود . او با حضور در تظاهرات همگام با سایر مردم به فعالیت های انقلابی بر علیه رژیم پهلوی پرداخت
. در جریان کشتار 17 شهریور ، بر علیه رژیم شاه نقش فعالی داشت . سپس مجدداً به بیرجند بازگشت و در تظاهرات و راهپیمایی ها رهبری گروه های مردمی را به عهده می گرفت . روحیه ایثارگری بالایی داشت و از مشکلات دوران انقلاب هیچ گونه واهمه ای نداشت. همه را بر علیه شاه تحریک می کرد . با پیروزی انقلاب ، به کمیته انقلاب اسلامی پیوست و با قاطعیت بر علیه ضد انقلاب و عوامل رژیم شاه می پرداخت . بعداز چندی ، ازکمیته استعفا داده و به جهاد سازندگی پیوست . روحیه بالای ولایت پذیری و عشق به امام و مردم مستضعف ، او را بر آن داشت تا فعالیت خود را از جهاد سازندگی به خدمت در سپاه پاسداران شهرستان بیرجند معطوف کند . او همواره در فکر محرومان و گرفتن حقشان از ظالمین بود . از اختلاف و تفرقه رنج می برد . پس از نه ماه فعالیت درسپاه ، برای گذراندن آموزش به مشهد اعزام و بعد از اتمام دوره آموزشی به بیرجند بازگشت . در منطقه نهبندان ، حدود شانزده ماه به عنوان فرمانده عملیات مبارزه با مواد مخدر فعالیت نمود وپس از اینکه اوضاع منطقه را سرو سامان بخشید
مدتی بعد داوطلبانه به جبهه رفت و در عملیات طریق القدس به عنوان فرمانده گردان شرکت کرد . او اولین فرمانده ای بود که خط دفاعی عراق را شکسته و از روی میدانهای وسیع مین گذشت و به یاری خداوند متعال ، دشمن بعثی را تا عمق 30 کیلومتری مجبور به عقب نشینی کرد.در این حمله شهید آهنی بر اثر اصابت ترکش خمپاره مجروح شد که بصورت سرپایی درمان شد . بعد از عملیات و پس از شش ماه حضور در جبهه به بیرجند بازگشت و برای دومین بار در تاریخ 5/12/1360 به جبهه اعزام شد . او این بار فرماندهی نیروهای ویژه خراسان در عملیات فتح المبین را به عهده گرفت و به جبهه شوش اعزام گردید . در این عملیات بر اثر اصابت گلوله از ناحیه دست مجروح شد که برای مداوا به بیرجند منتقل گشت . پس از ده روز برای سومین بار به جبهه رفت