من ادم بدی نبودم فقط زیادی تحمل کردم، زیادی بخشیدم، زیادی فهمیدم، زیادی خودمو جای ادما گذاشتم که هیچوقت خودشونو جای من نزاشتن، وقتی بلاخره خسته شدم، فکر کردن بی رحم شدم. نه، من بی رحم نشدم، فقط دیگه دلم طاقت نداشت هربار خودش رو از زیر اوار رفتار ادما بیرون بکشه.کميازمآ
از یجایی به بعد، دیگه برا هیچ چیز عجله نداری نه برای ثابت کردن خودت، نه برای نگه داشتن کسی. چون میفهمی هرچیزی که سهم تو باشه. راهش را پیدا میکند..کميازمآ