eitaa logo
الحقنی بالصالحین«یرتجی»
2.7هزار دنبال‌کننده
18.9هزار عکس
9.1هزار ویدیو
239 فایل
انس با شهداء برای همنشینی با امام زمان«ع» ومرافقةالشهداء من خلصائک اَللّهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفِیقَ الشَّهادَةِ فِی سَبِیلِکَ تَحْتَ رایَةِ وَلِیِّکَ الْمَهْدِیّ(عجل الله) السلام علیک یا من بزیارته ثواب زیارت سیدالشهداء یرتجی
مشاهده در ایتا
دانلود
✅ بعداز اذان صبح 👈 تلاوت سوره فجر از طرف شهید آنروز هدیه به روح مطهر امام خمینی (رحمت الله علیه ) و صلوات خاصه حضرت زهرا سلام الله علیها ✅ بعداز اذان ظهر 👈خواندن دعای نور حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها ✅ بعداز اذان مغرب👈 تلاوت سوره حجرات از طرف ائمه روز هدیه به امام زمان عج و روز جمعه از طرف بقیه الله الاعظم عج هدیه شود به به روح مطهر پیامبر ختمی مرتبه ✅ مناجات مسجد کوفه امیرالمؤمنین علیه السلام در هر ساعت از شبانه روزکه می توانید. # مراقبت _ عملی👇 ✅ تبیین بخش هایی از توحید مفضل
شهید مهدی وریجی فرزند شهید «رحیم وریجی» از شهدای دفاع مقدس است. همچنین «رقیه کرمی» همسر این شهید معزز، فرزند شهید حاج «امیر کرمی» و خواهر شهید «شمس الله کرمی» است. دکتر مهدی وریجی فرزند شهید رحیم وریجی، رئیس درمانگاه منطقه ۲۱ شهرداری تهران یکی از مدافعان سلامت بود که در راه مداوای بیماران مبتلا به کووید ۱۹ جان خود را فدا کرد. پیکر وی اسفند ۹۸ درجوار پدر شهیدش در ساری برای همیشه آرام گرفت.
«دکتر مهدی وریجی» مدیر درمانگاه منطقه 21 شهرداری تهران بود. زمانی که کلینیک‌ها با کمبود پزشک رو به رو شدند از پشت میز ریاستی که هیچ گاه به آن دلبسته نشده بود بلند شد و پای تخت بیماران مشکوک به کرونا رفت. در گرفت و گیر ویزیت های اورژانسی زیادی که داشت به ویروس کرونا مبتلا شد و بعد از دو هفته بستری شدن در بیمارستان مسیح دانشوری، شهید مدافع سلامت شد.
پرهیز داشت از این که از پدر شهیدش آبرو و اعتباری برای خودش بخرد. فقط گاهی وقت ها از این موضوع صحبت می‌کرد. آن هم از دلتنگی‌ها و غم یتیم بزرگ شدن خودش نمی‌گفت. این طور وقت‌ها بیش از همه از زحمت ها و مرارت های مادر بزرگوارش یاد می‌کرد. خیلی به مادرش علاقه داشت. می‌گفت با سختی و زحمت او و فرزندان دیگرش را بزرگ کرده است و بعد از این دیگر حرفی نمی‌زد و از جزییات این سختی ها برای مان نمی‌گفت. اهل ساری بودند و در این شهر رشد کرده بود. بعد از قبولی در رشته پزشکی با همسرش که او نیز پرستاری قابل و مانند خودش فرزند شهید بود آشنا شد. نتیجه ازدواج شان دو فرزند بود که حالا غم این که آن ها هم باید مثل این دو انسان بزرگ با درد یتیمی بزرگ شوند بدجوری دلتنگ‌مان می‌کند.»
مهدی عاشق اهل بیت (ع) بود. در پیاده روی اربعین خادم زائران می‌شدیم. دو بار توفیق داشتم در مرز چذابه به همراه او به بیماران زائری که به سمت حرم سید الشهدا (ع) روانه بودند خدمت‌رسانی کنم. آنچنان با اخلاص با این بیمارها برخورد می‌کرد که نظیر آن کمتر دیده می‌شد. خیالش از وضع بیمار که راحت نبود به او شماره تلفن همراهش را می‌داد. بچه‌های زائر خوزستانی بارها و بارها بعد از اربعین با او تماس می گرفتند و از مشکلات بیماری شان می‌گفتند و او وقت می‌گذاشت و به حرف‌های شان گوش می‌کرد. راهنمایی شان می کرد و می دانستیم دست رد به سینه نیازمند نمی‌زند. این ها را به چشم می دیدیم و الباقی کارهای خیرش را در خفا انجام می‌داد و بعد متوجه آن می‌شدیم.»
ایشان مدیریت کلینیک منطقه 21 را به عهده داشت. با این حال هیچ گاه جایگاهی برای خودش قائل نبود. از پیشرفت غافل نمی شد. سخت کوش بود. به کاری که به او سپرده می‌شد به شکل یک وظیفه نگاه می‌کرد. اما درگیر حرص زدن نمی‌شد. آنقدر خاکی و خودمانی برخورد می‌کرد که غریبه‌ها هم به او دلبستگی پیدا می‌کردند. به مسئولان پذیرش کلینیک سپرده بود که اگر بیماری توان پرداخت  حق ویزیتی را نداشت برای معاینه اولیه بیمار خبرش کنند. خیلی وقت ها این بیمارها مشکلات جدی داشتند و توان کم شان باعث می‌شد قید درمان پر هزینه را بزنند. اما دکتر معرف خیلی از این بیماران به پزشکان متخصص دیگر می‌شد و مشکلات شان را حل می‌کرد.»
در اداره‌ای با هم همکار بودیم. تماس گرفتند و گفتند پدرم سکته کرده و او را به بیمارستان برده‌اند. بی قرار شدم. وسایلم را برداشتم و با بغض از پله ها با سرعت پایین می رفتم. در پاگرد یکی از طبقات مهدی را دیدم. از ماجرا که با خبر شد. بی آن که خبری بدهد یا وسیله ای بردارد، انگار که برادر من باشد به اندازه من عجله به کار انداخت. خودش پشت فرمان نشست و با هم به بیمارستان رفتیم. در راه با حرف های محکمش آرامم کرد. حتا آنجا هم که رسیدیم به پدرم هم دلداری می‌داد و می‌گفت خیلی زود بعد یک آنژیوی ساده به خانه بر می‌گردد. خودش هم روحیه خوبی برای مبارزه با کرونا داشت. در روزهایی که در بیمارستان مسیح دانشوری بستری بود مدام با او تماس می‌گرفتم. من گریه می‌کردم و او آرامم می‌کرد و با لحن جدی و شوخی‌اش  می‌گفت این دیوانه بازی ها چیه؟ من زود بر می‌گردم. بعد از من می‌خواست که برایش روضه بخوانم. برایش ذکر مصیبت اهل بیت می‌خواندم و دلم بیشتر برایش تنگ می‌شد.کاش حالا هم کنار مان بود و آرام مان می‌کرد.»
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
9.05M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حرم حضرت علی ابن ابیطالب(علیه السلام) در روز سه شنبه ۵ اسفند
4_6005860852572356675.mp3
1.87M
💫🌺🍃 🌺 ✨ آقا علیه، ✨صاحب خونه خدا علیه... 🎙حاج مهدى رسولى