شب عرفه، شب دعا، عبادت، توبه و آمرزش الهی
رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمود:
همانا در شب عرفه هر دعای خیری مستجاب می شود.
پاداش کسی که در این شب به عبادت خداوند متعال بپردازد، معادل پاداش عبادت صد و هفتاد سال است. شب عرفه، شب مناجات است و در این شب، خداوند توبه توبه کننده را می پذیرد.
📕اقبال الاعمال، ص634
doaye_arafe_rahbari.mp3
2.23M
💠 فردا روزیک شنبه #عرفه است شما #جوان ها قدر این روزهای بزرگ را و این ساعات با ارزش را بدانید
#امام_خامنه_ای
پدر شهید عطایی میگوید: افتخار میکنم که فرزندم شهید شده است، نمیگویم که من از او راضی هستم بلکه امیدوارم که مرتضی از من راضی باشد.
مرتضی به اسلام، ولایت و اهل بیت(ع) خدمت کرد، جنگ سوریه که شروع شد دلش هوایی شده بود که برود سوریه اما اقوام و آشنایان همه ناراضی بودند، اما من گفتم اگر برای رضای خداوند و دفاع از اسلام میروی من راضی هستم. چندین بار به سوریه رفت و هر دفعه که بر میگشت زخمی و مجروح بود و آخرین دفعهای که مجروح شده بود از ناحیه دست بود به طوری که داخل انگشت دستش میله گذاشته بودند وقتی تصمیم گرفت مجدد برود سوریه گفتم با این دست میتوانی خندید و گفت تا جایی که توان داشته باشم هر کاری از دستم برآید انجام میدهم و این بار هم رضایت به رفتنش دادم
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
📽 دل گویه های شهید بزرگوار مدافع حرم، مرتضی عطایی🌹
با تلویزیون اینترنتی نصر تی وی
ما را هم #حسین، گدایی حساب کن 😔
آخر کجا رود به جز این در، گدای تو...😭
پدر شهید مدافع حرم با بیان اینکه برای مرتضی شرط گذاشتم که اگر میخواهد به سوریه برود تنها باید برای رضای خداوند برود و اگر رفت دست من را هم بگیرد عنوان میکند: دفعه اول دور از چشم اقوام که راضی به این موضوع نبودند و حتی موقع رفتن هم با پسرم خداحافظی نکردند به جبهه رفت؛ همه به من اعتراض میکردند که چرا اجازه دادم و من در پاسخ میگفتم به جبهه جنگ میرود کنار دریا که نمیرود و اگر رفت و با یک دست و پا برگشت خودم را ملامت نمیکنم.
وی بیان میکند: آخرین دفعهای که میخواست برود آمد و روی مرا بوسید و خداحافظی کرد اما به دوستانش گفته بود من دیگر نمیآیم، من مال اینجا نیستم و موقت آمدهام و اینقدر تلاش میکنم تا خداوند خودش من را انتخاب کند.
مرتضی شغل آزاد داشت به حرفه تاسیسات ساختمانی مشغول بود و بسیجی فعال، فرمانده پایگاه بود و قائم مقام گردان منتهی هیچوقت نمیگفت که قائم مقام گردان است. همیشه میگفت برای برداشتن یک بار نیاز به پنج انگشت است اگر یکی از انگشتان نباشد بار به مقصد نمیرسد من هم باید باشم به حضور من نیاز است اگر من و امثال من نرویم داعشیها فردا مشهد هستند. همیشه این مثال تکه کلامش بود که از سیره پیغمبر است که میگفتند همیشه جنگ را به خارج از کشور اسلامی بکشید تا خاندان و ناموس مسلمین در امان باشند.
یک بار یکی از بچهها داشت از من و سید فیلم میگرفت📹.اول از من پرسید:تو اینقدر شهید شهید میکنی،هیچ پیامی نداری؟!
سید کنارم بود رو به دوربین گفتم:ما با هم یه قرارهایی گذاشتیم😉. الانم متذکر میشیم که هر کدوممون زودتر پرید🕊، البته این سید زودتر میپره😒 هر کی زودتر پرید، بره بَست در خونه حضرت سیدالشهدا بشینه، #شهادت اون یکیرو بگیره💔
اگر این کار نکنه، شهید پَستیه.☝️
برشی از کتاب مصطفی و مرتضی
خاطرات خود گفته شهید مرتضی عطایی (ابوعلی)